بيت المعمور
منابع مقاله:
کتاب : تفسير و شرح صحيفه سجاديه جلد سوم
نوشته: حضرت آیت الله حسین انصاریان
بيت المعمور كجاست؟
گروه فرشتگان داراى خانهاى آراسته و منور به نور الهى هستند، اين گروه طواف كنندگان عرش الهى در جايگاه رفيع سكونت دارند. همان گونه كه خداوند منان به آن سوگند ياد مىكند:
وَ الطُّورِ* وَ كِتبٍ مَّسْطُورٍ* فِى رَقٍّ مَّنشُورٍ* وَ الْبَيْتِ الْمَعْمُورِ» «1»
سوگند به [كوهِ] طور،* و به كتابى كه نوشته شده،* در صفحهاى باز و گسترده،* و به آن خانه آباد.
بيت المعمور، همان ضُراح «2» است كه خانه در آسمان چهارم موازى با كعبه در مقابل عرش خداوند است. هر روز هفتاد هزار فرشته به درون آن مىروند و تا روز قيامت باز نمىگردند. «3» بيت المعمور مطاف ملائكه در زير عرش الهى بود؛ تا هنگامى كه حضرت آدم به زمين فرود آمد، به امر خداوند و يارى فرشتگان براى او خيمهاى از آسمان نازل شد و آدم آن را بنا نمود كه اكنون اركان بيت اللَّه الحرام، كعبه معظمه بر روى زمين رو به روى بيت المعمور در آسمان است. «4» ابن مسعود مىگويد: رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:
«چون مرا به آسمان بالا بردند با جبرئيل به آسمان چهارم رسيديم، خانهاى ديديم از ياقوت سرخ، جبرئيل به حضرت گفت: اين بيت المعمور است. اى محمد! برخيز و بدان سو نماز كن. آن گاه خداوند همه پيامبران را گرد آورد و همگى در پشت سر من صف بستند و من به آنان جماعت گزاردم.» «5»
علت طواف بر بيت المعمور
از امام سجاد عليه السلام درباره بيت المعمور، روايتى با عظمت در كتب حديثى آمده است كه بيان آن ضرورى به نظر مىرسد:
عَنْ عَلِىِّ بْنِ الحُسَين عليه السلام انَّ رَجُلًا سَالَهُ ما بَدْءُ هذَا الطَّوافِ بِهَذَا البَيْتِ لِمَ كانَ وَ حَيْثُ كانَ؟ فَقَالَ عليه السلام: امَّا بَدْءُ هَذَا الطَّوَافِ بِهَذَا الْبَيْتِ فَانَّ اللَّه قالَ لِلْمَلائِكَةِ:
انّى جاعِلٌ فى الأرضِ خَلِيفَةً
فَقالَتْ الْمَلائِكَةُ: اىْ رَبِّ أَخَليفَةً مِنْ غَيْرِنا مِمَّنْ يُفْسِدُ فِيها وَ يَسْفِكَ الدِّماءَ وَ يَتَحاسَدُونَ وَ يَتَباغَضُونَ وَ يَتَباغَونَ اىْ رَبِّ اجْعَلْ ذلِكَ الخَلِيفَةَ مَنَّا فَنَحْنُ لَانُفْسِدُ فِيها وَ لانَسْفِكُ الدِّماءَ وَ لانَتَبَاغَضُ وَ لانَتَحاسَدُ وَ لانَتَباغَى و
نَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَ نُقَدِّسُ لَكَ
وَ نُطيعُكَ وَ لانَعْصِيكَ قالَ اللَّهُ تَعالى:
انِّى أَعْلَمُ ما لاتَعْلَمُونَ» «6»
قالَ فَظَنَّتِ الْمَلائِكَةُ أَنَّ ما قالُوا رَدٌّ عَلى رَبِّهِم عَزَّوَجَلَّ وَ أَنَّهُ
قَدْ غَضَبَ عَلَيْهِمْ مِنْ قَوْلِهِم فَلَاذُوا بِالْعَرشِ ثَلاثَ ساعاتِ، فَنَظَرَ اللَّهُ الَيْهِمْ فَنَزَلَتِ الرَّحْمَةُ عَلَيْهِمْ فَوَضَعَ اللَّهُ سُبْحانَهُ تَحْتَ الْعَرْشِ بَيْتَا عَلَى ارْبَعِ اساطيِنَ مِنْ زَبَرْجَدٍ وَ غَشَّاهُنَّ بَياقُوتَةٍ حَمْراءَ وَ سُمِّىَ الْبَيْتَ الضُّراحَ ثُمَّ قالَ اللَّهُ لِلْمَلائِكَةِ: طُوفُوا بِهَذَا الْبَيْتَ وَ دَعُوا الْعَرْشَ فَطافَتِ المَلائِكَةُ بِالْبَيْتِ وَ تَرَكُوا الْعَرْشَ فَصارَ اهْوَنَ عَلَيْهِمْ وَ هُوَ الْبَيْتُ الْمَعْمُورُ الَّذى ذَكَرَهُ اللَّهُ يَدْخُلُهُ كُلَّ يَوْمٍ وَ لَيْلَةٍ سَبْعُونَ الْفَ مَلَكٍ لايَعُودُونَ فِيهِ أَبداً ثُمَّ إنَّ اللَّهَ تَعالى بَعَثَ مَلائِكَتَهُ فَقالَ ابْنُوا لى بَيْتاً فى الْأَرضِ بِمِثالِهِ وَ قَدْرِهِ فَامَرَ اللَّهُ سُبْحانَهُ مَنْ فى الأَرْضِ مِنْ خَلْقِهِ أَنْ يَطُوفُوا بِهَذَا الْبَيْتِ كَما يَطُوفُ أَهْلُ السَّماءِ بِالْبَيْتِ الْمَعْمُورِ. «7»
شخصى از امام سجاد عليه السلام درباره علت طواف بر بيت المعمور و خانه كعبه پرسيد. زمان آغاز طواف بر بيت المعمور چه زمانى بوده و براى چه و چگونه بوده است؟ امام عليه السلام فرمود: آغاز طواف بر بيت المعمور زمانى بود كه خداوند متعال به ملائكه فرمود: من در روى زمين خليفه و جانشينى قرار دادم [به نام انسان]، پس ملائكه گفتند: پروردگارا! خليفهاى از غير فرشتگان قرار دادى در حالى كه اين خليفه در روى زمين فساد مىكند و خون مىريزد و به همديگر حسادت و بغض مىورزند و ستم مىكنند.
پروردگارا! جانشين و خليفهاى از ما روى زمين قرار بده كه ما فرشتگان، فساد نمىكنيم و خون نمىريزيم و بغض و حسادت نداريم و ستم نمىكنيم و همواره به كمك تو تسبيح و تقديس مىكنيم تو را و اطاعت مىكنيم تو را و عصيان نمىكنيم تو را.
خداوند فرمود: مسلماً من چيزى را مىدانم كه شما نمىدانيد. امام سجاد عليه السلام فرمود: ملائكه گمان كردند كه آنچه مىگويند ردّى است بر پروردگارشان و مسلماً خداوند بر گفتار ايشان غضبناك شده است پس سه ساعت به عرش خدا پناه بردند، سپس خداوند به ايشان نظر كرد و رحمتش بر ايشان نازل گرديد و خانهاى در زير عرش قرار داد كه بر چهار استوانه از زبرجد بود كه آن را به ياقوت قرمز آغشته نموده بود كه اين خانه «بيت الضّراح» نام دارد.
سپس خداوند به فرشگان فرمود: طواف كنيد اين خانه را و رها كنيد عرش را، پس ملائكه طواف خانه كرده و عرش را ترك كردند، در نتيجه اين طواف بر ملائكه آسان گرديد [كه مراد آسانى طواف نسبت به پناه بردن ملائكه به عرش مىباشد]. و اين بيت المعمور كه خداوند ذكر فرموده: هر روز و شب هفتاد هزار فرشته داخل آن مىشود كه هرگز برنمىگردند. سپس خداوند فرشتگانش را دستور داد كه: خانهاى براى من در روى زمين بسازيد به مانند و به منزلت بيت المعمور، بعد خداوند سبحان امر كرد به تمام انسانهايى كه در زمين خلق كرده، طواف اين خانه كنند همان طور كه اهل آسمان بيت المعمور را طواف مىكنند.
عظمت بيت المعمور
اين خانه آباد و نورانى به قدرى با عظمت است كه قرآن در شب قدر بر اين بيت معمور نازل شده است.
حفص بن غياث به امام صادق عليه السلام عرض كرد، از كلام خدا خبر بده، امام عليه السلام فرمود: ماه رمضان ماهى است كه قرآن در او نازل شده است.
چگونه قرآن در ماه رمضان نازل شده، در حالى كه قرآن در مدت بيست سال از ابتدا تا پايان نازل شده، حضرت فرمود: قرآن يك باره در ماه رمضان به بيت المعمور نازل شده است سپس از بيت المعمور در مدت بيست سال بر پيامبرش فرو فرستاد. «8» دعايى معروف به دعاى اهل بيت المعمور است كه فرشتگان در هنگام طواف زمزمه مىكردند و معصومان ما به ويژه امام سجاد عليه السلام در نمازهايشان مىخواندند و آن كلماتى از گنجهاى عرش براى اكرام رسول الله صلى الله عليه و آله است. هديهاى از سوى حق كه به وسيله جبرئيل بر حضرتش فرستاده شده كه بدان اشاره مىشود:
يا مَنْ اظْهَرَ الجَمِيلَ وَ سَتَرَ القَبيحَ يا مَنْ لَمْ يُواخِذْ بِالْجَرِيرَةِ وَ لَمْ يَهْتِكِ السِّتْرَ، يا عَظيمَ الْعَفْوِ، يا حَسَنَ التَّجاوُزِ، يا باسِطَ الْيَدَيْنَ بِالرَّحْمَةِ، يا صاحِبَ كُلِّ حاجَةِ، يا واسِعَ المَغْفِرَةِ، يا مُفَرِّجَ كُلِّ كُرْبَةٍ، يا مُقيلَ الْعَثَراتِ، يا كَرِيمَ الصَّفْحِ، يا عَظِيمَ الْمَنِّ، يا مُبْتَدِئاً بِالنِّعَمِ قَبْلَ اسْتِحْقاقِها، يا رَبَّاهُ يا سَيِّداهُ يا غايَةَ رَغْبَتاهُ، أَسْالُكَ بِكَ وَ بِمُحَمَّدٍ صلى الله عليه و آله و عَلىٍّ وَ فاطِمَةَ وَ الْحَسَنِ وَ الْحُسَيْنِ وَ عَلىِّ بْنِ الْحُسَيْنِ وَ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِىٍّ وَ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّد وَ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ وَ عَلِىِّ بْنِ مُوسى وَ مُحَمَّدِ ابْنِ عَلِىٍّ وَ عَلِىِّ بْنِ مُحَمَّد وَ الْحَسَنِ بْنِ عَلِىٍّ وَ الْقائِمِ الْمَهْدِىِّ الْائِمَّةِ الهاديةِ عليهم السلام أَنْ تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أَسْالُكَ يا اللَّهُ يا اللَّهُ أَلَّا تُشَوِّهَ خَلْقى بِالنَّارِ وَ أَنْ تَفْعَلَ بِى ما أَنْتَ أَهْلُهُ. «9»
اى كسى كه زيبايىها را ظاهر مىكنى و زشتىها را مىپوشانى، اى كسى كه مؤاخذه نمىكنى به گناهان ما و پرده درى نمىكنى. اى بزرگ بخشنده، اى نيكوترين گذشت كننده، اى كسى كه دستهاى رحمتت بر امت گشاده است، اى صاحب هر حاجتى، اى دارنده مغفرت گسترده، اى گشايش دهنده هر اندوه و مشتقى، اى جبران كننده لغزشها. اى بزرگوار چشم پوش، اى بزرگ احسان، اى آغاز كننده هر نعمت پيش از لياقت آن، اى پروردگار!، اى آقا!، اى نهايت خواستهها!، از تو مىخواهم به حق محمد و على و فاطمه و حسن و حسين و على بن الحسين و محمد بن على و جعفر بن محمد و موسى بن جعفر و على بن موسى و محمد بن على و على بن محمد و حسن بن على و مهدى عليهم السلام، اين امامان هدايت كننده، اين كه درود بفرستى بر محمد و آل محمد عليهم السلام، و از تو مىخواهم اى خدا، اى خدا، كه زشت نگردانى خلق را به واسطه آتش و انجام دهى براى من آنچه را كه خود صلاح مىدانى.
فرشتگان، واسطههاى بين خدا و موجودات
«بر اساس آنچه قرآن كريم به دست مىدهد، فرشتگان هم در اين جهان و هم آن جهان واسطه ميان خداى متعال و موجودات هستند. به اين معنا كه پيش از فرا رسيدن مرگ و انتقال به عالم ديگر و پس از آن، فرشتگان اسبابى فراتر از اسباب مادى عالم مشهود براى حوادث هستند. امّا در هنگام بازگشت، يعنى در زمان ظهور نشانههاى مرگ و ستاندن جان و جارى ساختن سؤال و ثواب و عذاب قبر و ميراندن و زنده گرانيدن همگان با دميدن در صور و محشور كردن و دادن نامه اعمال به دست بندگان و راندن آنها به سوى بهشت و دوزخ، واسطه در اجراى اين امور هستند كه آيات قرآن بر آن دلالت دارد.
واسطه بودن آنها در مرحله تشريع يعنى نزول وحى و جلوگيرى از مداخله شياطين در آن و تقويت پيامبر و تأييد مؤمنان و پاك كردن آنها به وسيله استغفار است.
و اما اين كه فرشتگان در اين جهان واسطه در تدبير امور هستند، دليلش اطلاق آيات آغازين سوره نازعات مىباشد، آنجا كه مىفرمايد:
وَ النزِعتِ غَرْقًا* وَ النشِطتِ نَشْطًا* وَ السبِحتِ سَبْحًا* فَالسبِقتِ سَبْقًا* فَالْمُدَبّرَ تِ أَمْرًا» «10»
سوگند به فرشتگانى كه [روح بدكاران را به شدت از بدنهايشان] بر مىكنند* و سوگند به فرشتگانى كه [روح نيكوكاران را به نرمى و ملايمت از بدنهايشان] بيرون مىآورند؛* و سوگند به فرشتگانى كه [براى اجراى فرمانهاى حق] به سرعت نازل مىشوند،* و سوگند به فرشتگانى كه [در ايمان، عبادت، پرستش و اطاعت] بر يكديگر [به صورتى ويژه] سبقت مىگيرند،* و سوگند به فرشتگانى كه [به اذن خدا امور آفرينش را] تدبير مىكنند.
بالاتر بودن مقام برخى از فرشتگان نسبت به برخى ديگر و امر كردن فرشته فراتر به فرشته فرودست، در تدبير امرى نيز از زمره همين وساطت است؛ زيرا فرشته متبوع در حقيقت واسطه ميان خداى متعال و فرشته تابع خود در رساندن فرمان خداى متعال مىباشد. مانند واسطه شدن ملك الموت در فرمان دادن به يكى از دستيارانش براى ستاندن جان كسى، خداوند متعال از قول فرشتگان چنين بازگو مىفرمايد:
وَ مَا مِنَّآ إِلَّا لَهُ مَقَامٌ مَّعْلُومٌ» «11»
و هيچ يك از ما فرشتگان نيست مگر اين كه براى او مقامى معين است.
و مىفرمايد:
مُّطَاعٍ ثَمَّ أَمِينٍ» «21»
آنجا مورد اطاعت [فرشتگان] و امين است.
و نيز مىفرمايد:
حَتَّى إِذَا فُزّعَ عَن قُلُوبِهِمْ قَالُواْ مَاذَا قَالَ رَبُّكُمْ قَالُواْ الْحَقَّ وَ هُوَ الْعَلِىُّ الْكَبِيرُ» «31»
تا زمانى كه با صدور اذن شفاعت دلهايشان آرام گيرد [در اين هنگام مجرمان به شفيعان] گويند: پروردگارتان چه گفت؟ مىگويند: حق گفت و او بلند مرتبه و بزرگ است.
بنابراين واسطه بودن فرشتگان و استناد پديدهها به آنها با استناد پديدهها به خداوند و اين كه او به اقتضاى توحيد و ربوبيت، تنها سبب همه موجودات و پديدهها مىباشد، منافاتى ندارد.» «41» اين گونه فرشتهها در مأموريتهاى ويژهاى داراى قدرت مخصوص هستند.
تفسير مالك و خزنه
مالك فرشتهاى الهى است كه نامش از ملك و قدرت ريشه مىگيرد، آن چنان تسلط و قدرت دارد كه اميرمؤمنان مىفرمايد:
اعَلِمْتُمْ انَّ مالِكاً اذا غَضِبَ عَلَى النَّارِ حَطَمَ بَعْضُها بَعْضاً لِغَضَبِهِ، وَ اذا زَجَرَها تَوَثَّبَتْ بَيْنَ ابْوابِها جَزَعاً مِنْ زَجْرَتِهِ. «15»
آيا مىدانيد وقتى مالك دوزخ بر آتش خشم گيرد آتشها به روى هم غلتيده و يكديگر را به سختى مىكوبند، و هرگاه به آتش بانگ زند آتش دوزخ بىتابانه از نهيب او در ميان درهاى جهنّم برجهد؟!.
مالك، خزانه دار اصلى آتش است كه خزانه او تودهاى از آتش و دود است و به همراه آن شدت غضب بر فضاى جهنّم حاكم مىشود.
به فرمايش رسول اكرم صلى الله عليه و آله فرشتگان جهنّم هزاران سال قبل از خلق جهنّم آفريده شدهاند و هر روز به نيرو و توانشان افزوده مىشود. «16» دوزخيان گاهى به مالك متوسل مىشوند كه به خداى تعالى عرض كند تا خدا جانشان را بگيرد بلكه با مرگ از اين عذاب نجات يابند، ولى مالك به آنان مىگويد:
كه در اين عالم مرگى وجود ندارد و حيات ابدى است.
خداوند مىفرمايد:
وَ نَادَوْاْ يملِكُ لِيَقْضِ عَلَيْنَا رَبُّكَ قَالَ إِنَّكُم مكِثُونَ» «17»
و فرياد مىزنند: اى مالكِ [دوزخ! بگو:] پروردگارت ما را بميراند [تا از اين عذاب نجات يابيم]. [مالك] مىگويد: يقيناً شما ماندنى هستيد.
رسول اللَّه صلى الله عليه و آله در اين زمينه مىفرمايد:
اگر به دوزخيان گفته شود شما به تعداد ريگهاى دنيا در آتش خواهيد ماند خوشحال مىشوند و اگر به بهشتيان گفته شود شما به تعداد ريگهاى دنيا در بهشت ماندگار خواهيد بود اندوهگين مىشوند. اما جاودانگى براى آنها مقرر شده است. «18» و دوزخيان گاهى به خزانه دار و مأموران زيردست مالك پناهنده مىشوند كه اگر نجاتى نيست حداقل تخفيفى در عذابشان داده شود ولو به يك روز كه استراحتى كنند.
وَ قَالَ الَّذِينَ فِى النَّارِ لِخَزَنَةِ جَهَنَّمَ ادْعُواْ رَبَّكُمْ يُخَفّفْ عَنَّا يَوْمًا مّنَ الْعَذَابِ* قَالُواْ أَوَ لَمْ تَكُ تَأْتِيكُمْ رُسُلُكُم بِالْبَيّنتِ قَالُواْ بَلَى قَالُواْ فَادْعُواْ وَ مَا دُعؤُاْ الْكفِرِينَ إِلَّا فِى ضَللٍ» «19»
و آنان كه در آتشاند، به نگهبانان دوزخ مىگويند: از پروردگارتان بخواهيد كه يك روز بخشى از عذاب را از ما سبك كند.* [نگهبانان] مىگويند: آيا پيامبرانتان دلايل روشن براى شما نياوردند؟ مىگويند: چرا آوردند.
مىگويند: پس [هر اندازه كه مىخواهيد خدا را] بخوانيد، ولى دعاى كافران جز در بيراهه و گمراهى نيست.
و لكن همين تقاضاى كوچك نيز پذيرفته نمىشود.
تفسير رضوان
رضوان به معناى رضا و خلاف سخط است و رضوان خداوند بزرگترين سعادت و برترين خواستههاست. همان طور كه خداوند در سوره توبه فرمود:
وَعَدَ اللَّهُ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنتِ جَنتٍ تَجْرِى مِن تَحْتِهَا الأْنْهرُ خلِدِينَ فِيهَا وَمَسكِنَ طَيّبَةً فِى جَنتِ عَدْنٍ وَرِضْوَ نٌ مّنَ اللَّهِ أَكْبَرُ ذَ لِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ» «20»
خدا به مردان و زنان با ايمان بهشتهايى را وعده داده كه از زيرِ [درختانِ] آن نهرها جارى است؟ در آن جاودانهاند، و نيز سراهاى پاكيزهاى را در بهشتهاى ابدى [وعده فرموده] و همچنين خشنودى و رضايتى از سوى خدا [كه از همه آن نعمت ها] بزرگتر است؛ اين همان كاميابى بزرگ است.
رئيس خزانه داران بهشت را رضوان ناميدهاند، چون ورود به بهشت و سكونت در آن با رضايت اوست.
رسول اللَّه صلى الله عليه و آله وضعيت اين فرشتگان را در ماه رمضان چنين تشريح مىفرمايد:
اذا كانَ اوَّلُ لَيْلَةٍ مِنْ شَهْرِ رَمَضانَ نادَى الجَلِيلُ جَلَّ جَلالُهُ رِضْوانَ خَازِنَ الجَنَّةِ فَيَقولَ: لَبَّيْكَ وَ سَعْدَيْكَ فَيَقُولُ: نَجِّدْ جَنَّتى وَ زَيِّنْها لِلصَّائِمينَ مِنْ امَّةِ مُحَمَّدٍ صلى الله عليه و آله وَ لاتُغْلِقْها عَلَيْهِمْ حَتَّى يَنْقَضِىَ شَهْرُهُم ثُمَّ يُنادِىَ مالِكاً خازِنَ النَّارِ يا مالِكُ! فَيَقُولُ: لَبَّيكَ وَ سَعْدَيْكَ، فَيَقُولُ: اغْلِقْ ابْوابَ جَهَنَّمَ عَنِ الصَّائِمينَ مِنْ امَّةِ مُحَمَّدِ صلى الله عليه و آله ثُمَّ لاتَفْتَحُها حَتَّى يَنْقَضِىَ شَهْرُهُم. «21»
هر گاه اول ماه رمضان فرا مىرسد، خداوند بزرگ، رضوان، خزانه دار بهشت را ندا دهد و او پاسخ به اطاعت و يارى دهد؛ پس فرمايد: بهشتم را آراسته و زينت براى روزه داران از امّت محمّد صلى الله عليه و آله بنما و آن را براى ايشان باز بگذار تا ماه رمضان آنان بگذرد. سپس مالك، مأمور جهنّم را ندا دهد، اى مالك! و او گويد: در خدمت و يارى هستم، پس فرمايد: درهاى جهنّم را بر روى روزه داران از امّت محمّد صلى الله عليه و آله ببند پس باز نمىكنى تا ماه رمضان آنها بگذرد.
تفسير سدنة الجنان
«سُدنة» خادم اماكن معظمه مانند كعبه و مسجد را گويند، يعنى توليت امر آنها به كليد دارى و نظارت بر آنها است. و سدنة الجنان، كليد داران و سرپرستان حوريان و غلامان و خدمه بهشتى كه همگى مأموران ويژه بهشت مىباشند.
«جنان»، جمع جنة به معناى پوشش و پوشيده است و به باغ بهشت هم گفته مىشود. چون درون بهشت از درختان و شاخههاى گياهان بسيار پوشيده شده است.
كليد داران فردوس با سلام و سلامتى بدون آفت و نقصى و شاد باشى بهشتيان را به بهشت بدرقه مىكنند و آنان كسانى هستند كه با صبر و پايدارى در برابر گناهان و اطاعت خدا به اين درجات رسيدهاند.
خداوند در وصف حال آنان مىفرمايد:
وَ سِيقَ الَّذِينَ اتَّقَوْاْ رَبَّهُمْ إِلَى الْجَنَّةِ زُمَرًا حَتَّى إِذَا جَآءُوهَا وَ فُتِحَتْ أَبْوَ بُهَا وَ قَالَ لَهُمْ خَزَنَتُهَا سَلمٌ عَلَيْكُمْ طِبْتُمْ فَادْخُلُوهَا خلِدِينَ» «22»
و كسانى كه از پروردگارشان پروا كردند گروه گروه به بهشت رانده مىشوند، چون به آن رسند در حالى كه درهايش از پيش گشوده شده است، نگهبانانش به آنان گويند: سلام بر شما، پاكيزه و نيكو شديد، پس وارد آن شويد كه [در آن] جاودانهايد.
وصف جنان در قرآن كريم به تعابير گوناگونى آمده است:
جَنَّةُ النَّعيم، جَنَّةُ الخُلد، جَنَّةُ المَأوى، جَنَّةُ عَدْن، جَنَّةُ عالية، جَنَّةُ عَرْضُها السّماواتِ وَ الْأَرْضِ، دارُالسَّلام، دارُ القَرارِ و ....
و در پس همه آنها عرش الرحمن و لقاء اللّه، درجات بالاى آن است.
و اين جايگاه با شكوه براى مؤمنان صابر و فرمانبر الهى است؛ زيرا كه در دنيا سختىها و تلخىها را چشيدهاند و لذتها را به آخرت واگذار كردهاند و آنچه مانده خلق و خوى پسنديده است كه راه گشاى حقيقت و سعادت ادبى است. و از اين رو كه انسان به محض ديدن فرشته مرگ كه خلق و خوى و كردار آدمى را دارد، همه علم و عمل او مىريزد و حتى ناى پاسخ به پرسش
«مَنْ رَبُّكَ»
را هم ندارد؛ زيرا كه همه چيز او وارداتى و مصرفى بوده است. اكنون كه او را در قبر مىگذارند با يك برخورد و فشار از سوى فرشته قبر تمام عقايد و اخلاق و علوم ظاهرى و كمالات مجازى را از دست مىدهد. و خلق و خوى حقيقى و باطنى آن است كه علم و عمل و چهره حقيقت ملكه آدمى باشد و انسان به آن تخلّق يابد و تمام كمال را از حق ببيند و خويشتن خويش را از خود و غير تهى سازد.
همان گونه كه حضرت رسول اكرم صلى الله عليه و آله مىفرمايد:
ايمان به آراستن ظاهر و آرزو نمودن كمال نيست بلكه ايمان، همان اعتقاد پاك و معرفت خالص در دلهاست كه كار نيك، آن را گواهى مىنمايد. «23»
[ «19» وَالَّذِينَ لَا يَعْصُونَ اللَّهَ مَا أَمَرَهُمْ وَيَفْعَلُونَ مَا يُؤْمَرُونَ» «24» «20» وَالَّذِينَ يَقُولُونَ: سَلَامٌ عَلَيْكُمْ بِمَا صَبَرْتُمْ فَنِعْمَ عُقْبَى الدَّارِ» «25» «21» وَالزَّبَانِيَةِ الَّذِينَ إِذَا قِيلَ لَهُمْ خُذُوهُ فَغُلُّوهُ* ثُمَّ الْجَحِيمَ صَلُّوهُ» «26» «22» ابْتَدَرُوهُ سِرَاعاً وَلَمْ يُنْظِرُوهُ وَمَنْ أَوْهَمْنَا ذِكْرَهُ وَلَمْ نَعْلَمْ مَكَانَهُ مِنْك وَبِأَيِّ أَمْرٍ وَكَّلْتَهُ]
و درود بر فرشتگانى كه، خدا را در آنچه دستورشان مىدهد، مخالفت نمىكنند، و آنچه را فرمان داده مىشوند، انجام مىدهند.
و درود بر فرشتگانى كه به اهل بهشت مىگويند: بر شما به خاطر صبرى كه بر عبادات و ترك محرمات كرديد، سلام باد. بنابراين خانه آخرت براى شما نيكو خانهاى است، و درود بر نگاهبانان دوزخ؛ چون به آنها گفته شود: مجرم را بگيريد و او را زنجير كنيد و سپس به جهنّم دراندازيد، شتابان و سريع دستگيرش كنند و به او مهلت ندهند، و درود بر فرشتهاى كه يادش را از حساب انداختيم، و از رتبه و منزلتش آگاه نشديم، و نمىدانيم او را به كارى گماشتهاى.
پی نوشت ها:
______________________________
(1)- طور (52): 1- 4.
(2)- مجمع البحرين: واژه ضراح.
(3)- تفسير نور الثقلين: 5/ 136، حديث 5.
(4)- تفسير نور الثقلين: 5/ 136، حديث 6- 7.
(5)- ينابيع المودة: 1/ 243، حديث 19، باب 15؛ شرح احقاق الحق: 2/ 300 (در پاورقى).
(6)- بقره (2): 30.
(7)- بحار الأنوار: 55/ 59، باب 7، حديث 7.
(8)- بحار الأنوار: 94/ 11، باب 53، حديث 14؛ الكافى: 2/ 628، حديث 6.
(9)- بحار الأنوار: 83/ 75، باب 39، حديث 10؛ المصباح، كفعمى: 29.
(10)- نازعات (79): 1- 5.
(11)- صافّات (37): 164.
(21)- تكوير (81): 21.
(13)- سبأ (34): 23.
(41)- تفسير الميزان: 20/ 182- 183، ذيل آيه 1- 5 سوره نازعات.
(15)- نهج البلاغه: خطبه 182.
(16)- لآلى الأخبار: 5/ 114؛ الدّر المنثور: 6/ 145، با كمى اختلاف.
(17)- زخرف (43): 77.
(18)- كنز العمال: 14/ 532، حديث 39530؛ الدر المنثور: 1/ 41.
(19)- غافر (40): 49- 50.
(20)- توبه (9): 72.
(21)- بحار الأنوار: 93/ 350، باب 46، ذيل حديث 18؛ مستدرك الوسائل: 7/ 427، باب 11، حديث 8592.
(22)- زمر (39): 73.
(23)- بحار الأنوار: 66/ 72، باب 30، حديث 26؛ معانى الأخبار: 187، حديث 3.
(24)- تحريم (66): 6.
(25)- رعد (13): 24.
(26)- حاقّه (69): 30- 31.
English