حقيقت لوح محفوظ
اميرالمؤمنين عليه السلام مىفرمايد: لوح محفوظ صفحهاى است كه همه چيز در آن ثبت و در آن محفوظ است، طول اين لوح از زمين است تا هر كجا كه آسمان هست! عرض اين لوح و اين صفحه از مشرق عالم است ـ نه مشرق زمين ـ تا مغرب عالم! معنى فارسى آن اين است كه: اين صفحه كل هستى و آفرينش را در خودش دارد. بر اساس اين روايت كه اين صفحه كل آفرينش را در خودش دارد، و معنى لوح محفوظ را بيان مىكند، خيلى راحت ما را به اين حقيقت راهنمايى مىكند كه لوح محفوظ، صفحه علم پروردگار عالم است كه احاطه به دايره هستى دارد و هستى در اين محيط محاط است. اين لوح محفوظ است.[7]
همين معنا را ما در امام مبين مىبينيم:
« وَ كُلَّ شَىْءٍ أَحْصَيْنَـهُ فِى إِمَامٍ مُّبِينٍ »
كل شىء، ظاهر و باطن عالم در امام مبين است.
همين معنا را در كتاب مبين مىبينيم:
« وَلاَ رَطْبٍ وَلاَ يَابِسٍ إِلاَّ فِى كِتَـبٍ مُّبِينٍ »
همين معنا را در ام الكتاب مىبينيم:
« يَمْحُواْ اللَّهُ مَا يَشَآءُ وَ يُثْبِتُ وَ عِندَهُ أُمُّ الْكِتَـبِ »
قلم هم همين عنوان را دارد، قلم در سوره شريفه به معناى قلم اراده حق است كه آياتش را بر صفحه وجود نوشته است:
« وَ ءَايَةٌ لَّهُمُ الَّيْلُ نَسْلَخُ مِنْهُ النَّهَارَ
« إِنَّ فِى خَلْقِ السَّمَـوَ تِ وَالْأَرْضِ وَاخْتِلَـفِ الَّيْلِ وَالنَّهَارِ لَأَيَـتٍ لأِّوْلِى الْأَلْبَـبِ
آنچه در عالم هستى ملاحظه مىكنيد آيه است، هر جزء آن، هر فرد آن، هر شخص آن، هر حقيقتش! و اين آيات بر صفحه وجود با قلم حق نوشته شده و اين آيات در وجود مقدس حضرت حق صورت علمى دارد، بنابر اين قلم، ام الكتاب، كتاب مبين، امام مبين و لوح محفوظ هر پنج تا يك معنى دارد و معنى آن هم صفحه علم حق است كه احاطه بر مجموع آفرينش دارد.
اميرالمؤمنين مىفرمايد: تك تك شما خلاصهاى از آن كتاب هستيد، خلاصهاى از آن علم هستيد. و اين مطلب هم ارتباطى با
« وَ عَلَّمَ ءَادَمَ الْأَسْمَآءَ كُلَّهَا 10]
دارد؟ اين آيه جلوه علم حق در وجود آدم است. مايهاش هم در وجود همه ما هست. ما از كى مىتوانيم شروع به آموختن علم كنيم؟ زمانى كه از مادر متولد مىشويم، اولين علمى هم كه ياد مىگيريم، مكيدن سينه مادر براى شير خوردن است، علم گريه كردن است، علم عكس العمل نشان دادن است، علم جلب توجه پدر و مادر و اطرافيان است و تا چه زمانى ما مىتوانيم معلومات عالم را به خودمان منتقل كنيم، آيا روزگارى بر كسى مىرسد كه وجودش از قبول معرفت و علم پس بزند؟ يعنى وجود ما مثل يك كاسه مىماند كه وقتى در حد ساختمانش آب پر شد، ديگر قبول نكند و پس بزند و مازاد آب بيرون بريزد، نيروى گيرندگى دانش ما مانند معده ما مىماند، يك مقدار كه خورديم، هر چه هم كه خوشمزه باشد، بدن پس بزند و مغز به دست فرمان بدهد كه ديگر سراغ لقمه نرو، تا به حال سابقه نداشته كه بشرى در تاريخ عالم در رابطه با كسب معرفت وجودش پس زده باشد و بگويد: من امكان قبول كردنش را ندارم. ما چقدر مىتوانيم علم قبول كنيم؟ حدى ندارد!
كسانى كه از دنيا مىروند و قابليتشان را از دست ندادند، همان جا هم علم تحويلشان مىدهند، همان جا هم به معرفت شان اضافه مىكنند. يعنى عالم برزخ براى مردمى كه لياقتشان را از دست ندادهاند و داراى لياقت هستند! يك كسى مىآيد اين ظرف لياقت را با انواع گناهان آلوده مىكند، روزنهها و قناتها و كانالهاى لياقت را مىبندد و چنان هم بتون آرمهاش مىكند كه پروردگار عالم از او نااميد مىشود. پروردگار عالم درباره ايشان به پيغمبر مىفرمايد:
« وَ مَآ أَنتَ بِمُسْمِعٍ مَّن فِى الْقُبُورِ »[11]
مرده لياقت فهميدن ندارد.
آنهايى كه لياقتشان را از دست ندادهاند، بعد از مرگ، كل برزخ براى آنها كلاس علم است. حالا يا ملائكه تعليم مىدهند يا پروردگار عالم خودش تعليم مىدهد. انبيا و ائمه عليهمالسلام را چه كسى تعليم داد؟ حضرت جواد هفت ساله در كجا درس خوانده بود كه در يك مجلس سى هزار مسأله را بدون عيب جواب داد! چه كسى به يك بچه هفت ساله ياد داده بود كه در مقابل بزرگترين علماى زمان، در يك مجلس سى هزار مسأله را جواب دهد. اين ظرفيت علمى، اين مختصر بودن لوح محفوظ، اين مختصر بودن قلم، اين خلاصه امام مبين، كتاب مبين، اين خلاصه ام الكتاب كه از آدم با برنامه:
« وَ عَلَّمَ ءَادَمَ الْأَسْمَآءَ كُلَّهَا »
حركت كرده و از وجود هر كسى به اندازه حفظ لياقت ظهور كرده است. وقتى نوبت به ابراهيم مىرسد. قرآن مجيد مىفرمايد:
« وَكَذَ لِكَ نُرِى إِبْرَ هِيمَ مَلَكُوتَ السَّمَـوَ تِ وَالْأَرْضِ »[13]
حقايق تمام آسمانها و زمين را به ابراهيم ارائه داديم و او هم گرفت! اين صفحه چه صفحهاى است، چقدر قلم الهام خدا روى اين صفحه مىتواند بنويسد؟
English