جور دیگری هم حل نمیشود در قرآن میخوانیم و لو ان اهل القری آمنوا و اتقوا لفتحنا علیهم برکات من السما و الارض . 9 اصلا راه دیگری ندارد نشانههای شعور
29 مطلب یافت شد
دورنمائى از مسائل نفس و روح در قرآن
نشانههای توحید در حیات و مرگ خواب و ...2- وضعیت ارواح شهدا در عالم برزخ آیه 155 سوره دوم و لا تقولوا لمن یقتل فی سبیل الله امواتا بل احیا عند ربهم یرزقون یعنی آنان را که در راه خدا کشته میشوند مرده مخوانید آنها زندهاند و شما در نمییابید .برداشتهای تفسیری از این آیه به قرار زیر است مرگ شهید حیات - شعور
عجایب حیوانات
شعور جانوران شگفتیهای آفرینش نوشتههای مترلینگ دنیای زیر اقیانوسها شگردهای طبیعت راز آفرینش انسان مجله شکار و طبیعت و سایر کتب مربوط ملاحظه کنید باشد که از این رهگذر به گوشهای از عظمت قدرت حضرت رب العزه واقف گردید.خداوند بزرگ در بسیاری از آیات قرآن مجید اوضاع عالم هستی جهان نباتات و عالم حیوانات را از نشانههای
شاخهٔ وجود انسان، پرارزشترین شاخهٔ درخت هستی
نشانههای خدا در وجود خودتان است آیا نمیبینید؟ همه مردم دنیا ماهیخور هستند و ماهی تیغهای تیز دارد؛ گاهی گوشت ماهی با تیغهای تیز لای لقمه برنج و خورش فرو میرود و یک استخوان تیز ماهی وارد معده میشود اگر معده آن را رها کند و به چند جای معده بخورد سوراخ میکند؛ اما معده درجا با اسیدپاشی تیزی تیغ را میبرد و بعد با موادی که دارد روکشی برای این تیغ درست میکند که با هضم غذا در دستشویی بیرون برود. تیغ را باندپیچی میکند که در راه بیرون رفتن زخم نکند. معده این شعور
مصر، سرزمین ارادت به اهلبیت علیهم السلام + تصاویر
نشانههای خدا؛ مقامات اولیا الله با مردمانی شیفته خوبیها.سرزمینی مفتخر به نام ابوالاحرار قیام آزادی بخش بشریت یعنی حسین علیه السلام و مشعوف از وجود مقامی به نام ادامه دهنده عاشورا یعنی زینب سلامالله علیها.آری مصر را میگویم. مصری که م آن محبت به اهل بیت علیهم السلام ص آن صفا و پاکی در عشق به ایشان و ر آن روحانیت و معنویت قلوب شیفتگان اهل بیت علیهم السلام در آنجاست. چه کسی میتواند انکار کند که مصریها از قدیم الایام به این خاندان پاک و الهی علاقه بیحد داشتهاند؟ چه کسی میتواند انکار کند که بزرگان و دانشمندان مصر در جلالت و عظمت این خاندان نور چه قلم فرساییها کرده و چه سخنها راندهاند؟ چه کسی میتواند انکار کند این همه عشق و دلباختگی به محضر اهل بیت عصمت و طهارت را؟ آیا کسی میتواند این روزهای مصر را ببیند و عشق مردمان شیفته آنجا به آلالله را نبیند؟این روزها در مصر غوغا است چه پیش آمده است دریای مصر به تلاطم است و موجهای این دریا یک صدا بیشتر تولید نمیکنند و آن هم حسین است.آری حدود نهصد سال پیش در چنین روزهایی سر مبارک حضرت سیدالشهدا علیه السلام از عسقلان به مصر منتقل شد تا حرمی شود برای دلهای شیفته اهل بیت علیهم السلام؛ حرمی با عنوان مشهد راس الحسین علیه السلام ؛ حرمی که شده است حاکم بر قلوب مصریها با کرامتها و معجزات بسیار؛ چه معجزهای که صلاح الدین ایوبی آن را مشاهده کرد و به این مقام تعظیم نمود و چه کراماتی که شیوخ و بزرگان الازهر آنها را دیدند و حکایت کردند که هر که میخواهد قطرهای و فقط قطرهای از اقیانوس کرامات این حرم ملک پاسبان را مشاهده کند کتاب الاتحاف بحب الاشراف شیخ و بزرگ اسبق الازهر الشیخ الشبراوی را ببیند تا اندکی به اهمیت مقامات موجود در مصر پی ببرد.و اثر مشاهده همین معجزات است که مردم مصر در این ایام ده روز با برپایی چادرها و گستردن سفرهها از میهمانان امام خوبان استقبال و پذیرایی میکنند و در اطعام مردم سنگ تمام میگذارند.و آنگاه که شب موعود فرا میرسد حی الحسین قاهره لبریز از ارادتمندان امام از پیر و جوان و مرد و زن میشود که شهر و دیار خود را ترک کرده و به عشق حسین و اهل بیت پیامبر گرد هم میآیند.و البته دشمنان اهل بیت علیم السلام این شور و شعور
قرآن و قيامت
شعور در قیامت محشور میشوند و به تناسب درک و احساس آنها مورد بازخواست قرار میگیرند.این عقیده موافق عقل و نقل هم میباشد؛ زیرا بیشتر حیوانات به سود و زیان آگاهند و دوست و دشمن خویش را میشناسند و از خطر میگریزند و به منفعت خود رو میآورند.در قرآن کریم به این نظریه اشاره شده است و اذا الوحوش حشرت 16 و هنگامی که همه حیوانات وحشی محشور شوند.وحوش جمع وحش به معنای حیوانی است که هرگز با انسان انس نمیگیرد.مانند درندگان و چرندگان صحرایی که با اجتماع آدمیان اهلی نمیگردند. بر پایه آیات پیشین همه حیوانات وحشی و اهلی در قیامت محشور میشوند.برخی از مفسران با توجه به سیاق آیات مربوط به نشانههای
رعدوبرق و باد در قرآن
شعور تسبیح و تقدیس خدا میکنند نه تنها با زبان حال و حکایت کردن وجودشان از وجود خدا بلکه با زبان قال نیز او را میستایند.همگی فرشتگان نیز از ترس و خشیت خدا به تسبیح او مشغولند.در دنباله آیه میفرماید خداوند صاعقهها را میفرستد و به هر کس که بخواهد به وسیله آن آسیب میرساند .ولی با مشاهده آیات عظمت پروردگار در عالم آفرینش در پهنه زمین و آسمان در گیاهان و درختان و رعد و برق و مانند آنها و با کوچکی و حقارت قدرت انسان در برابر حوادث حتی در برابر یک جرقه آسمانی باز هم گروهی از بیخبران درباره خدا به مجادله و ستیز برمیخیزند در حالی که خداوند قدرتی بیانتها و مجازاتی دردناک و کیفری سخت دارد وهو شدید المحال 3 . 4 باد در قرآنقرآن مجید در زمینه باد در آیات سوره اعراف 57 5 - حجر 22 6 - کهف 45 7 - فرقان 48 8 - نمل 63 9 - روم 46 تا 48 10 - فاطر 9 11 - جاثیه 5 12 مسائل بسیار مهمی را عنوان میکند و به خصوص از باد به عنوان بشارت دهنده رحمت الهی یاد میکند.قرآن مجید باد را مرکب ابر عامل بارور کننده گیاهان و گاهی جریمه جرم مجرمان و عذاب الهی میداند و از آن به عنوان حرکت دهنده کشتیها در سطح دریاها یاد میکند و از انسان میخواهد که در برابر این عظمت عظیم الهی به ادای شکر حضرت رب العزه برخیزد که منافع باد خیلی بیش از این است. شرح آیه شریفهومن آیاته ان یرسل الریاح مبشرات ولیذیقکم من رحمته ولتجری الفلک بامره ولتبتغوا من فضله ولعلکم تشکرون 13 و از نشانههای … شعور تشخیص خدمتگزاری را ندارد.پس از جانب دیگری ماموریت دارد. 16 وهو الذی یرسل الریاح بشرا بین یدی رحمته 17 و اوست که بادها را پیشاپیش باران رحمتش به عنوان مژده دهنده میفرستد.وارسلنا الریاح لواقح 18 و بادها را باردار کننده فرستادیم.ومن یرسل الریاح بشرا بین یدی رحمته االه مع الله تعالی الله عما یشرکون 19 و کیست که پیشاپیش باران رحمتش بادها را مژدهرسان میفرستد؟ آیا با خدا معبودی دیگر هست که شریک در قدرت و ربوبیت او باشد؟ خدا برتر است از آنچه برای او شریک قرار میدهند.الله الذی یرسل الریاح فتثیر سحابا فیبسطه فی السما کیف یشا 20 خداست که بادها را میفرستد تا ابری را برمیانگیزد پس آن را در آسمان آن گونه که بخواهد میگستراند و به صورت بخش بخش و پارههای مختلف در میآورد.درباره باران و ابر و تگرگ و رعد و برق و صاعقه و باد روایات بسیار مفصلی در بخش السما والعالم بحار الانوار در جلد پنجاه و پنجم و پنجاه و ششم وارد شده که قسمتی از آن روایات اشاره به همان مطالب علمی و طبیعی دارد که در صفحات گذشته خواندید. و قسمتی هم اشاره به امور معنوی. من بازگو کردن آن روایات را ضروری نمیبینم مشتاقان میتوانند به آن دو جلد مراجعه کنند. پی نوشت ها ______________________________ 1 - رعد 13 12- 13. 2 - رعد 13 12. 3 - رعد 13 13. 4 - تفسیر نمونه 10 149- 153؛ ذیل آیه 12 سوره رعد. 5 - وهو الذی یرسل الریاح بشرا بین یدی رحمته حتی اذا اقلت سحابا ثقالا سقناه لبلد میت فانزلنا به الما فاخرجنا به من کل الثمرات کذلک نخرج الموتی لعلکم تذکرون ؛ و اوست که بادها را پیشاپیش باران رحمتش به عنوان مژده دهنده میفرستد تا هنگامی که ابرهای سنگین بار را بردارند آن را به سوی سرزمینی مرده میرانیم پس به وسیله آن باران نازل میکنیم و به وسیله باران از هر نوع میوه از زمین بیرون میآوریم و مردگان را نیز در روز قیامت این گونه از لابلای گورها بیرون میآوریم باد ابر باران زمین روییدن گیاهان و انواع میوهها را مثل زدیم تا متذکر و یادآور اراده و قدرت بینهایت خدا شوید. 6 - وارسلنا الریاح لواقح فانزلنا من السما ما فاسقیناکموه وما انتم له بخازنین ؛ و بادها را باردار کننده فرستادیم و از آسمان آبی نازل کردیم و شما را با آن سیراب ساختیم و شما ذخیره کننده آن نیستید. 7 - واضرب لهم مثل الحیاه الدنیا کما انزلناه من السما فاختلط به نبات الارض فاصبح هشیما تذروه الریاح وکان الله علی کل شی مقتدرا ؛ و زندگی دنیا را برای آنان وصف کن که در سرعت زوال و ناپایداری مانند آبی است که آن را از آسمان نازل کنیم پس گیاه زمین به وسیله آن به طور انبوه و در هم پیچیده بروید و طراوت و سرسبزی شگفتانگیزی پدید آورد آن گاه در مدتی کوتاه خشک و ریز ریز شود که بادها آن را به هر سو پراکنده کنند؛ و خدا بر هر کاری تواناست. 8 - وهو الذی ارسل الریاح بشرا بین یدی رحمته وانزلنا من السما ما طهورا ؛ و اوست که بادها را پیشاپیش باران رحمتش به عنوان مژده دهنده باران فرستاد و از آسمان آبی پاک و پاک کننده نازل کردیم. 9 - امن یهدیکم فی ظلمات البر والبحر ومن یرسل الریاح بشرا بین یدی رحمته االه مع الله تعالی الله عما یشرکون ؛ آیا آن شریکان انتخابی شما بهترند یا آن که شما را در تاریکیهای خشکی و دریا به وسیله ستارگان و دیگر نشانهها راهنمایی میکند؟ و کیست که پیشاپیش باران رحمتش بادها را مژدهرسان میفرستد؟ آیا با خدا معبودی دیگر هست که شریک در قدرت و ربوبیت او باشد؟ خدا برتر است از آنچه برای او شریک قرار میدهند. 10 - ومن آیاته ان یرسل الریاح مبشرات ولیذیقکم من رحمته ولتجری الفلک بامره ولتبتغوا من فضله ولعلکم تشکرون* ولقد ارسلنا من قبلک رسلا الی قومهم فجاوهم بالبینات فانتقمنا من الذین اجرموا وکان حقا علینا نصر المؤمنین* الله الذی یرسل الریاح فتثیر سحابا فیبسطه فی السما کیف یشا ویجعله کسفا فتری الودق یخرج من خلاله فاذا اصاب به من یشا من عباده اذا هم یستبشرون ؛ و از نشانههای
استاد انصاریان: زمین نعمتالله است، نسبت به این نعمت ادب داشته باشیم
نشانههای قدرت ربوبیت و رحمت خدا را در زمین بنویسیم معلوم نیست چندمیلیون کتاب باید نوشته شود؛ اما هفت میلیارد جمعیت روی زمین راه میروند باغها رودها جویها رودخانهها و پستیها و بلندیها را میبینند و هیچ نگاهی به پروردگار نمیکنند؛ این جنس انسان یک نمکخورهای بسیار نمکدانشکن هستند اما حیوانات اینطور نیستند و ما در روایاتمان درباره حیوانات مسائل عجیبی داریم؛ حیوانات تسبیح حمد و نماز دارند. پروردگار عالم میفرماید قد علم کل صلاته و تسبیحه هم تسبیح میگویند و هم میفهمند که دارند تسبیح میگویند؛ هم نماز دارند و هم میفهمند که نماز دارند؛ یعنی مجموعه حیوانات و ما فی الارض و ما فی السما به پروردگار توجه دارند یعنی نمکساز را لحظهای از او غفلت ندارند؛ ولی جنس انسان بدنه اعظمش نمک را میخورد نمکدان هم میشکند و خانه نمکساز را هم تخریب میکند که حیات وجودی خودش است آتشافروزی در دنیا و در قیامت برای خودش میکند یکبار هم به پروردگار عالم نگاه نمیکند که چهکسی بوده و چهکار کرده است؟وی درباره وجود قدرت پروردگار در آفرینش انسان گفت خداوند می فرماید و من فی انفسکم؛ به خودتان هم نگاهی کنید دندان دهان آرواره متحرک عصب غضروف حلق مری معده روده بزرگ و کوچک دستگاه تنفس کلیه مثانه محل خروج فضولات غذا و کاربرد مهم هر یک از این اعضا نشانه قدرت خداوند است؛ در قرآن عناصر نباتات معادن حشرات حیوانات سبزیجات و باغها و نام چند میوه را میبرد و مطلب را با آیه یا آیاتی مبنی بر اینکه رحمت قدرت اراده و محبت پروردگار خود را ببینید تمام میکند.وی ادامه داد این زمین نعمتالله است پس نسبت به این نعمت ادب داشته باشیم روی این بستر نعمت رختخواب زنا نیندازید سفره عرق و شراب نیندازید روی این بستر نعمت بیشکر و بیسپاس بینماز بیعبادت بی خدمت به خلق راه نروید روی این بستر نعمت دروغ نگویید تهمت نزنید غیبت و چشمچرانی نکنید؛ انسان باید نسبت به همه اینها دقت داشته باشد و با فهم و شعور
عالیترین درجۀ درک و فهم
شعور داشتند و آن را بهکار نگرفتند برادرزاده حذیفه هم به امام مجتبی ع عرض کرد اجازه میدهید که این دفتر را ورق بزنم و ببینم اسم من هم در این دفتر هست یا نه؟ حضرت فرمودند ورق بزن. نمیتوانم راحت برای شما بگویم تا به اسم خودش رسید یکمرتبه فریادی زد عمویش گفت چرا داد کشیدی؟ گفت عمو اسم من هست و از آن نور پخش میشود؛ نمیدانم چرا از اسم من نور پخش میشود؟ اینها چشم دارند و نور را در اسم هم میبینند عمو به امام مجتبی ع گفت یابن رسولالله چرا از اسم برادرزاده من نور پخش میشود؟ فرمودند برای اینکه برادرزاده تو جز 72 نفر یاران برادر من است. هرچه قلب جان مغز و عقل ما به منبع نور نزدیک بشود همه وجود ما نور میگیرد. این برادرزاده حذیفه هم دیگر ابیعبدالله ع را رها نکرد و غرق در عشق شده بود. یک روز به مسافرت نرفت که نکند ابیعبدالله ع از مدینه حرکت کنند وقتی هم امام به مکه آمد او با امام به مکه آمد و از مکه هم به کربلا. برادرزاده حذیفه بالای هزار کیلومتر جاده طی کرده تا به کربلا رسیده و چه شهادتی هم نصیب او شد قرآن معدن نوری روشنگریک بار دیگر آیه را بخوانم و بعد نشانههای
محشر
نشانههای دانش و توانایی پروردگار میپردازد و در حقیقت ادلهی وجود حق به طور یقین دلیل وجود معاد نیز میباشد.مواردی هم که به واضح دلیل دربارهی روز جزا و زنده شدن مردگان آورده است باز همین دلیل و برهان را اقامه فرموده است زیرا احدی نمیگوید چرا باید معادی باشد؟ چون تشکیل محکمهای برای تشخیص گنهکار و بیگناه و نیز پاداش دادن به نیکوکار و بدکار مورد اعتراض نمیتواند باشد فقط اعتراض و اشکال منکران این است که چگونه اجسام پوسیدهی پراکنده جمعآوری و احیا میشوند؟ این است که پروردگار یا صریحا یا ضمن ادلهی توحید که پیش از وصف روز جزا یا پس از آن آورده میشود به مخالفان میگوید یا میفهماند که همان قدرتی که آثارش را هم اکنون در کائنات میبینید منشا پیدایش قیامت نیز خواهد بود و همان آفرینندهای که از آغاز وجود و حیات بخشیده است به تجدید احیا و زنده کردن مجدد اموات توانا باشد.قرآن مجید شبههی منکران و ایراد مخالفان و انکار ملحدان را در سورهی مبارکهی یس بدین صورت پاسخ میدهد ا و لم یر الانسان انا خلقناه من نطفه فاذا هو خصیم مبین* و ضرب لنا مثلا و نسی خلقه قال من یحی العظام و هی رمیم* قل یحییها الذی انشاها اول مره و هو بکل خلق علیم .آیا انسان توجه نکرد که ما او را از نطفهای بیارزش آفریدیم و او به مخاصمهی آشکار برخاست و برای ما مثالی زد و آفرینش خود را فراموش کرد و گفت چه کسی این استخوانهای پوسیده را زنده میکند؟ بگو همان کسی آن را زنده میکند که نخستین بار آن را آفرید و او به هر مخلوقی داناست.در این آیات نخست دست انسان را میگیرد و به آغاز حیات خودش در آن روز که نطفهی بیارزشی بیش نبود میبرد و او را به اندیشه وامیدارد میگوید؛ آیا انسان ندید توجه نکرد اندیشه ننمود که ما او را از نطفه آفریدیم و او آنچنان قوی و نیرومند و صاحب قدرت و شعور
پاسخ آیتاللهسبحانی به شبهه یک فیزیکدان .
شعور در پیدایش آن است.4. برهان صدیقین که خود برهانی برتر است که فقط ذائقه انسانهای برتر آن را میچشد.5. برهان محاسبه احتمالات که پیدایش نظم نوین عالم را در پرتو تصادف به حد صفر میرساند و امثال اینها.اتفاقا فیزیکدان انگلیسی باید از کشف منظومههای دیگر بر وجود خدا استدلال بهتری پیدا کند زیرا آن منظومه هم دارای نظم و نظامی است که نمیتواند ساخته خود ماده باشد. طبعا دست آفریدگار حکیم و توانایی در کار است که این نظم را به آن ماده بخشیده است.پیشرفت علوم و کشف نظامهای هدفمند بهترین حربه بر ضد مادیها است که نظم جهان را مولود خود ماده میدانند. حالا چرا این دانشمند پر سر و صدا از برهان بر وجود خدا ضد آن را نتیجه گرفتهاند؟او فکر میکند که نظام خورشیدی را میتوان دلیل بر وجود خدا گرفت ولی اگر نظامات دیگری بهسان این نظام کشف شد باید کثرت نظامها را گواه بر نفی او گرفت در حالی که جریان برعکس است. هر چند نظام جهان بالاخص نظام هدفمند کشف شود احتمال پیدایش جهان را بر اصل تصادف به حد صفر میرسد و اتفاقا برهان محاسبه احتمالات بیشتر این باور را تقویت میکند که نظم اندک را میتوان معلول تصادف دانست ولی اگر افزایش پیدا کرد کار به جایی میرسد که پیدایش تصادف احتمالی بسیار اندک در مقابل احتمالات بیشمار به حساب میآید.اتفاقا حکیمان الهی و پیش از آنها وحی آسمانی بر نظم هدفمند که هر دو در زمین و آسمان رخ میدهد تکیه میکنند و خردمندان را بر تفکر و اندیشیدن در آن دعوت مینماید. اینک گوشهای از وحی به راستی در آسمانها و زمین برای مؤمنان نشانههایی است و در آفرینش خودتان و آنچه از انواع جنبدهها پراکنده میگرداند برای مردمی که یقین دارند نشانههایی است و نیز پیاپی آمدن شب و روز و آنچه خدا روزی از آسمان فرود آورده و به وسیله آن زمین را پس از مرگش زنده گردانیده است و همچنین در گردش بادها بر هر سو برای مردمی که میاندیشند نشانههایی است. اینها است آیات خدا که به حق آن را بر تو میخوانیم پس بعد از خدا و نشانههای
حقيقت شب و روز
نشانههای قدرت و حکمت ما برای آنها شب است که پوشش روز را از آن برمیکنیم پس ناگاه آنان به تاریکی درآیند.و الشمس و ضحاها* والقمر اذا تلاها* و النهار اذا جلیها* و اللیل اذا یغشیها 7 سوگند به خورشید و گسترش روشنیاش* و به ماه هنگامی که از پی آن برآید* و به روزچون خورشید را به خوبی آشکار کند* و به شب هنگامی که خورشید را فرو پوشد. این آیات شواهدی از نظام مشهود روز و شب و تحول مناظر آن است که محور اصلی این اوضاع جرم نورانی خورشید میباشد.گویا از این جهت جرم نور افشان خورشید و تابندگی آن در یک آیه آمده که اگر تابش آن در میان نباشد روشنی در میان نیست و همه اجسام دیگر آن چنان در تاریکی میماند که چیزی دیده نمیشود؛ زیرا روشنی هوا و رؤیت هر چیز اثر تابش بر آنهاست. از این جهت در فضای دور که جسم بازتابندهای نیست همه چیز جز اجرام نورانی تاریک است.نورانیت جرم ماه نیز هنگام در پی آمدن و مقابل شدن با خورشید صورت دیگری از بازتاب نور آفتاب است. تجلی نهار صورت کامل تابندگی آن بر زمین میباشد؛ همین که قسمتی از زمین از سمت تابش خورشید روی گرداند روی خورشید پوشیده و سایه تاریک شب گسترده میشود. 8 و اللیل اذا یغشاها 9 و به شب هنگامی که خورشید را فرو پوشد.قرآن مجید درباره شب و روز میفرماید و جعلنا اللیل لباسا* و جعلنا النهار معاشا 10 و شب را پوششی* و روز را وسیله معاش مقرر کردیم. پرده شب بدن و اعصاب را از شعاع نور میپوشاند و انسان و حیوان را در پناه تاریکی خود آسوده و مطمئن از چشم رقیب و دشمن میدارد. از اینرو انقطاع و آرامش کامل سبات بر محیط و جنبدگان حاکم میگردد چنانکه جنبش و آرامش جنبندگان پیرو گسترش و برگشت نور و سایه است همین که هنگام عصر تابش نور لغزیده شد و سایه یکسره برگشت همه جنبندگان اعم از انسان و حیوان از میدان زندگی با سستی و خستگی به سوی خانه و لانه و آشیانه خود برمیگردند و لباس تاریکی شب هر چه بیشتر فراگیرد آرامش و خوابها عمیقتر میگردد.در مقابل هرچه گسترش نور آفتاب و تابش شعاع آن بیشتر میگردد جنبندگان را بیشتر به میدان زندگی میکشاند. بالا آمدن آفتاب از سویی و محرکهای احتیاج از سوی دیگر جنبندگان را برمیانگیزد و میدان کوشش گرم میشود و قدرتهای بدنی و فکری که در نتیجه خواب و آسایش شب ذخیره و آماده شده به کار میافتد.این خواب و بیداری و تاریکی و روشنی و شب و روز پی در پی منشا و عامل مهم پرورش و تکامل است. 11 و اللیل اذا یغشی* والنهار اذا تجلی 21 سوگند به شب هنگامی که فرو پوشد* و به روز هنگامی که آشکار شود.فعلهای مضارع یغشی تجلی 31 به حسب ماده لغوی و هیات فعلی حدوث تدریجی و تصریح نشدن به مفعول آنها اطلاق و تعمیم را میرساند.شب همی پوشاند آنچه را که روز آشکارش مینماید و روز آشکار مینماید آنچه را شب میپوشاند.سایه شب دامن میگسترد و جنب و جوش زندگان و طبیعت آهسته آهسته آرام میگیرد وبیشتر جنبندگان در جهت عکس دامنه تاریکی به سوی خانه و لانه و آشیانه خود روی میآورند و پوشیده میشوند.در میان این پوششها چراغهای حواس و ادراکات یکی پس از دیگری خاموش میشود تا آخرین حرکت خیال و شعور
اشك، شهادت عشق
شعور و شناخت میبخشد و به مردم بینایی و آگاهی میدهد و دیگری نیرو و جوشش و جنبش میآفریند.در یک جامعه در یک نهضت فکری یا مکتب انقلابی دانشمندان گروه روشنفکران آگاه و مسوول کارشان نشان دادن راه و شناساندن مکتب یا مذهب و آگاهی بخشیدن به مردم و مردم مسوولیتشان روح دادن و نیرو و حرکت بخشیدن است.اسلام نیز چنین بوده است و بیشتر از هر مذهبی دین کتاب و جهاد است و اندیشه و عشق. آنچنان که در قرآن نمیتوان دانست که مرز میان عقل و ایمان کجاست. شهادت را زندگی جاوید میشمارد و به قلم و نوشته سوگند میخورد و در میان یاران پیامبر عابد و مجاهد و مبلغ از هم مشخص نیستند.و تشیع به ویژه با تاریخ و فرهنگش تجلیگاه عشق و شور و خون و شهادت است و کانون ملتهب و جوشان احساس و در عین حال یک نوع تفکر و معرفت و فرهنگ علمی و عقلی ویژه و نهضت فکری نیرومند و مشخص؛ حادثه ای است در سرگذشت انسان و به نام و نهاد علی از علم و عشق .و حقیقتپرستی چنین مذهبی است که حقیقت بیپرستش فلسفه و دانش است و پرستش بیحقیقت بتپرستی یا شهوتتشیع در تاریخ این چنین زاد و زیست. متفکران و دانشمندانش مظهر اجتهاد و تعمق و تحقیق و منطق و فرو رفتن در اندرون معانی و شناختن متحول و متکامل مفاهیم اعتقادی و حقایق اسلامی و نگهبانی روح و حقیقت و جهت راستین اسلام نخستین در معرکه گیجکننده و گمراهسازندهای که به نام فلسفه و تصوف و علم و ادب و زهدنمایی و یونانیزدگی و شرقگرایی در افکار برانگیخته بودند.و توده مردمش مظهر وفاداری به حقیقت و اخلاص و عشق و شور و فداکاری و جانبازی در راه علی و ادامهدهندگان راه علی در دورههایی که زور و شکنجه و قتلعام بر زندگی توده حکومت میراند و لبی را که به نام او باز میشد میدوختند و خونی را که با مهر او گرم میشد میریختند و از خاندان پیغمبر سخن گفتن پاداشش در خلافت پیغمبر پوست کندن و سوزاندن بود.و اما امروز نیز توده مردم ما همچنان عشق میورزند همچنان دوست میدارند همچنان به این خانه وفادارند و هنوز پس از گذشت قرنها و دگرگونیها و زاد و مرگ ایمانها و عشقها و اندیشههای بسیار از در این خانه به قصری معبدی و قبلهای دیگر نرفتهاند میبینیم که همچنان سر بر دیوار خانه فاطمه نهادهاند و به درد مینالند. این اشکها هر کدام کلمه ای است که تودههای صمیمی و وفادار ما با آن عشق دیرینه خویش را به ساکنان این خانه بیان میکنند. این زبان توده است و چه زبانی صادقتر و زلالتر و بیریاتر از زبانی که کلماتش نه لفظ است و نه خط اشک است و هر عبارتش نالهای ضجه دردی فریاد عاشقانه شوقیمگر چشم از زبان صادقانهتر سخن نمیگوید؟ مگر نه اشک زیباترین شعر و بیتابترین عشق و گدازانترین ایمان و داغترین اشتیاق و تبدارترین احساس و خالصترین گفتن و لطیفترین دوست داشتن است که همه در کوره یک دل به هم آمیخته و ذوب شدهاند و قطرهای گرم شدهاند نامش اشک؟میبینیم که توده ما هنوز حرف میزند و حرف خودش را خوب میزند. تعجب نکنید که چگونه من دارم از گریستن دفاع میکنم که شنیدهاید ـ و بارها ـ که از برنامه گریه و روضه انتقاد کردهام.آری این دو سخن با هم متضاد نیستند. برنامه گریه کردن به عنوان یک کار و یک وظیفه و یک وسیله برای رسیدن به هدفی و به عنوان یک اصل و یک حکم چیز دیگری است و گریستن یعنی تجلی طبیعی یک احساس حالتی جبری و فطری از یک عشق یک رنج یک شوق با اندوه چیز دیگری.کسی که عاشق است و از معشوقش دور افتاده و یا عزادار است و مرگ عزیزی قلبش را میسوزاند میگرید غمگین است هرگاه دلش یاد او میکند و زبانش سخن از او میگوید و روحش آتش میگیرد و چهرهاش برمیافروزد چشمش نیز با او همدردی میکند؛ یعنی اشک میریزد اشک میجوشد و این حالات همه نشانههای
درس تفسیر قرآن - جلسه یکصد و سی و چهارم
شعور آسمانها و زمین را که کن وجودی حق را شنیدند و اطاعت کردند و همین که گفته بیایید بدون این که امیرالمؤمنین ع میفرمایند خدا حرکتی به خودش بدهد بدون این که نقشهای جلویش باشد بدون این که خطکش و ابزار معماری و بنایی و شاقول و ماله داشته باشد بدون این که اصل آمادگی باطنی برای خودش ایجاد کند این نظام عظیم آفرینش را برپا کرد.اما این نگاه نگاه کلی است که قبلا گاز بود و تبدیل به این عوالم شد ثم استوی الی السما خداوند آفرینش همه آسمانها را سما معنی جمع میدهد اراده فرمود فسواهن سبع سماوات هفت آسمان را هفت عالم بالا را با نظامی استوار نیکو صحیح و درست به وجود آورد بقره آیه بیست و نه .نگاه دوم نگاه حکیمانه قرآن به آسمانها و زمین و این که آسمانها و زمین اصولی دارند فلسفه و حکمتی دارند انبیا آیه شانزده و ما خلقنا السما و الارض و ما بینهما لاعبین ما نمیخواستیم بازی کنیم ما خدای بازیگری نیستیم نیاز به بازی و خوشگذرانی و رفع خستگی هم نداشتیم که حالا این عوالم بالا را با زمین را خلق کنیم با اینها بازی داشته باشیم.آفرینش علت دارد حکیمانه است. انبیا آیه سی و دو نگاه دیگر قرآن است و جعلنا السما سقفا محفوظا ما آسمان را سقفی حفاظت شده که نمیافتد قرار دادیم آن هم سقفی که ستون ندارد هیچ مهندسی در عالم سقف معلق که ستون نداشته باشد نساخته و نمیتواند بسازد گاهی هم هر گوشه این سقف میلیاردها تن وزن یک عنصرش است و نمیافتد. اینها را هم نمیشود گفت نیستی به وجود آورده نیستی که هیچ است هیچ که عامل به وجود آوردن این همه چیز نیست. نیستی که همیشه نیست هیچ ابدا و ازلا هیچ است. عدم ابدا و ازلا عدم است اما این صنعت نشان میدهد که عالمی حکیمی قادری این کار را کرده است و جعلنا السما سقفا محفوظا و هم عن آیاتها معرضون آیات در اینجا جمع است. ضمیر به سما برمیگردد هم عن آیاتها از نشانههای
برزخ
نشانههای دانش و توانایی پروردگار میپردازد و در حقیقت ادلهی وجود حق به طور یقین دلیل وجود معاد نیز میباشد.مواردی هم که به واضح دلیل دربارهی روز جزا و زنده شدن مردگان آورده است باز همین دلیل و برهان را اقامه فرموده است زیرا احدی نمیگوید چرا باید معادی باشد؟ چون تشکیل محکمهای برای تشخیص گنهکار و بیگناه و نیز پاداش دادن به نیکوکار و بدکار مورد اعتراض نمیتواند باشد فقط اعتراض و اشکال منکران این است که چگونه اجسام پوسیدهی پراکنده جمعآوری و احیا میشوند؟ این است که پروردگار یا صریحا یا ضمن ادلهی توحید که پیش از وصف روز جزا یا پس از آن آورده میشود به مخالفان میگوید یا میفهماند که همان قدرتی که آثارش را هم اکنون در کائنات میبینید منشا پیدایش قیامت نیز خواهد بود و همان آفرینندهای که از آغاز وجود و حیات بخشیده است به تجدید احیا و زنده کردن مجدد اموات توانا باشد 20 .قرآن مجید شبههی منکران و ایراد مخالفان و انکار ملحدان را در سورهی مبارکهی یس بدین صورت پاسخ میدهد ا و لم یر الانسان انا خلقناه من نطفه فاذا هو خصیم مبین* و ضرب لنا مثلا و نسی خلقه قال من یحی العظام و هی رمیم* قل یحییها الذی انشاها اول مره و هو بکل خلق علیم 21 .آیا انسان توجه نکرد که ما او را از نطفهای بیارزش آفریدیم و او به مخاصمهی آشکار برخاست و برای ما مثالی زد و آفرینش خود را فراموش کرد و گفت چه کسی این استخوانهای پوسیده را زنده میکند؟ بگو همان کسی آن را زنده میکند که نخستین بار آن را آفرید و او به هر مخلوقی داناست.در این آیات نخست دست انسان را میگیرد و به آغاز حیات خودش در آن روز که نطفهی بیارزشی بیش نبود میبرد و او را به اندیشه وامیدارد میگوید؛ آیا انسان ندید توجه نکرد اندیشه ننمود که ما او را از نطفه آفریدیم و او آنچنان قوی و نیرومند و صاحب قدرت و شعور
استاد انصاریان: با سجده بر خاک امام حسین(ع) عیبهای معنوی نماز گرفته میشود/ نسبت به دردمندان محبت داشته باشید
نشانههای شیعه است گفت بنا به فرمایش امام هشتم ع نماز شیعه دائمی است و نمیگذارد قضا شود نمیگذارد از دستش برود و تا آخر عمرش نمازش را ایستاده نشسته و خوابیده میخواند. دکتر میگوید ایستاده نماز نخوان برای پا و زانو یا برای چشمت ضرر دارد نشسته نماز بخوان پیش خدا با ایستاده یکی است؛ نمیتواند بنشیند و باید به پشت بخوابد میگوید بخواب که نمازت با ایستاده یکی است؛ نمیتواند به پشت بخوابد میگوید به پهلوی راست یا پهلوی چپ یا به هر شکلی نماز بخوان که میتوانی؛ هواپیما در حال سقوط است و خلبان میگوید مشکل ما حل نمیشود اول اذان ظهر است میگوید نیت نماز ظهر را بکن و سقوط کن وگرنه یک نماز ظهر به گردن توست. در حقیقت به هیچ شکلی به ما اجازه ترک نماز را ندادهاند.تحت هیچ شرایطی اجازه ترک نماز وجود نداردمبلغ عرصه بین الملل در پاسخ به اینکه چرا تحت هیچ شرایطی اجازه ترک نماز وجود ندارد؟ اظهار کرد چون خدا عاشق بندهاش است و دوست دارد که صبح ظهر عصر مغرب و عشا پنجبار بندهاش را مهمان کند؛ این مهمانی هم به نماز است و پنج بار دعوت داریم حی علی خیر العمل بشتابید بهسوی بهترین عمل و این دعوت پروردگار است. خداوند متعال برنمیتابد که 24 ساعت به بندهاش بگذرد و بندهاش را در مهمانی خودش نبیند.بینمازی یکی از دلایل ورود انسان به جهنم استاستاد اخلاق حوزه علمیه بینمازی را یکی از دلایل ورود انسان به جهنم دانست و تصریح کرد در قرآن مجید است که خدا بهشتیها را در قیامت مشرف به دوزخیان میکند و از مقامات بهشت تا آخر جهنم را میبینند؛ اولا شادی و خوشحالیشان بیشتر میشود که اهل عبادت بودند و گرفتار جهنم نشدند. خدا اجازه میدهد که بهشتیان با دوزخیان حرف بزنند ما سلککم فی سقر سوره مدثر آیه 44 که می پرسند چهچیزی شما را به جهنم آورده است؟ میگویند چهار چیز بینمازی و سبکشمردن نماز بخل و خساست فرورفتن در هر باطلی و باور نداشتن قیامت. تنها به سخنان عالمانی که اهل بندبازی و مادیگری نیستند اعتماد کنیداستاد انصاریان با تاکید بر اینکه به سخنان پروردگار و انبیا در قرآن اعتماد کنید گفت باید تنها به سخنان عالمان واجد شرایط شناختهشده که اهل دنیا و بندبازی و اهل مادیگری نیستند عالم دلسوزند و برای شما ناراحتند برای شما دغدغه دارند و دلشان نمیخواهد آخرت شما از دست برود اعتماد کنید. به این آیه شریفه کاملا اعتماد کنید که خدا درباره نماز در سوره مبارکه نور فرموده است ا لم تر ان الله یسبح له من فی السماوات و الارض و الطیر صافات کل قد علم صلاته و تسبیحه و الله علیم بما یفعلون سوره نور آیه 41 حبیب من آیا ندانستهای ا لم تر چرا میدانی؛ اگر همه ندانند تو پیغمبر باعظمت من این مساله را میدانی. دانستهای و خبرش را به تو دادهام که هرکس در تمام آسمانهاست و هرکس از کل موجودات در زمین است خدا میگوید آنکه در آسمانها و آنکه در زمین است و تمام پرندگان بالگشوده خدا را از هر عیب و نقصی ستایش میکنند. نویسنده کتاب ارزشمند اوصاف اولیای الهی افزود همه آسمانیان و زمینیان و پرندگان شعور
نقش و کارکرد دین
نشانههای خداوند در آفاق و هستیخدا گمشده است یا در تمام آینۀ هستی جمال زیبای بینهایتش پیداست؟ فی الله شک 10 این خدا با محبت بینهایتش به انسان با احسان و لطفش که این لطف بیداد میکند گمشده است؟روز عاشورا ساعت چهار بعدازظهر که امام شهید شدند قبل از شهادتشان به لشکر فرمودند تا خون گلوی من روی زمین نریخته تمام درها به رویتان باز است. حاضر هستم از 71 شهیدم گذشت کنم و شما را ببخشم و از خدا هم بخواهم شما را بیامرزد. با خدا آشتی کنید. بدانید بعد از ریختهشدن خون من در توبه بسته میشود؛ یعنی خدا تا اینجا محبت دارد ما خدا را نمیشناسیم که کیست. بچۀ ششماهه هم شهید شده و کسی نمانده بود. امام ع روی اسب و روبهروی لشکر بودند. سکوت بود. یکمرتبه صدای گریۀ زن و دختر و بچه به گوش ابیعبدالله ع رسید. امام ع این جمله را فرمودند هل من ناصر ینصرنی و هل من معین یعیننی و هل من ذاب یذب عن حرم رسول الله . جلوی لشکر دو برادر حضور داشتند که از خوارج نهروان بودند. اینها از طلوع آفتاب با ابیعبدالله ع قمربنیهاشم ع علیاکبر ع و اصحاب جنگیده بودند. این دو برادر به نامهای ابوالحتوفبنحارث انصاری و سعدبنحارث انصاری بودند. تا صدای غربت ابیعبدالله ع بلند شد برادر کوچکتر به برادر بزرگتر گفت چرا ایستادهای؟ گفت چهکار کنم؟ برادر گفت برگرد و این نامردها را درو کن. مگر نمیبینی پسر زهرا س فریاد غربتش بلند شده است برگشتند. از سران لشکر عمرسعد بودند. کربلا که رفتید در حرم روی تابلوی بالای سر قبور شهدا اسم هر دوی آنها هست. این دو نفر جز همین جمعیتی هستند که شما با گریه میخوانید السلام علیکم یا اولیآ الله واحبائه السلام علیکم یا انصار دین الله السلام علیکم یا انصار رسول الله . 11 ده دقیقه بیشتر طول نکشید که اینها از اولیای خدا شدند. تو وصل شو؛ به زمان طولانی گناهت کاری نداشته باش. او با یک نظر تمام گناهان را از پروندهات پاک میکند. خیلی نیزه و شمشیر به این دو برادر زدند. هر دو نزدیک هم افتادند. با خود گفتند هرکسی از ابیعبدالله ع روی زمین افتاد ایشان بالای سرش آمدند و سر او را به دامن گرفتند؛ ولی ما لیاقت نداریم. ما از صبح تا نیمساعت پیش با او جنگیدهایم. ما چهکسی هستیم که صدایش کنیم و بگوییم که حسین جان بالای سر ما هم بیا. بگذار همینطور بمیریم. یکمرتبه دیدند ابیعبدالله ع بالای سرشان هستند و در حال گریه برای آنها دعا میکنند. اگر عالم خدا ندارد پس این تغییرات و تحولات چیست؟ اگر عالم خدا ندارد چهکسی این زمین مرده را در بهار زنده میکند؟ شما یک پیلۀ کرم ابریشم بخر؛ کرم ابریشم سفید و دراز است و این پیله را دور خودش میپیچد. آنقدر میپیچد که هیچ پنجره و روزنهای را باز نمیگذارد. هوای داخل پیله تمام و کرم خفه میشود. بعد در این پیله که میماند پژمرده و خشک میشود. یک مردۀ واقعی است؛ یعنی این کرم هیچ علائم حیاتی ندارد و خشکیده است.یکخردۀ دیگر که کنارش بنشینی یکمرتبه میبینی کسی از داخل پیله را سوراخ میکند. سوراخ که باز شد این کرم خشکیده بهصورت پروانهای زیبا با دو پر و دو شاخک و با شعور
جهل نسبت به نفس، بزرگترين خطر
نشانههای مشترک جاهلیت امروز با دیروز سرازیر شدن در مسیر شهوات است و اگرچه اسباب و موجبات این امر در نهاد فطرت خود آدمی نهفته است ولی این حالت در اثر دور ماندن از آیین خدا رخ میدهد.شک نیست که شهوات برای انسان امری خوشایند است چنان که قرآن کریم در اینباره فرموده است زین للناس حب الشهوات من النسا و البنین و القناطیر المقنطره من الذهب و الفضه و الخیل المسومه و الانعام و الحرث ذلک متاع الحیاه الدنیا ... 1 .محبت و عشق به خواستنیها که عبارت است از زنان و فرزندان و اموال فراوان از طلا و نقره و اسبان نشاندار و چهارپایان و کشت و زراعت برای مردم آراسته شده است؛ اینها کالای زندگی زودگذر دنیاست.در این آیه رؤوس مطالب انسانی و اصول شهوات نفسانی از قبیل زنان وفرزندان وذخائر زر و سیم و اسبهای سبکخیز و سایر چهارپایان و کشت و زرع را بیان کرده و آن گاه تذکر داده است که این امور سرمایه و متاع زندگی دنیاست.شک نیست که وجود این امور برای زندگی بشر ضروری است و آدمی بدون استفاده از آن قادر به انجام وظیفه خلافت خدا در زمین نیست و به همین جهت غرائزی در وجود انسان است که او را به طلب خوردنی و آشامیدنی و مسکن و لباس و همسر و کسب نام و مال برمیانگیزد تا به این وسیله او را به زندگی علاقهمند سازد و به آبادانی جهان بگمارد ولی هر زمان که این طلب از حد اعتدال و اندازه معقول تجاوز کند و به صورت شهوتی مسلط و سرکش درآید وظیفه فطری خود را که خالق برای آن ترسیم کرده انجام نخواهد داد و وجود و فطرت آدمی را پریشان و قوای او را پراکنده خواهد ساخت و او را از ادای وظیفه خلافت بازخواهد داشت و از سطح عالی انسان شریف فروخواهد کاست و در عداد بهائم و شمار شیاطین وارد خواهد کرد و نیرویی که از سرکشی این طلب بکاهد و تسلط آن را بر فطرت ووجود آدمی محدود سازد عقیده به وجود خدا و زیستن در سایه آیین او و نظامی است که بر پایه شریعت خدا استوار باشد. میدانید که این گونه زیستن فرع شناخت نفس و شناخت خدا و نظام سعادت آفرین اوست .تجربه طولانی بشر در طی تاریخ این حقیقت را به ثبوت رسانیده است که همیشه فرزندان آدم یا در کرانه سعادت هدایت خدا زیستهاند و یا در غرقابه شهوات و مقدم بر همه در گرداب شهوات جنسی غوطهور شدهاند و هیچگاه ممکن نیست که انسان جز به منظور کسب رضای خدا از شهوات خودداری کند.ما اگر جاهل به نفس خود باشیم و علل سعادت و عوارض خطرناک آن را نشناسیم ما اگر به حسنات نفس و رذایل و آلودگیهای آن آگاه نباشیم نه این که در محدوده نفس به خسارتهای جبرانناپذیری دچار میشویم بلکه در ناحیه جسم هم به عواقب شومی دچار خواهیم گشت؛ زیرا جسم و نفس بر یکدیگر تاثیر مستقیم دارند و کسی تاثیر این دو را بر یکدیگر انکار نکرده است.هرگونه اختلافی که فلاسفه در باب حقیقت نفس داشته باشند و هر نظری که نسبت به کیفیت علاقه میان آن دو دارند راجع به ارتباط کامل نفس و بدن و تاثیر یکی در دیگری اتفاق کلمه حاصل است.در این باب توجه به مشاهدات خود کافی است و به تعلم وآموختن از حکیمی نیاز نیست ارتباط به اندازهای است که بعضی قائل به وحدت آن دو شدهاندهیچ عملی در نفس حادث نمیشود مگر آن که اثر طبیعی علم وظائف الاعضا خود را در قسمتی از دفاع و سلولهای مربوط به آن بجا میگذارد به طوری که بعضی از آنها در ظاهر بدن نیز محسوس و منعکس میشود فرح حزن نفرت رغبت عزم و غیره این موضوع همواره مورد توجه متفکرین بوده است.علم النفس تجربی مخصوصا با کمک علم الحیات و علم وظائف الاعضا موضوع ارتباط کامل را بیشتر خاطرنشان و محسوس مینماید.ارتباط ما با عالم خارج و معرفت به موجودات عالم از راه حواس است و لذا هرگاه فاقد حسی شویم از معرفت متعلقات همان حس محروم خواهید بود کور مادرزاد از الوان و اشکال بیخبر است و کر طبیعی از معرفت هرگونه صوتی محروم است و چنانچه حواس را فاقد شویم معلوماتی نخواهیم داشت حتی از ثمرات عقل نیز محروم خواهیم بود؛ زیرا دریچههای ادراک بسته شده است.هرگاه ضربهای سخت بر سر وارد شود یا اتر و کلرفرم استعمال گردد شخص تمام شعور
جهل نسبت به نفس ، بزرگترين خطر
نشانههای مشترک جاهلیت امروز با دیروز سرازیر شدن در مسیر شهوات است و اگرچه اسباب و موجبات این امر در نهاد فطرت خود آدمی نهفته است ولی این حالت در اثر دور ماندن از آیین خدا رخ میدهد .شک نیست که شهوات برای انسان امری خوشایند است چنان که قرآن کریم در اینباره فرموده است زین للناس حب الشهوات من النسا والبنین والقناطیر المقنطره من الذهب والفضه والخیل المسومه والانعام والحرث ذلک متاع الحیاه الدنیا ... .محبت و عشق به خواستنیها که عبارت است از زنان و فرزندان و اموال فراوان از طلا و نقره و اسبان نشاندار و چهارپایان و کشت و زراعت برای مردم آراسته شده است ؛ اینها کالای زندگی زودگذر دنیاست . در این آیه رؤوس مطالب انسانی و اصول شهوات نفسانی از قبیل زنان وفرزندان وذخائر زر و سیم و اسبهای سبکخیز و سایر چهارپایان و کشت و زرع را بیان کرده و آن گاه تذکر داده است که این امور سرمایه و متاع زندگی دنیاست . شک نیست که وجود این امور برای زندگی بشر ضروری است و آدمی بدون استفاده از آن قادر به انجام وظیفه خلافت خدا در زمین نیست و به همین جهت غرائزی در وجود انسان است که او را به طلب خوردنی و آشامیدنی و مسکن و لباس و همسر و کسب نام و مال برمیانگیزد تا به این وسیله او را به زندگی علاقهمند سازد و به آبادانی جهان بگمارد ولی هر زمان که این طلب از حد اعتدال و اندازه معقول تجاوز کند و به صورت شهوتی مسلط و سرکش درآید وظیفه فطری خود را که خالق برای آن ترسیم کرده انجام نخواهد داد و وجود و فطرت آدمی را پریشان و قوای او را پراکنده خواهد ساخت و او را از ادای وظیفه خلافت بازخواهد داشت و از سطح عالی انسان شریف فروخواهد کاست و در عداد بهائم و شمار شیاطین وارد خواهد کرد و نیرویی که از سرکشی این طلب بکاهد و تسلط آن را بر فطرت ووجود آدمی محدود سازد عقیده به وجود خدا و زیستن در سایه آیین او و نظامی است که بر پایه شریعت خدا استوار باشد . میدانید که این گونه زیستن فرع شناخت نفس و شناخت خدا و نظام سعادت آفرین اوست .تجربه طولانی بشر در طی تاریخ این حقیقت را به ثبوت رسانیده است که همیشه فرزندان آدم یا در کرانه سعادت هدایت خدا زیستهاند و یا در غرقابه شهوات و مقدم بر همه در گرداب شهوات جنسی غوطهور شدهاند و هیچگاه ممکن نیست که انسان جز به منظور کسب رضای خدا از شهوات خودداری کند .ما اگر جاهل به نفس خود باشیم و علل سعادت و عوارض خطرناک آن را نشناسیم ما اگر به حسنات نفس و رذایل و آلودگیهای آن آگاه نباشیم نه این که در محدوده نفس به خسارتهای جبرانناپذیری دچار میشویم بلکه در ناحیه جسم هم به عواقب شومی دچار خواهیم گشت ؛ زیرا جسم و نفس بر یکدیگر تاثیر مستقیم دارند و کسی تاثیر این دو را بر یکدیگر انکار نکرده است .هرگونه اختلافی که فلاسفه در باب حقیقت نفس داشته باشند و هر نظری که نسبت به کیفیت علاقه میان آن دو دارند راجع به ارتباط کامل نفس و بدن و تاثیر یکی در دیگری اتفاق کلمه حاصل است .در این باب توجه به مشاهدات خود کافی است و به تعلم وآموختن از حکیمی نیاز نیست ارتباط به اندازهای است که بعضی قائل به وحدت آن دو شدهاند هیچ عملی در نفس حادث نمیشود مگر آن که اثر طبیعی علم وظائف الاعضا خود را در قسمتی از دفاع و سلولهای مربوط به آن بجا میگذارد به طوری که بعضی از آنها در ظاهر بدن نیز محسوس و منعکس میشود فرح حزن نفرت رغبت عزم و غیره این موضوع همواره مورد توجه متفکرین بوده است .علم النفس تجربی مخصوصا با کمک علم الحیات و علم وظائف الاعضا موضوع ارتباط کامل را بیشتر خاطرنشان و محسوس مینماید .ارتباط ما با عالم خارج و معرفت به موجودات عالم از راه حواس است و لذا هرگاه فاقد حسی شویم از معرفت متعلقات همان حس محروم خواهید بود کور مادرزاد از الوان و اشکال بیخبر است و کر طبیعی از معرفت هرگونه صوتی محروم است و چنانچه حواس را فاقد شویم معلوماتی نخواهیم داشت حتی از ثمرات عقل نیز محروم خواهیم بود ؛ زیرا دریچههای ادراک بسته شده است . هرگاه ضربهای سخت بر سر وارد شود یا اتر و کلرفرم استعمال گردد شخص تمام شعور
تهران/ مسجد امیر/ ایام غدیر/ تابستان 1396 هـ. ش./ سخنرانی اول
نشانههای قدرت و ربوبیت و رحمت خدا را در زمین بنویسیم معلوم نیست چندمیلیون کتاب باید نوشته شود؛ اما هفتمیلیارد جمعیت همینجور روی زمین راه میروند نگاهش میکنند باغها و رودها و جویها را میبینند رودخانهها را میبینند پستیها و بلندیها را میبینند و هیچ نگاهی به پروردگار نمیکنند؛ یعنی این جنس انسان یک نمکخورهای بسیار نمکدانشکن هستند اما حیوانات اینطور نیستند و ما در روایاتمان درباره حیوانات مسائل عجیبی داریم؛ حیوانات تسبیح دارند حمد دارند نماز دارند. شما همین آیه را در سوره نور ببینید غیر از اینکه تسبیح دارند حمد دارند نماز دارند پروردگار عالم میفرماید قد علم کل صلاته و تسبیحه هم تسبیح میگویند و هم میفهمند که دارند تسبیح میگویند؛ هم نماز دارند و هم میفهمند که نماز دارند؛ یعنی مجموعه حیوانات و ما فی الارض و ما فی السما به پروردگار توجه دارند یعنی نمکساز را لحظهای از او غفلت ندارند؛ ولی جنس انسان بدنه اعظمش نمک را میخورد نمکدان هم میشکند و خانه نمکساز را هم تخریب میکند که حیات وجودی خودش است آتشافروزی در دنیا و در قیامت برای خودش میکند یکبار هم به پروردگار عالم نگاه نمیکند که خب چهکسی بوده و چهکار کرده است؟ در زمین در آب در نور در هوا و در فعلوانفعالات چندمیلیارد چرخ را به گردش درآورده تا نیمکیلو سبزی را سر سفره من بگذارد؟ رنگ سبزی مزه سبزی ساقه سبزی طعمهای مختلف سبزی روی یکهکتار زمین ریحان کاشته ترخون کاشته مرزه کاشته تربچه کاشته تره کاشته ولی شما میبینید رنگها متفاوت شکلها متفاوت مزهها متفاوت است. یک گیاه تربچه در یکجای زمین قرمز شده یکجا گیاه ترب سفید شده یکجا ترب سیاه شده یکجا هویج زردرنگ شده خب این کارخانه رنگرزی در کجای زیر زمین است؟ چهکسی دارد رنگآمیزی میکند؟ شما تا حالا تربچه خوردهاید؟ آیا تربچه را عینک دیدن خدا قرار دادهاید؟ من خودم گاهی سر سفره معمولی حالا سفرههای بالاییها و هتلها و عروسیها را که من نمیبینم سر همین سفرههای معمولی به خودش قسم شگفتزده میشوم که برای یک لقمه نان تافتون یک لقمه نان سنگگ نه یک نان بلکه یک لقمه چندمیلیارد چرخ را در این عالم به گردش درآورده تا این لقمه حرکت بکند و سر سفره من قرار بگیرد؟ تازه این نصف راه استحالا این یک لقمه را که من میخورم در آیه بعد میگوید و من فی انفسکم به خودتان هم یک نگاهی بکنید همین یک لقمهای که من میخواهم از زمین و هوا و آب و باد بخورم خب دندان میخواهم دهان میخواهم آرواره متحرک میخواهم عصب میخواهم غضروف میخواهم حلق میخواهم مری میخواهم معده میخواهم روده بزرگ و کوچک میخواهم دستگاه تنفس میخواهم کلیه میخواهم مثانه میخواهم محل خروج فضولات غذا را میخواهم اینها را به خودم نگاه کردهام یا نه فقط بخورم؟ چقدر سعدی در آن رباعی جالب میگوید در آخرش میگوید تا تو نانی به کف آری و به غفلت مخوری ؛ اینکه در قرآن عناصر نباتات معادن حشرات حیوانات سبزیجات و باغها و اسم چندتا میوه را هم میبرد انجیر زیتون خرما انگور انار و مطلب را با آیه یا آیات تمام میکند یعنی بابا کورکورانه نخور و یک نگاهی هم بکن و ببین پروردگار تو رحمت او قدرت او اراده او محبت او و احسان او برای تو چهکار کرده است؟ فقط نخور و برو فقط پا روی کله زمین نذار و برو این زمین نعمتالله است پس نسبت به این نعمت ادب داشته باش روی این بستر نعمت رختخواب زنا نینداز سفره عرق و شراب نینداز روی این بستر نعمت بیشکر و بیسپاس بینماز بیعبادت بی خدمت به خلق راه نرو روی این بستر نعمت دروغ نگو تهمت نزن غیبت نکن چشمچرانی نکن خب اینها همه را آدم باید دقت داشته باشد و اینها را باید با فهم و شعور
English