تكبر حزب شيطان در مقابل دعوت حق
اين كه قرآن مجيد مىفرمايد: اينان حزب شيطان هستند، حقيقت دارد، چون درباره ابليس در قرآن مىبينيم كه در مقابل دعوت خدا: «أَبَى وَ اسْتَكْبَرَ وَ كَانَ مِنَ الْكفِرِينَ»
از قبول دعوت خدا امتناع و تكبر كرد و در اجراى دعوت او از كافرين گرديد. اگر «كان» به معنى خودش باشد- و به معنى «صار» نباشد- پروردگار مىخواهد بفرمايد: اين امتناع از سجده بر حضرت آدم عليه السلام به خاطر بيمارى پنهانى او بوده كه در وجودش بوده و در عرصه امتحان سجده به حضرت آدم عليه السلام آن بيمارى ظهور كرد. بسيارى از محققان مىگويند: «كان» به معنى خودش است، چون بعضىها مىگويند: اين آيه به معنى اين است كه بعد از اين كه سجده نكرد، از كافرين شد، اما خدا مىگويد: از كافرين بود، ولى اين كفر و بيمارى پنهان، در اين امتحان آشكار شد و ظهور كرد. خيلىها آب نمىبينند و الا در معصيت، جنايت، ظلم و آلودگى، شناگر بسيار قابلى هستند. گاهى سگهاى بيابان چند شبانه روز دور هم آرام هستند، سر و صدايى نمىكنند، اما به محض اين كه لاشه خر مردهاى را مىآورند، آن وقت ببينيد چه هياهو و عربدههايى مىكشند و آماده حمله به يكديگر مىشوند.
ادامه شرح آيه شريفه
چرا خدا نفرمود: اى انسانها؟ براى اين كه خيلى از انسانها جوابش را نمىدادند. خدا دعوت خويش را حرام و بىارزش نكرده است، بلكه دعوت را متوجه اهل ايمان؛ يعنى مردم با وقار، بردبار، با حوصله، صابر، با انصاف، با وجدان، نرم و در نهايت- به قول قرآن- «اولى الالباب» يعنى صاحبان مغز، خرد، انديشه و تفكر كرده است. در وجود اينان به هيچ عنوان مانعى از اجابت دعوت نيست. «يأَيُّهَا الَّذِينَ ءَامَنُواْ هَلْ أَدُلُّكُمْ»
مىتوانست بفرمايد: «نحن ادُلُّكُمْ»، اما چرا مىپرسد «هَلْ ادُلُّكُمْ»؟ از چه كسى دارد مىپرسد؟ از عقل فعال مردم مؤمن، چون مىداند كه اينان جواب اين پرسش را به نحو مثبت مىدهند. مىداند كه طبيعت عقل و انديشه اينان در برابر حق تسليم است و اسير زندان هواى نفس، شهوات و ابزار نيست، بلكه عقل اينها مانند نورافكنِ پيشانى وجود اينهاست. پس جواب مثبت مىدهند. «هَلْ أَدُلُّكُمْ» يعنى منِ «ارحم الراحمين»، منِ كريم، من كه خزاينم بىنهايت است، صاحب اسماء حسنى و صفات عليا هستم و پاداشى مانند بهشت را- كه پهناى آن، به پهناى همه آسمانها و زمين است- مزد زحمات بدن شما قرار دادم و مسلم مزد روح و قلب شما يقيناً فوق بهشت است، من، به شما مىگويم، شما را به تجارت راهنمايى، دلالت و هدايت مىكنم. پس اول بايد در آيه شريفه دقت كرد كه دعوت كننده كيست؟ و چه چيزى دارد؟ چون گاهى كسى مىآيد ما را دعوت مىكند و ما خيلى مؤدبانه جوابش را نمىدهيم، مىگويند: چرا جوابش را نمىدهى؟ مىگوييم: چون جيب او خالى است، چيزى ندارد، براى چه دعوت او را قبول كنيم؟ چه كارى مىتواند بكند؟ اينجا بايد كنار آيه ايستاد و دعوت كننده را ديد، يافت و احساس كرد كه به اندازه يك ميلياردم ارزن، فكر ردّ دعوتش در ذهن نيايد، كه اگر همان مقدار نيز ردّ شود، مصيبتى براى زندگى خواهد بود.
English