لطفا منتظر باشید

آمادگى براى عبور از حجاب‏ها


استعدادتان را بسنجيد، واقعاً اگر استعداد عبور از حجاب‏هاى ظلمانى و نورانى را داريد و عبور نكنيد، كمال جنايت را به خود كرديد، اما اگر استعداد نداريد ميزان استعدادتان را با قرآن بسنجيد ميزان تكليفتان را با قرآن بسنجيد، ببينيد چه مقدار مى‏توانيد عمل بكنيد، به همان مقدار عمل بكنيد كه پروردگار به همان مقدار قانع مى‏باشد.

اميرالمونين مى‏فرمايد:

«أَلَا وَ إِنَّكُمْ لَا تَقْدِرُونَ عَلَى ذَلِكَ وَ لَكِنْ أَعِينُونِى بِوَرَعٍ وَ اجْتِهَادٍ وَ عِفَّهٍ وَ سَدَادٍ»

خدا قدرت حركت دادن به شما را مثل على بن ابى طالب عليه‏السلام نداده است كه بتوانيد مانند او پرواز بكنيد و منزل‏ها را به سرعت پشت‏سر بگذاريد و حجابهاى ظلمانى و نورانى را بدريد و برويد ولكن بياييد ما را با ورعتان، با اجتهاد و كوششتان، با عفت و صداقت خود كمك بكنيد، اما شما بياييد شكم و شهوتتان را با حصار عفت ببنديد كه شيطان به شكم و شهوت شما راه پيدا نكند، به همين‏ مقدار خدا به شما قانع است.

حالا اين تجلى بر كوه كه يك تجلى جزئى بوده و اين تجلى چقدر كنترل شده كه مقدار اين تجلى را هيچ كس نمى‏داند فقط در قرآن مى‏فرمايد: بعد از اين تجلى كوه از بيخ و بن كنده شد و گرد و غبارش در وادى سينا به فضا رفت. موسى افتاد و غش كرد و مثل آدم مرده بى‏جان افتاد، نه مى‏شنيد، نه مى‏ديد، نه حركت مى‏كرد، كه اگر كسى مى‏آمد و رد مى‏شد قيافه موسى را مى‏ديد خيال مى‏كرد مرده است، بعد موسى بلند شد آن وقت به او گفت:

آيا مى‏توان مرا ديد، اين تجلى جزئى من به كوه بود آن وقت به ديده چشم تو كه دو تا پى مختصر است، آخر با چه قدرتى مى‏خواهد تجلى مطلقه را ببيند؟ آن‏وقت اميرالمونين درباره قرآن همين حرف را مى‏زند و مى‏فرمايد:

خدا ديده نمى‏شود و نمى‏شود او را ديد، چرا كه در سوره اعراف مى‏گويد:

تجلى جزئى من كوه را به صورت گرد و غبار نرم به باد داد، آن هم چقدر كنترل شده است.

ولى از باب عشقى كه به بشر داشته قرآن مجيد، را نازل كرد و قرآن مجيد تجلى حق است، اما تجلى در لباس الفاظ و معانى، اصل تجلى قرآن در ام الكتاب است كه آن را هيچكس نمى‏داند. يعنى تجلى نورانى قرآن را كسى نمى‏داند اگر هم كسى در عالم تجلى نورى، قرآن را ديده باشد پيغمبر اسلام است، آن‏هم خداوند قدرت تجلى نورى اوليه قرآن مجيد را به او داد كه حالت نورى بود نه لفظى، از اراده حضرت او تجلى مى‏كند بعد آن تجلى در قلم كنترل مى‏شود، از قلم در ام الكتاب‏ تجلى مى‏كند و آنجا كنترل مى‏شود، از ام الكتاب تحقق ظهورى و شهودى پيدا مى‏كند، آنجا كنترل مى‏شود از آنجا به امين وحى تجلى مى‏كند، آنجا كنترل مى‏شود از آنجا در لباس الفاظ به پيغمبر تجلى مى‏كند و به ما مى‏رسد و ما قرآن را راحت مى‏بينيم و مى‏نويسيم و بر سر مزار گذشتگان خود مى‏خوانيم، ولى در مقام عمل به آيات كوتاهى مى‏كنيم و يا در معاملات خود براى كلاهبردارى به قرآن متوسل مى‏شويم.

منبع :
نظرات کاربران (0)
ارسال دیدگاه