فقه اهل بيت قدس سرهما كانون مهر و محبت
شيوه نگرش به معارف دينى و دستورات الهى و اوامر و نواهى شارع مقدس به حسب حالات و افكار و عقائد افراد متفاوت است . هر كس به حسب شيوه تفكر و يافتههاى عقلى خويش از دريچهاى خاص احكام الهى را مىنگرد و به دليل و علتى خاص معتقد و عامل به آن مىگردد چنانچه در گفتار حكيمانه اولياء اللّه مطالب زيادى پيرامون اين نكته دقيق به چشم مىخورد .زيباترين نوع نگاه و دقيقترين شيوه تفكر نسبت به دستورات الهى تعقّل و تفكّر و تدبّر پيرامون اين حقايق و نگاه از منظر مهر و محبت است .اگر مكلّف بداند تكاليفى كه حضرت حق براى او قرار داده و از طريق خاصّان درگاهش او را بر آن تكاليف آگاه ساخته همه از باب مهر و محبت و مهرورزى به او بوده ، امكان ندارد كه دست رد بر سينه دنيايى از محبت و عشق بزند و خواستار سعادت ابدى با عمل به واجبات و ترك محرمات نباشد .جلوه مهر و محبت حضرت رب العالمين در تكاليف و دستورات گاه به وضوح براى انسان مشخص است و مؤمن آن را كاملاً لمس و مشاهده مىكند و گاه به خاطر قلّت علم و يا ضعف عقل و يا هزاران نكته باريكتر از مو قدرت تشخيص اين همه مهرورزى را ندارد كه درك نكردن يا نرسيدن و يا . . . دليل بر نبودن نيست ، همانگونه كه پيشينيان ما به بسيارى از نكات ظريف دينى و اخلاقى كه پرده از حقايق آن به خاطر پيشرفت علم و عوض شدن شيوه تفكر و دلائل متعدد ديگر برداشته شده است نرسيدند وامروزه گوشهاى از آن حجاب از دنياى مهر و محبت قادر متعال برداشته شده است و مشاهده مىشود كه چه منافع كثيرى در عمل به آن دستور خاص و يا ترك عملى ديگر وجود داشته است كه نمونههاى زيادى از آن در گفتارها و كتابها و مجلات و مقالات علمى به چشم مىخورد .روايات گهر بار ائمه اطهار قدس سرهما پيرامون احكام كه از طريق روايات و احاديث آن ذوات مقدس و زحمات طاقتفرساى عالمان ربانى تبديل به كتب اصيل و منابع غنى شيعه شده است ، خود گواه بر اين مطلب است كه به گوشهاى از آنها نسبت به برخى از ابواب فقهى همچون حدود و قصاص اشاره مىشود .
اهميت حدود
اجراى حدود الهى خود يكى از مهمترين و با عظمتترين آثار و جلوههاى رحمت و مهر و محبت حضرت حق است . كثرت آثار و بركاتى كه در اجراى حدود بر جوامع بشرى مترتب مىشود نياز به نوشتن كتابى مجزا دارد ، كه حفظ انسانها از شرور نفس و شرور شيطان وسوسه كننده و شيطان صفتان جوامع يكى از آثار اين حدود الهى است .اجراى حدود الهى نسبت به گناهكار از ضروريات دين و از واجبات مورد تأكيد شرعى است تا آنجا كه روايات بسيارى به اين مطالب اشاره دارند چون :قَالَ رَسُولُ اللّهِ صلي الله عليه و آله : « إقَامَةُ حَدٍّ خَيْرٌ مِنْ مَطَرِ أرْبَعِينَ صَبَاحاً » . پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله فرمودند : به پا داشتن حدّ بهتر از باران چهل روز است .و يا در روايتى ديگر حضرت امام باقر عليه السلام مىفرمايد :« حَدٌّ يُقامُ فِى الأرضِ أزكى فيها مِن مَطَرِ أرْبَعينَ لَيلَةً وَأيّامِهَا » . حدى كه در زمين اقامه شود از بارش باران در چهل شبانه روز پاك كنندهتر است .و در روايتى از حضرت اميرالمؤمنين على عليه السلام نقل شده است كه بعد از اين كه زنى در محضر حضرت چهار مرتبه به زنا اقرار كرد سر مبارك را به سوى آسمان بلند كرده فرمودند :« اللَّهُمَّ إنَّهُ قد ثَبَتَ عَليها أربَع شَهاداتٍ وإنَّكَ قَدْ قُلْتَ لِنَبيِّكَ فِيمَا أخبَرتَهُ مِن دينِكَ : يا مُحمَّدُ مَن عَطَّلَ حدَّاً مِن حُدودِى فَقَد عَانَدَنى وَطَلَب بِذَلكَ مُضَادَّتى » . خدايا ! به تحقيق بر او چهار شهادت ثابت شد و به تحقيق در آنچه كه از دينت به پيامبر خبر دادى به او فرمودى : اى محمد ! هر كس حدى از حدود من را تعطيل كند با من دشمنى كرده و به اين سبب مخالفت آشكارا با من را درخواست كرده نموده است .
گوشهاى از مهر و محبت حضرت حق در حدود
گناهكارى كه هر گونه بىمهرى را در حق خود روا داشته است و خود را از زحمات حضرت حق محروم ساخته است و گناه آن قدر عظيم شده است كه علاوه بر عذاب اخروى بايد به حدود الهى دنيوى نيز عذاب شود اما در اجراى حدود وجود مبارك حضرت حق به قدرى رحمت و مهر و كرامت خود را جلوه داده است كه هر گناهكارى اگر با توجه و دقت به اين لطايف بنگرد از گناه خود خجالت كشيده و شرمنده لطف و محبت و رحمت حضرت ارحم الراحمين شده و عذاب درونى او را بس خواهد بود .شگفتا ! كه گناهكار نيز در حريم الهى داراى احترام است و مورد مهر و محبت واقع مىشود .نكات و لطايفى از مهر و محبت حضرت حق در همين امر نهفته است كه به گوشهاى از آنها اشاره مىشود :
1 ـ عدم تجاوز از حدود
تجاوز از حدّ جائز نيست و اگر از حدود مقرر شده تعدّى شود ، كسى كه حدّ را جارى نموده است بايد تعزير شود .در روايتى وجود مقدس امام باقر عليه السلام مىفرمايد :اميرالمؤمنين عليه السلام به قنبر امر كردند كه مردى را حدّ بزند ، پس قنبر اشتباه كرد و سه تازيانه بيشتر او را حدّ زد ، پس على عليه السلام سه ضربه تازيانه را به قنبر زد .و يا در حديث شگفتآور ديگرى حضرت امام باقر عليه السلام در ذيل آيه شريفه :
. . . تِلْكَ حُدُودُ اللّهِ فَلاَ تَعْتَدُوهَا وَمَن يَتَعَدَّ حُدُودَ اللّهِ فَأُولئِكَ هُمُ الظَّالِمُون.. . . اينها حدود خداست ؛ پس از آنها تجاوز نكنيد و كسانى كه از حدود خدا تجاوز كنند ، آنان بىترديد ستمكارند .مىفرمايد :« إنَّ اللّهَ غَضِبَ عَلى الزَّانِى فَجَعَلَ لَهُ جِلدَ مِائَةٍ ، فَمَن غَضِبَ عليهِ فَزادَهُ فَأَنا إلىَ اللّهِ مِنْهُ بَرِىءٌ » . خداوند بر زناكار غضب فرموده و صد تازيانه براى او قرار داده است پس كسى كه بر او غضب كند و بر تازيانه بيفزايد من براى خدا از او بيزارم .
2 ـ مجنون و جاهل حدّى ندارند
تعاليم اسلام بر پايه دليل و برهان و عقل اجرا مىشود و اگر دليل و برهانى اقامه نشود و يا انسان از عقلى كه بتواند تكاليف الهى را بشناسد و به آن عمل نمايد برخوردار نباشد و مركتب گناهى شود حدى بر آن اقامه نخواهد شد .حضرت امام صادق عليه السلام مىفرمايد :اگر شخصى مسلمان شود و به اسلام اقرار كند و بعد شراب بنوشد و يا زنا كند و يا ربا بخورد و چيزى از حلال و حرام براى او روشن نشده باشد در صورتى كه جاهل [ به حكم ] باشد حدى بر او اقامه نخواهد شد . . .و يا در روايتى ديگر حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام مىفرمايد :« لا حَدَّ على مَجنونٍ حَتّى يُفِيقَ وَلا عَلى صَبِىٍّ حَتَّى يُدِركَ وَلا عَلَى النَّائِمِ حَتَّى يَسْتَيْقِظَ » . ديوانه تا زمانى كه عاقل شود و بچه تا زمانى كه بفهمد و خواب تا زمانى كه بيدار شود حدى ندارد .
بر گرفته از کتاب فرهنگ مهرورزی استاد حسین انصاریان
English