ناعلاج بودن درد مرگ
مقدارى گوشت، پوست و استخوان در مقابل مرگ چه مقاومتى مىتواند داشته باشد؟ ما مىتوانيم اميد ببنديم به اين كه هميشه زندهايم؟ ما مىتوانيم دل خوش كنيم كه دائم در دنيا هستيم؟
ابن سينا مىگويد:
از جرم حضيض خاك تا اوج زحل كردم همه مشكلات گردون را حل
بيرون جَستم ز بند هر مكر و حيل هر بند گشاده شد مگر بند اجل
گره مرگ، گرهى است كه خدا به زندگى موجودات زده است و هيچ دستى در عالم پيدا نمىشود كه اين گره را بتواند باز كند.وجود مبارك حضرت مجتبى عليه السلام را چند بار زهر دادند. امام هر بار كنار قبر پيامبر صلى الله عليه و آله آمدند و دعا كردند. خداوند متعال ايشان را شفا داد. بار آخرى كه به حضرت زهر خوراندند، در سنّ چهل و هفت سالگى بود. به محضر مبارك ايشان اصرار كردند كه مانند دفعههاى قبل كنار حرم پيغمبر صلى الله عليه و آله برويد و دعا كنيد، دعاى شما مستجاب است و خدا به شما شفا مىدهد.
حضرت اين جمله را جواب دادند و فرمودند: «مرگ علاج ندارد»؛ يعنى اگر همه ائمه و انبيا عليهم السلام نيز براى كسى كه بايد بميرد دعا كنند كه نميرد، مىميرد و آن دعا مستجاب نمىشود.
تقدير رقم خورده مرگ
ابوالعلا كه قصد داشت عمرش طولانى شود، گوشت نمىخورد:
قصه شنيدم كه بوالعلا به همه عمر لحم نخورد و ذوات لحم نيازرد
در مرض موت با اجازه دُستور خادم او جوجه باب محضر او برد
طبيب گفته بود: جوجه خروسى را بپزيد، سوپ درست كنيد و براى اين بيمار بياوريد.
خواجه چو آن طير كشته ديد برابر اشك تحسّر ز هر دو ديده بيفشرد
گفت چرا ماكيان شدى نشدى شير تا نتواند كست به خون كشد و خورد
مرگ براى ضعيف امر طبيعى است هر قوى اول ضعيف گشت و سپس مرد
گاهى مردم مىگويند: فلانى داشت راست راست راه مىرفت، اما افتاد و مرد.
در حالى كه اين نيست، عكسش را بايد بگويند. بايد بگويند: فلانى مرد و افتاد. وقتى لحظه مرگ فرا مىرسد:
«لَايَسْتَأْخِرُونَ سَاعَةً وَلَا يَسْتَقْدِمُونَ» نه لحظهاى پيش مىافتد و نه لحظهاى پس. نه كسى زودتر مىميرد و نه ديرتر، ولى بعد از مرگ، براى آنهايى كه حسابشان با پروردگار عالم صاف و پاك نيست، روزگار عجيب و سختى است.
English