تشبيه عمر به مركبى پرسرعت
حضرت در زمينه گذشتِ عمر، چقدر زيبا و عالى حرف زدهاند كه استوارى كلام پيغمبر صلى الله عليه و آله عجيب است. پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله مىفرمايد: «انْتُمْ عَلَى ظَهْرِ السَفَرِ» لحظهاى كه به دنيا آمديد، شما را بر مركبى به نام سفر و حركت سوار كردند. همان لحظهاى كه اين قافله شما را از رحم مادر گرفت، پشت به رحم و رو به آخرت شديد، از همان لحظه شما را به جلو حركت دادند. «أنتم على ظهر السفر و السَّيرُ بِكُم سَريعٌ» شما را با شتاب و سرعت دارند به جلو مىبرند. تا كجا مىبرند؟ تا كنار دهانى به نام قبر، به داخل آنجا شما را پرتاب مىكنند و پرونده شما را با سرعت زيادى مىبندند.
دوران بقا چو باد نوروز گذشت روز و شب ما به محنت و سوز گذشت
تا چشم نهاديم به هم صبح دميد تا چشم گشوديم ز هم روز گذشت
سكوت معنا دارى به خود بدهيد، اتاقى كه به دنيا آمديم، تيرچوبى و كاه گلى بود، ديوارهايش خشتى، گوش بدهيد! چند صدا را مىشنويم. ناله مادر كه ما را زاييد، خنده عمهها و خالهها كه خوشحال هستند كه ما زاييده شديم و اقوام كه مىگويند: شيرينى و نبات بياور. اينها به خاطر ما بود كه به دنيا آمديم. از آن شلوغى آن وقت تا كنون، با چه سرعتى گذشت و تمام شد؟ «انتم على ظهر السفر و السَّيرُ بِكم سَريعٌ فقد رَأيتُم اللَّيلَ و النَّهارَ وَ الشَّمسَ وَ القَمَرَ يُبلِيانِ كُلَّ جَديدٍ» با چشم خود اين شب و روز، آفتاب و ماه با اين حركات و رفتن و آمدنها را ديديد، هر چه خدا به شما ابزار نو داده بود، كهنه كرديد؛ گوش شما سمعك و چشم شما عينك مىخواهد. پاى خود را دراز مىكنيد، نماز را بايد روى صندلى بخوانيد، سجده امام جماعت طول بكشد، بدن شما درد مىگيرد و بايد زودتر بلند شويد، از زمين مىخواهيد براى ركعت دوم بلند شويد، بايد نفس نفس بزنيد. تمام اين ابزار نو كه به شما داده بودند، كهنه شده است و هيچ دوايى نيز آنها را نمىتواند نو كند.
English