توجه پيامبر به مشكل «ثوبان»
نوشتهاند كه: پيغمبر صلىاللهعليهوآله يك روز وارد مسجد شدند، اين «ثوبان» را ديدند كه گوشه مسجد نشسته، زانو به بغل گرفته، حالت غم و غصه دارد.
پيغمبر صلىاللهعليهوآله هم انسانى نبود كه در مقابل وضع مردم بىتفاوت باشد. البته اين طور هم نبود كه حالا هر مشكلى كه براى كسى پيش مىآمد، پيغمبر عزيز اسلام صلىاللهعليهوآله دستشان باز بود كه همان وقت مشكل را حل كنند.
گاهى نعمتى در اختيارشان بود، و مشكل را حل مىكردند، گاهى به مردم مىفرمودند: مشكل اين برادر مؤمنتان را حل كنيد. گاهى از طريق غنائم جنگى مشكل مردم را حل مىكردند. گاهى از زحمات و دسترنج خودشان مشكل مردم را حل مىكردند. گاهى هم امكان حل مشكل نبود، با يك چهره باز و آرام، با يك لب متبسم، با كنار هم گذاشتن يك سلسله كلمات محبتآميز و عاشقانه، دل سائل را آرامش مىدادند و چهره غمناك مراجعه كننده را باز مىكردند.
دنيا دار مشكلات و بلاها
بناى دنيا هم با بناى آخرت فرق مىكند. به قول وجود مبارك اميرالمؤمنين عليهالسلام
« الدنيا دارٌ بالبلاء محفوفةٌ و بالغدر معروفة »
از سر و روى زندگى، از زمان حضرت آدم عليهالسلام تا حالا مثل باران بهار بلا ومشكل مىباريده و سختى توليد مىشده؛ مردم دچار امراض لاعلاج، ورشكستگى، خانه خرابى، كم پولى، داغ فرزند، داغ اولاد و شوهر و زن و برادر، داغ پدر و مادر، يتيم شدن بچهها، مقدارى از اين بلاها كه اصلاً علاجى ندارد و در دنيا جايگزين هم ندارد، مقدارى هم چاره دارد كه حالا يا خود انسان بعد از مدتى كار كردن و زحمت كشيدن دردش را علاج مىكند، يا برادران مؤمن به امر پروردگار بايد درد دردمندان را علاج كنند.
حالا اين انسان كريمى كه نمىتواند در كنار غم ديگران بىتفاوت باشد، سؤال مىكند: گرفتهاى، غصهاى دارى؟ علت غصهاش را مىگويد. چقدر خوب است كه انسان غصه همين مسائل را در دنيا داشته باشد.
اين كه در روايات ما هم وارد شده، يكى از آثار وجود مؤمن، حزن و غم است، علتش اين است كه مؤمن هميشه متذكر واقعيات عالم بعد است، طبيعتا نسبت به اين واقعيات، از ترس اين كه كم نياورد، غصه مىخورد.
عرض كرد: يا رسول الله! به فكر آخرت بودم، من يك دلى غرق در عشق شما دارم، و به خاطر اين عشقم، جدايى از وجود مقدس شما را اصلاً تحمل ندارم، نه در دنيا و نه در آخرت.
English