بركات مفهوم الله، رحمان، رحيم
منابع مقاله:
کتاب : تفسير حكيم جلد یک
نوشته : حضرت آیت الله حسین انصاریان
سالكان مسلك حق، و عارفان كشور معرفت، و راه يافتگان به وادى حقيقت گفتهاند: انسان داراى قلب و نفس و روح است، قلب را تمناى معرفت و آگاهى و ايمان است، نفس را هواى رزق احسان است، و روح را داعيه رحمت و رضوان.
هر يك از قلب و نفس و روح بوسيله اسمى از اين اسما در صورت اتصال عملى به مفاهيم اين حقايق خط و نصيب ويژه خود را مىيابند، دل از توجه به مسماى لفظ الله كه ذات مستجمع جميع صفات كمال است معرفت و ايمان به دست آورد، و نفس با بكار گرفتن مهر و رحمت كه شعاعى از رحمانيت است به رزق و احسان حضرت رحمان رسد، و روح با اثر گرفتن از رحيميت حق كه جلوه تامش، قرآن و رسالت و ولايت است غرقه روح و ريحان شود.
صاحب تفسير فاتحة الكتاب كه از دانشمندان بعد از عصر فيض كاشانى است از مفاتيح الغيب نقل مىكند كه:
راههاى ورود وسوسههاى شيطان در باطن انسان سه راه است: هوا، غضب، شهوت.
هوا نشأ ظهور كفر و بدعت است، غضب سبب پديد آمدن كبر و خودپسندى است، شهوت علت بروز حرص و بخل است.
«بىترديد فرد و خانواده و جامعه اگر آلوده به هوا پرستى، و خوى خشم و درندگى، و شهوت بىمهار باشد، در همه جوانب و شئون زندگى دچار فسق و فجور و گناه و معصيت، و حقكشى و ظلم و ستم، و پستى و بىبند و بارى، و هرزگى و تجاوز، و رذالت و زورگوئى مىگردد.»
حضرت حق كه از هر كسى به انسان مهربانتر است، و جز خير و سعادت و سلامت و خوشبختى انسان را نمىخواهد اين سه نام مقدس را تعليم انسان داد، تا با معرفت به مفهوم هر سه نام، و اتصال به حقيقت هر سه اسم راههاى ورودى وسوسه شيطان و عوامل انحراف و گمراهى بسته شود، و آدمى را از حركت در وادى ضلالت و انحراف باز دارد.
هر كه توجه كند كه الله يعنى ذات دارنده همه صفات كمال و اسماء حسنى اوست، آفرينش به اراده حضرتش سر از نيستى به ميدان هستى بيرون آورد، آنچه در پهن دشت آفرينش وجود دارد به خواست او قدم در دايره وجود گذاشت، هر چرخى در عالم خلقت به مشيت او مىگردد، هر گياهى به اشاره حكيمانه او سر از خاك بيرون مىكشد، و هر جاندارى به هدايت او مسير حيات را مىپيمايد، يقيناً از فرمان هوا و هوس كه معبود گمراهان و نادانان، و كارگردان تيره بختان است و آيه شريفه
أَ فَرَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلهَهُ هَواهُ «1»
شاهد بر آن است رخ بر تابد و سر ارادت از آستان زيانبارش بپيچد، و تا ابد دست از دامان دوزخىاش برچيند.
و هر كه بيدار گردد كه رحمان حضرت اوست، كه با رحمانيتش مىآفريند. و روزى مىبخشد، و احسان مىكند، و فضل و عنايت در فضاى زندگى مىافشاند، و باران لطف و محبت مىبارد، و با دريائى بىنهايت از عشق معيشتجانداران را اداره مىكند، و نطفه را در رحم به صورت طفلى آراسته درمىآورد، و با عنايت ويژهاش جنين را تندرست و سالم از دهانه كوچك رحم به فضاى با عظمت جهان وارد مىكند، و در سينهمادر براى تغذيه او شيرى كه سرشار از مواد لازم براى بدن كودك است قرار مىدهد و قلب پدر و مادر را براى حفظ و رشد و تربيت او نسبت به او پر از مهر و محبت مىكند و .... از غضب كه منشأ كبر و خودپسندى و خوى درندگان است، احتراز مىنمايد و سر ارادت و تعظيم و فروتنى و خاكسارى به آستان او مىگذارد، و با همه بندگان خدا از هر آئين و ملتى كه هستند به مهربانى و رأفت و رحمت و تواضع معامله مىنمايد و هرگز گرد بزرگ منشى و تكبر و عجب و خودپسندى كه اخلاق شياطين و دور افتادگان از وادى هدايت است نمىگردد.
و هر كس عارف به اين حقيقت شود كه رحيم اوست، و رحيميت و مهربانىاش هميشگى و جاويد است، و رحيميتش اقتضا نموده كه به انسان عقل و وجدان عنايت كند، و براى هدايتش به سوى راه راست پيامبران را برانگيزد، و امامان معصوم را چراغ پرفروغ مسير حياتش قرار دهد و كتابى چون قرآن كه قانون اساسى زندگى است در آغوش حيات او بگذارد، و به خاطر ايمان و عمل صالح بهشتجاويد را در قيامت همراه رضايت و خوشنودىاش را براى او مقرر كند، از شهوت بىمهار و خواستههاى بىمحاسبه، و لذتهاى حرام دست بردارد و با تشبه به بهائم كه سرگردان وادى شهوتاند بر خود ظلم و ستم روا ندارد.
ارباب سلوك گفتهاند: نام مبارك رحيم را در ايمن شدن از آفات، خصوصاً از خشم حاكمان و اهل كينه و عدوان خاصيتى عجيب است.
ابنعباس از حضرت رسول روايت كرده كه: چون آموزگارى به كودكى بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ بياموزد در آن ساعت از جانب حق به دبيران دبيرخانه ازلى خطاب رسد كه سه برات آزادى از دوزخ بنويسيد:
يكى به نام كودك، دوم براى پدر و مادرش، سوم براى آموزگارش!!
اميرالمؤمنين (ع) مىفرمايد من از رسول خدا شنيدم كه چون در ورطه سختى و شدت گرفتار آمدى، و در مخاطره و مهلكه قرارگيرى زبان به «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ و لاحول و لا قوة الا بالله العلى العظيم» بگشاى كه از بركت اين كلمات، آفات و بليات از تو روى بگرداند و محفوظ و مصون مانى.
پی نوشت :
______________________________
(1)- جاثيه 23.
English