حقيقت خلق حسن
منابع مقاله:
کتاب : عرفان اسلامى جلد دهم
نوشته: حضرت استاد حسین انصاریان
امام صادق عليه السلام مىفرمايد:
خُلق نيكو، حسن و زيبايى در دنيا و پاكى و طهارت در آخرت است، تمام دين به اوست و عامل قرب انسان به حضرت حق است.
خلق حسن از اعظم نعم الهى و موجب بسط رزق و محبوبيت نزد خالق و مخلوق و راحت انسان در زندگى و علّت ارتقاى آدمى در درجات عالى كمال و رشد است.
خلق حسن مجموعهاى از صفات حميده و اوصاف پسنديده، از قبيل خوشرويى، مهربانى، مودت، محبت، تواضع، خضوع، خشوع، عفو، احسان به پدر و مادر و جود و سخا و كرم و مروّت است.
قسمتى از اين موضوعات را در روايات گذشته «مصباح الشريعة» مانند سخا در باب 53، مواخات باب 55، حلم باب 57، تواضع باب 58، عفو باب 60، به نحو مفصّل شرح دادم و توضيح موضوعات ديگر از قبيل احسان به والدين در باب 71 و صبر در قسمت 91 و حيا در باب 93 با خواست خداوند خواهد آمد، به همين خاطر روايت اين باب را كه نسبت به صفات پسنديده، جنبه عنوان دارد فقط ترجمه كرده و از وجود مقدس حضرت حق عاجزانه مىخواهم كه همه ما را متخلّق به اخلاق حسنه بنمايد.
[وَلا يَكُونُ حُسْنُ الْخُلْقِ الّا فى كُلِّ وَلىٍّ وَصَفِىٍّ لِانَّ اللّهَ تَعالى ابى أنْ يَتْرُكِ الْطافَهُ وَحُسْنَ الْخُلْقِ الّا فى مَطايا نُورِهِ الْاعْلى وَجَمالِهِ الْازْكى، لِانَّها خَصْلَةٌ يَخْتَصُّ بِهَا الْاعْرَفُ بِرَبِّهِ، وَلا يَعْلَمُ ما فى حَقيقَةِ حُسْنِ الْخُلْقِ الّا اللّهُ تَعالى]
حسن خلق، حقيقتى است كه بايد آن را در نفس و جان پاك اوليا و اصفياى حق يافت كه هر ظرفى خزينه اين گنج و هر صدفى جاى تجلّى اين گوهر نيست.
او نخواسته الطاف و عناياتش و حسن خلق را، مگر براى كسانى كه متحمل نور اويند و متصف به پاكى و پاكيزگى دل و جان، حسن خلق مخصوص عارف به حق است و قدر آن را فقط خدا مىداند.
[قالَ رَسُولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله: خاتَمُ زَمانِنَا حُسْنُ الْخُلْقِ وَالْخُلْقُ الْحَسَنُ الْطَفُ شَىْءٍ فِى الدّينِ وَاثْقَلُ شَىْءٍ فِى الْميزانِ، وَسُوءُ الْخَلْقِ يُفْسِدُ الْعَمَلَ كَما يُفْسِدُ الْخَلُّ الْعَسَلَ، وَانِ ارْتَقى فِى الدَّرَجاتِ فَمَصيرُهُ الَى الْهَوانِ «1»]
حضرت ختمى مرتبت، رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:
نيكويى خلق و خلق نيكو لطيفترين حقيقت در آيينه دين و سنگينترين و پرارزشترين گوهر در ترازوى عمل است و چون انگشترى كه زينت دست است، زينت انسان است.
خلق بد عامل فساد عمل انسان است چنان كه سركه عامل نابودى و ازبين رفتن عسل است.
آلوده به سوء خلق هرچند در كمالات ديگر ترقى كند، بايد بداند كه به خاطر سوء خلقش اهل عذاب و مستحق نار نيران و هوان و خوارى و ذلّت و پستى است.
[قالَ رَسُولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله: حُسْنُ الْخُلْقِ شَجَرَةٌ فِى الْجَنَّةِ وَصاحِبُهُ مُتَعِلِّقٌ بِغُصْنِها يَجْذِبُهُ الَيْها، وَسُوءُ الْخُلْقِ شَجَرَةٌ فِى النّار فَصاحِبُها مُتَعَلِّقٌ بِغُصْنِها يَجْذِبُهُ الَيْها]
و باز رسول الهى صلى الله عليه و آله فرمود:
خلق نيكو درختى است در بهشت كه دارنده اخلاق حميده متعلّق به شاخه آن است، چنانچه بدخلقى شجرهاى است در جهنم كه صاحبش متعلق به شاخه آن و مجذوب به جاذبه آن درخت جهنّمى است.
[إِنَّها شَجَرَةٌ تَخْرُجُ فِي أَصْلِ الْجَحِيمِ] «2».
آن درختى است كه در قعر دوزخ مىرويد.
بكوشيد كه در مرحله اول، مراحل حسن خلق و سوء خلق را بشناسيد و چون از طريق قرآن و كتب حديث و نوشتههاى اخلاقى، به خصوص «جامع السعادات» و «محجة البيضاء» به موارد هر دو معرفت پيدا كرديد، به صفات حميده و خلق حسن آراسته شويد و از اوصاف شيطانى و سوء خلق بپرهيزيد كه راهى براى تحصيل سعادت دارين جز آراستگى به حسنات و پيراستگى از سيّئات نيست.
|
باز آى كه از غير تو پرداختهام دل |
اى سرّ تو را سينه سودا زده منزل |
|
|
قربان تو مىكردم اگر يافتمى جان |
بر زلف تو مىبستم اگر داشتمى دل |
|
|
جز نقش خط از روى نكويت خط هستى |
نقشى است كه گردون زده بر آب به باطل |
|
|
من روى چو زر كردهام از عشق تو بنماى |
بر گردنم آن ساعد چون سيم حمايل |
|
|
ما زنده به عشقيم كه بىفاصله ما را |
جارى است چو خون در كبد و عرق و مفاصل |
|
|
بردار ز گلِ ذرّه محجوب صفا را |
اى بر همگى پرتو خورشيد تو شامل «3» |
|
پی نوشت ها:
______________________________
(1)- بحار الأنوار: 68/ 393.
(2)- صافات (37): 64.
(3)- صفا اصفهانى.
English