توبه آغوش رحمت - بحث ششم - قسمت چهارم (متن کامل +عناوین)
صبر
شكيبايى و صبر در آنچه كه قرآن و روايات نسبت به آن دستور صبر دادهاند، مسألهاى الهى و اخلاقى و انسانى است، و امرى است محبوب حق، و سزاوار اجر بزرگ و ثواب عظيم. صبر، عامل حفظ دين و نگاهبان انسان از بىميل شدن به حق و حقيقت، و عامل تقويت روح و روان، و حافظ انسان از افتادن در دام شياطين جنى و انسى است.
انسان اگر در پيشامدها و حوادث تلخ و شيرين كه غارتگر دين و ايمان است، و به هنگام طاعت و عبادت، و به وقت گناه و معصيت صبر كند، به اين معنا كه حوادث را هماهنگ با قواعد الهى تحمل كند، و براى نجات خود به دشمنان حق پناه نبرد، و به وقت طاعت و عبادت خود را در گردونهى بندگى قرار دهد و مقاومت كند، و زمان آماده شدن زمينهى معصيت و گناه، تلخى گذشت از لذتها را به دوش جان بردارد، به فرمودهى قرآن مجيد مستحق صلوات و رحمت خداوند مىشود.
«وَ لَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَيْءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَ الْجُوعِ وَ نَقْصٍ مِنَ الْأَمْوالِ وَ الْأَنْفُسِ وَ الثَّمَراتِ وَ بَشِّرِ الصَّابِرِينَ* الَّذِينَ إِذا أَصابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ قالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ* أُولئِكَ عَلَيْهِمْ صَلَواتٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَ رَحْمَةٌ وَ أُولئِكَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ» «1».
ما شما را به چيزى از خوف از دشمن به وقت جنگ، و گرسنگى و كم شدن از اموال و جانها و ميوهها امتحان مىكنيم و به اين امور مبتلا مىسازيم. پيامبر من! صابران بر اين پنج امتحان را بشارت بده، آنان كه چون مصيبتى به آنها وارد شد با دل و زبان گفتند: ما از خداييم و به او باز مىگرديم، از جانب خداوند بر اينان درود و رحمت است و اينان هدايت شدگانند.
«... وَ الْمَلائِكَةُ يَدْخُلُونَ عَلَيْهِمْ مِنْ كُلِّ بابٍ* سَلامٌ عَلَيْكُمْ بِما صَبَرْتُمْ فَنِعْمَ عُقْبَى الدَّارِ» «2».
فرشتگان از هر درى در قيامت به آنان وارد مىشوند و مىگويند: سلام بر شما به خاطر اينكه در عبادت و طاعت، و براى پاك ماندن از معصيت، و در حوادث و آفات صبر كرديد، پس بهشت براى شما نيكو منزلگاهى است.
«ما عِنْدَكُمْ يَنْفَدُ وَ ما عِنْدَ اللَّهِ باقٍ وَ لَنَجْزِيَنَّ الَّذِينَ صَبَرُوا أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ ما كانُوا يَعْمَلُونَ» «3».
آنچه از مال و منال و مقام دنيا نزد شماست پايان مىپذيرد و آنچه از ثواب و اجر براى شما نزد خداست باقى ماندنى و ابدى است، هر آينه به آنان كه صبر كردند جزا مىدهيم بهتر از آنچه در دنيا عمل كردند.
«أُولئِكَ يُؤْتَوْنَ أَجْرَهُمْ مَرَّتَيْنِ بِما صَبَرُوا...» «4».
______________________________
(1)- بقره (2): 155- 157.
(2)- رعد (13): 23- 24.
(3)- نحل (16): 96.
(4)- قصص (28): 54.
ايشان را به خاطر آنچه بر آن صبر ورزيدند دوبار پاداش داده مىشود.
رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمودند:
مَنْ يَتَصَبَّرْ يُصَبِّرْهُ اللَّهُ وَمَنْ يَسْتَعْفِفْ يُعِفَّهُ اللَّهُ وَمَنْ يَسْتَغْنِ يُغْنِهِ اللَّهُ وَما اعْطِىَ عَبْدٌ عَطاءً هُوَ خَيْرٌ وَاوْسَعُ مِنَ الصَّبْرِ «1».
كسى كه خود را در گردونهى شكيبايى قرار دهد، خداوند او را به شكيبايى وا مىدارد، و هركس خود را به عرصهگاه عفت و پارسايى بكشد، خداوند او را به پارسايى بيندازد، و هركس از خدا بىنيازى بخواهد، خداوند او را بىنياز كند، و به عبد بهتر و گستردهتر از صبر چيزى عطا نشده.
اميرالمؤمنين عليه السلام فرمودند:
الْحَقُّ ثَقِيلٌ، وَقَدْ يُخَفِّفُهُ اللَّهُ عَلى اقْوامٍ طَلَبُوا الْعاقِبَةَ فَصَبَرُوا نُفُوسَهُمْ، وَوَثِقُوا بِصِدْقِ مَوْعُودِ اللَّهِ لِمَنْ صَبَرُوا، احْتَسِبْ فَكُنْ مِنْهُمْ وَاسْتَعِنْ بِاللَّهِ «2».
حق سنگين است، خداوند بر اقوامى كه به دنبال عاقبت به خيرى هستند و خود را به صبر و شكيبايى وا مىدارند سبك مىنمايد، آرى حق را براى آنان كه اعتماد به درستى وعدهى خدا براى صبر كنندگان دارند خفيف و آسان مىگرداند. براى خداوند كار نيك انجام بده، و واقعيات را به حساب بياور، در نتيجه از صابران باش و از خدا كمك بخواه.
و نيز آن حضرت فرمودند:
اصْبِرْ عَلى مَرارَةِ الْحَقِّ، وَايّاكَ انْ تَنْخَدِعَ بِحَلاوَةِ الْباطِلِ «3».
بر تلخى حق صبر كن، و بر حذر باش از اينكه تن به فريب شيرينى باطل دهى.
______________________________
(1)- كنز العمال: حديث 6522.
(2)- نهج البلاغه: 699، نامهى 53؛ تحف العقول: 142؛ بحار الأنوار: 74/ 259، باب 10، حديث 1.
(3)- غرر الحكم: 70، الصبر على الحق، حديث 993.
مردى از اهل كوهستان از حضرت صادق عليه السلام نسبت به مسألهاى نظرخواهى كرد، حضرت بر خلاف آنچه كه آن مرد دوست داشت نظر داد، امام در چهرهى او كراهت و بىميلى ديد، به او فرمودند: اى مرد! بر حق شكيبا باش، همانا احدى براى حق صبر ننموده مگر اينكه خداوند به چيزى او را عوض داده كه براى او بهتر بوده.
از حضرت باقر عليه السلام روايت شده:
الْجَنَّةُ مَحْفُوفَةٌ بِالْمَكارِهِ وَالصَّبْرِ، فَمَنْ صَبَرَ عَلَى الْمَكارِهِ فِى الدُّنْيا دَخَلَ الْجَنَّةَ، وَجَهَنَّمُ مَحْفوفَةٌ بِاللَّذّاتِ وَالشَّهَواتِ، فَمَنْ اعْطى نَفْسَهُ لَذَّتها وَشَهْوَتَها دَخَلَ النّارَ «1».
بهشت محاصره به ناگواريها و صبر است، كسى كه در دنيا بر ناگواريها شكيبايى ورزد وارد بهشت مىشود، و جهنم محاصره به خوشيها و تمايلات حيوانى است، هركس دنبال لذات و شهوات باشد وارد آتش مىشود.
و نيز آن حضرت فرمودند:
الصَّبْرُ صَبْرانِ: صَبْرٌ عَلَى الْبَلاءِ حَسَنٌ جَميلٌ، وَأَفْضَلُ الصَّبْرَيْنِ الْوَرَعُ عَنِ الْمَحارِمِ «2».
صبر دو صبر است: صبر بر بلا و حادثه كه نيكو و زيباست، و بهترين دو صبر، خوددارى از محرمات است.
راستى صبر در همهى امور براى اينكه دين و ايمان و عمل و اخلاق انسان سالم بماند، و عاقبت خوشى نصيب انسان شود، چه زينت نيكويى و حال پرقيمتى براى آدمى است.
______________________________
(1)- كافى: 2/ 89، باب الصبر، حديث 7؛ بحار الأنوار: 68/ 72، باب 62، حديث 4.
(2)- كافى: 2/ 91، باب الصبر، حديث 14؛ وسائل الشيعه: 15/ 237، باب 19، حديث 20371.
تائب از گناه واجب است با تمرين و رياضت، آراسته به صبر شود، و بر پاك ماندن از گناه اصرار ورزد تا براى هميشه از شر هواى نفس و وساوس شيطانى و معصيت و آلودگى آسوده شود، كه بدون صبر ساختمان توبه برجا نمىماند، و رحمت حق بر انسان تداوم نمىيابد.
مال حلال
خداوند مهربان رساندن روزى را به مخلوقات روزىخور بر خود واجب نموده، و نيازمندى در اين زمينه از قلم نمىافتد.
كانالها و طرقى كه براى رسيدن انسان به روزى مخصوص خودش قرار داده زياد است از جملهى آنها: ارث، هبه، پيدا شدن گنج و از همهى راهها مهمتر كسب حلال است.
كسب حلال مانند دامدارى، كشاورزى، صنعت، هنرهاى دستى، تجارت و كارهاى سنگين مثبت بدنى است.
مالى كه از طرق نامشروع به دست مىآيد حرام، و استفاده كردن از آن موجب عذاب در روز قيامت است.
دزدى، غصب، رشوه، كم فروشى، غارتگرى و به زور ستم ستاندن، ممنوع و آلوده به آنها از رحمت حق محروم است.
قرآن مجيد و روايات بر به دست آوردن حلال اصرار عجيبى دارند، تا جايى كه قرآن مجيد دستور مىدهد اول از حلال بخوريد، سپس به عبادت خدا برخيزيد.
«يا أَيُّهَا الرُّسُلُ كُلُوا مِنَ الطَّيِّباتِ وَ اعْمَلُوا صالِحاً» «1».
______________________________
(1)- مؤمنون (23): 51.
ام عبداللَّه وقت افطار قدحى از شير براى رسول خدا فرستاد، حضرت به آورنده فرمودند: شير را برگردان و بگو اين شير از كجا براى تو آماده شده؟ رفت و برگشت، عرضه داشت: از گوسپند، باز پس فرستاد و فرمودند: گوسپند از كجا آمده؟ پيام داد: از مال مربوط به خودم خريدهام، حضرت شير را ميل كرد.
فرداى آن روز ام عبداللَّه به حضور رسول الهى آمد و عرضه داشت: من براى شما شير فرستادم و شما پس فرستادى، تا با دو بار رفت و آمد پذيرفتى، چه حسابى در كار بود؟ حضرت فرمودند: به تمام پيامبران پيش از من فرمان داده شده كه جز حلال و پاك نخورند، و جز عمل صالح انجام ندهند «1».
قرآن به تمام مردم روى زمين امر مىكند كه از حلال و پاكيزه تناول كنند، و در زمينهى به دست آوردن مال و روزى و تأمين معيشت قدم جاى قدم شيطان نگذارند، چرا كه شيطان آنان را به زشتى و گناه و تهمت زدن به خدا فرمان مىدهد.
«يا أَيُّهَا النَّاسُ كُلُوا مِمَّا فِي الْأَرْضِ حَلالًا طَيِّباً وَ لا تَتَّبِعُوا خُطُواتِ الشَّيْطانِ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبِينٌ* إِنَّما يَأْمُرُكُمْ بِالسُّوءِ وَ الْفَحْشاءِ وَ أَنْ تَقُولُوا عَلَى اللَّهِ ما لا تَعْلَمُونَ» «2».
اهل ايمان بايد در به دست آوردن مال اندازه نگهدارند، و به حلال خدا قناعت ورزند، و چشم به مال ديگران نداشته باشند، و به اين واقعيت بسيار مهم با تمام وجود توجه داشته باشند كه پيامبر بزرگ اسلام اعلام فرمودهاند:
حُرْمَةُ مالِ الْمُسْلِمِ كَدَمِهِ «3».
______________________________
(1)- الدرّ المنثور: 5/ 10.
(2)- بقره (2): 168- 169.
(3)- تفسير معين: 25.
احترام مال مسلمان همچون احترام خون اوست.
يعنى چنانكه در حفظ جان مسلمان و حيات مؤمن مىكوشيد در حفظ مال او هم بكوشيد، كه غارت مال مسلمان و سلب مالكيت او به ناحق، به مانند ريختن خون او و ضربه زدن به جان اوست.
دنبال حلال رفتن، و قناعت به روزى حق، از زيباييهاى معنوى بلكه از اصول زيبايى و آراستگى و درستى است.
از جمله امورى كه انجامش بر شخص تائب واجب عينى و لازم فورى است اصلاح مال است، به اين معنى كه اگر در مال او حقى از ديگران وجود دارد با كمال ميل و شوق، آن حق را از مالش جدا كرده به صاحبش برگرداند، و تا پايان عمر مواظب باشد كه جز حلال به دست نياورد، و غير حلال مصرف ننمايد.
رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمودهاند:
مَنْ اكَلَ لُقْمَةً مِنْ حَرامٍ لَمْ تُقْبَلْ لَهُ صَلاةٌ ارْبَعِينَ لَيْلَةً «1».
كسى كه يك لقمه از حرام بخورد، چهل شب نماز او پذيرفته نمىشود.
و نيز فرمودهاند:
انَّ اللَّهَ عَزَّ وَجَلَّ حَرَّمَ الْجَنَّةَ جَسَداً غُذِىَ بِحَرامٍ «2».
خداوند عز و جل بهشت را بر بدنى كه به حرام تغذيه كرده حرام نموده است.
پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم در حديثى عجيب فرمودهاند:
تَرْكُ لُقْمَةٍ حَرامٍ احَبُّ الَى اللَّهِ مِنْ صَلاةِ الْفَىْ رَكْعَةٍ تَطَوُّعاً «3».
وا گذاشتن يك لقمهى حرام و نخوردن آن نزد خداوند از دو هزار ركعت نماز مستحبى محبوبتر است.
______________________________
(1)- كنز العمال: 9266.
(2)- كنز العمال: 9261؛ تفسير معين: 26.
(3)- تفسير معين: 26.
تقوا
خود نگهدارى و حفظ خويش از گناهان و معاصى، و آفات و بلاهاى هلاك كننده، واقعيتى است كه قرآن و معارف الهيه از آن به عنوان تقوا ياد كردهاند.
تقوا روحيه و حالى است كه از تداوم ترك گناه و ادامهى عبادت به دست مىآيد، و در ميان ارزشهاى دينى و زيباييهاى معنوى از جايگاه خاصى برخوردار است.
آثار هدايت الهى جز در اهل تقوا ظهور نمىكند، و بهشت قيامت جز براى اهل تقوا آماده نشده:
«ذلِكَ الْكِتابُ لا رَيْبَ فِيهِ هُدىً لِلْمُتَّقِينَ» «1».
اين كتاب هيچ گونه شكى در آن نيست، هدايتگر اهل تقواست.
«وَ أُزْلِفَتِ الْجَنَّةُ لِلْمُتَّقِينَ» «2».
و بهشت به اهل تقوا نزديك مىگردد.
تقوا آثار و منافع زيادى دارد كه آن آثار و منافع در آيات قرآن و روايات مطرح است:
«... وَ اتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ» «3».
و تقواى الهى پيشه كنيد باشد كه رستگار شويد.
«... وَ اتَّقُوا اللَّهَ وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ مَعَ الْمُتَّقِينَ» «4».
______________________________
(1)- بقره (2): 2.
(2)- شعراء (26): 90.
(3)- بقره (2): 189.
(4)- بقره (2): 194.
و تقواى الهى را رعايت كنيد و بدانيد كه خداوند با اهل تقواست.
«... فَإِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُتَّقِينَ» «1».
همانا خداوند عاشق اهل تقواست.
«... فَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ» «2».
تقواى الهى داشته باشيد باشد كه شكرگزار خداوند باشيد.
«... وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ سَرِيعُ الْحِسابِ» «3».
و تقواى الهى را به كار بگيريد، همانا خداوند در حسابرسى سريع است.
«... لِلَّذِينَ أَحْسَنُوا مِنْهُمْ وَ اتَّقَوْا أَجْرٌ عَظِيمٌ» «4».
براى آنان كه نيكى كردند و تقوا به خرج دادند اجر بزرگ است.
«... إِنَّما يَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقِينَ» «5».
خداوند فقط از اهل تقوا عمل را مىپذيرد.
«وَ ما عَلَى الَّذِينَ يَتَّقُونَ مِنْ حِسابِهِمْ مِنْ شَيْءٍ...» «6».
حساب غير اهل تقوا بر اهل تقوا نخواهد بود، اهل تقوا را حسابى بسيار سهل و آسان است، و در عرصهگاه محشر وقوف چندانى نخواهند داشت.
«... وَ اتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ» «7».
و تقواى الهى داشته باشيد، باشد كه مورد رحمت قرار گيريد.
______________________________
(1)- آل عمران (3): 76.
(2)- آل عمران (3): 123.
(3)- مائده (5): 4.
(4)- آل عمران (3): 172.
(5)- مائده (5): 27.
(6)- انعام (6): 69.
(7)- حجرات (49): 10.
«... وَ اللَّهُ وَلِيُّ الْمُتَّقِينَ» «1».
و خداوند سرپرست اهل تقواست.
«... إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُمْ...» «2».
همانا گرامىترين شما نزد خداوند پرهيزگارترين شماست.
اميرالمؤمنين عليه السلام براى اهل تقوا نشانههايى ذكر مىكنند از جمله:
راستى در گفتار، اداى امانت، وفاى به عهد، كمى عجز و بخل، صلهى رحم، ترحم به ناتوانان، كمى موافقت با زنان، بذل خوبى، اخلاق حسنه، وسعت بردبارى، عمل به علم در آنچه كه انسان را به خدا نزديك مىنمايد، سپس مىفرمايند: خوشا به حال آنان، و بازگشتگاه نيك براى ايشان است «3»!
رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمودند:
لَوْ انَّ السَّماواتِ وَالْارْضَ كانَتا رَتْقاً عَلى عَبْدٍ ثُمَّ اتَّقَى اللَّهَ لَجَعَلَ اللَّهُ لَهُ مِنْهُما فَرَجاً وَمَخْرَجاً «4».
اگر آسمانها و زمين بر بندهاى بسته باشد، سپس آن بنده خدا را بپرهيزد، خداوند براى او از آسمانها و زمين راه گشايش و خروج قرار مىدهد.
و نيز فرمودند:
خَصْلَةٌ مَنْ لَزِمَها اطاعَتْهُ الدُّنْيا وَالْآخِرَةُ وَرَبِحَ الْفَوْزَ بِالْجَنَّةِ. قيلَ: وَما هِىَ يا
______________________________
(1)- جاثيه (45): 19.
(2)- حجرات (49): 13.
(3)- تفسير عياشى: 2/ 213، حديث 50؛ بحار الأنوار: 67/ 282، باب 56، حديث 2.
(4)- عدة الداعى: 305، فصل فى خواص متفرقة؛ بحار الأنوار: 67/ 285، باب 56، حديث 8.
رَسولَ اللَّهِ؟ قالَ: التَّقْوى، مَنْ ارادَ انْ يَكونَ اعَزَّ النّاسِ فَلْيَتَّقِ اللَّهِ «1».
يك خصلت است هركس ملازم آن شود دنيا و آخرت از او اطاعت مىكند، و رستگارى را با بهشت به سود مىبرد، عرضه داشتند: يا رسول اللَّه! آن خصلت چيست؟ فرمودند: تقوا، كسى كه مىخواهد محترمترين مردم باشد خدا را پروا كند.
نيكى
بنا به فرمودهى قرآن مجيد ايمان به خدا و روز قيامت و فرشتگان، و قرآن و انبيا، و پرداخت مال در عين عشق به مال به اقوام، ايتام، مساكين، از راه مانده، درخواست كنندگان و براى آزادى بردگان و اقامهى نماز، و اداى زكات، و وفاى به عهد، و صبر در كارزار و سختيها و به وقت بيمارى و رنجورى و تعب از مظاهر بر و نيكى و صدق و تقواست «2».
رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمودهاند:
انَّ اسْرَعَ الْخَيْرِ ثَواباً الْبِرُّ، وَاسْرَعَ الشَّرِّ عِقاباً الْبَغْىُ «3».
سريعترين خير از نظر رسيدن به ثواب، نيكى و بر و پر شتابترين شر در جهت رسيدن به مكافات، سرپيچى از حق است!
رسول الهى نشانهى نيكوكار را ده خصلت مىداند:
يُحِبُّ فِى اللَّهِ، وَيُبْغِضُ فِى اللَّهِ، وَيُصاحِبُ فِى اللَّهِ، وَيُفارِقُ فِى اللَّهِ، وَيَغْضَبُ فِى
______________________________
(1)- كنز الفوائد: 2/ 10، فصل من كلام رسول اللّه (ص)؛ بحار الأنوار: 67/ 285، باب 56، حديث 7.
(2)- بقره (2): 177.
(3)- خصال: 1/ 110، حديث 81؛ ثواب الأعمال: 166؛ بحار الأنوار: 72/ 273، باب 70، حديث 1.
اللَّهِ، وَيَرْضى فِى اللَّهِ، وَيَعْمَلُ للَّهِ، وَيَطْلُبُ الَيْهِ، وَيَخْشَعُ خائِفاً مَخوفاً طاهِراً مُخْلِصاً مُسْتَحْيِياً مُراقِباً، وَيُحْسِنُ فِى اللَّهِ «1».
عشق ورزد براى خدا، دشمنى كند براى خدا، رفاقت نمايد براى خدا، جدا شود براى خدا، خشم گيرد و خشنود شود و عمل كند براى خدا، علاقهمند به حضرت او شود، نسبت به خداوند با حالت ترس و پاكى و اخلاص و حيا و مراقبت فروتنى نمايد، و خوبى كند براى خدا.
حضرت على عليه السلام مىفرمايند: سه چيز از ابواب نيكى است:
سَخاءُ النَّفْسِ، وَطيبُ الْكَلامِ، وَالصَّبْرُ عَلَى الْاذى «2».
بخشيدن جان در راه حق، سخن پاكيزه و شكيبايى بر آزار مردم.
امام باقر عليه السلام فرمودند:
ارْبَعٌ مِنْ كُنوزِ الْبِرِّ: كِتْمانُ الْحاجَةِ، وَكِتْمانُ الصَّدَقَةِ، وَكِتْمانُ الْوَجَعِ، وَكِتْمانُ الْمُصِيبَةِ «3».
چهار چيز از گنجهاى نيكى است: پنهان داشتن حاجت، صدقه، درد و مصيبت.
موسى بن جعفر عليه السلام فرمودند:
مَنْ حَسُنَ بِرُّهُ بِاخْوانِهِ وَاهْلِهِ مُدَّ فِى عُمْرِهِ «4».
كسى كه نيكىاش به برادران دينى و اهلش نيكو باشد به عمرش افزوده مىگردد.
______________________________
(1)- تحف العقول: 21؛ بحار الأنوار: 1/ 121، باب 4، حديث 11.
(2)- محاسن: 1/ 6، باب 1، حديث 14؛ بحار الأنوار: 68/ 89، باب 62، حديث 41.
(3)- تحف العقول: 295؛ بحار الأنوار: 75/ 175، باب 22، حديث 5.
(4)- تحف العقول: 387؛ بحار الأنوار: 75/ 302، باب 25، حديث 1؛ مستدرك الوسايل: 12/ 421، باب 32، حديث 14498.
غيرت
از حسنات عالى اخلاقى غيرت و حميّت است، غيرت انسان موجب حفظ ناموس او و عترت و اهل بيت او از نگاه و تجاوز نامردان و تبهكاران است.
غيرت از صفات برجستهى انبيا و اوليا و عاشقان حق و حقيقت است.
رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمودند:
كانَ ابْراهيمُ ابِى غَيوراً، وَانا اغْيَرُ مِنْهُ، وَارْغَمَ اللَّهُ انْفَ مَنْ لَايَغارُ مِنَ الْمُؤْمِنينَ «1»!
پدرم ابراهيم غيور و با حميت بود و من از او غيورترم، و خداوند دماغ كسى كه از اهل ايمان غيرت ندارد به خاك بمالد!
اميرالمؤمنين عليه السلام بر سر مردم كوفه فرياد زدند:
اما تَسْتَحْيونَ وَلَا تَغارونَ؟! نِساؤُكُمْ يَخْرُجْنَ الَى الْاسْواقِ يُزاحِمْنَ الْعُلوجَ «2»؟!
چرا حيا نمىكنيد، شما را غيرت نيست؟! زنانتان به جانب بازارها روند و با گردن كلفتها برخورد كنند؟!
رسول حق صلى الله عليه و آله و سلم فرمودند:
انَّ الْجَنَّةَ لَيوجَدُ رِيحُها مِنْ مَسيرَةِ خَمْسِمائَةِ عَامٍ، وَلَا يَجِدُها عاقٌّ وَلَا دَيُّوثٌ، قِيلَ:
يَا رَسُولَ اللَّهِ، مَا الدَّيُّوثُ؟ قالَ: الَّذِى تَزْنِى امْرَأَتُهُ وَهُوَ يَعْلَمُ بِهَا «3».
______________________________
(1)- من لا يحضره الفقيه: 3/ 444، باب الغيرة، حديث 4540؛ مكارم الأخلاق: 239؛ بحار الأنوار: 100/ 248، باب 4، حديث 33.
(2)- كافى: 5/ 537، باب الغيرة، حديث 6؛ وسائل الشيعه: 20/ 235، باب 132، حديث 25521.
(3)- من لا يحضره الفقيه: 3/ 444، باب الغيرة، حديث 4542؛ خصال: 1/ 37، حديث 15؛ بحار الأنوار: 76/ 114، باب 84، حديث 1.
بوى بهشت از مسير پانصد سال راه يافت مىشود، ولى عاقّ پدر و مادر و ديّوث بوى بهشت را نمىيابند. گفته شد: يا رسول اللَّه، ديّوث يعنى چه؟ فرمودند:
مردى كه زنش زنا مىكند و او مىداند ولى بىتفاوت است.
حضرت صادق عليه السلام فرمودند:
انَّ اللَّهَ غَيورٌ، يُحِبُّ كُلَّ غَيورٍ، وَمِنْ غيرَتِهِ حَرَّمَ الْفَواحِشَ ظاهِرَها وَباطِنَها «1».
همانا خداوند غيور است و هر غيورى را دوست دارد، و از غيرت اوست كه تمام گناهان آشكار و پنهان را حرام نموده.
عبرت
پندگيرى از حوادث روزگار، و اوضاع مردم گذشته، و وضع مردم حاضر از ويژگيهاى مردم خردمند است.
قرآن مجيد مىگويد: در داستانهايى كه در ضمن سورهها و آيات بيان شده براى صاحبان خرد عبرت است.
«لَقَدْ كانَ فِي قَصَصِهِمْ عِبْرَةٌ لِأُولِي الْأَلْبابِ...» «2».
قرآن مجيد به اهل عقل و خرد، و دارندگان مغز و بصيرت و در نهايت به همهى انسانها دستور مىدهد كه از تمام امور، جهت رشد و كمال خود، و خوددارى از پليدى و آلودگى عبرت بگيريد:
«... فَاعْتَبِرُوا يا أُولِي الْأَبْصارِ» «3».
على عليه السلام مىفرمايند:
______________________________
(1)- وسائل الشيعه: 20/ 153، باب 77، حديث 25283.
(2)- يوسف (12): 111.
(3)- حشر (59): 2.
افْضَلُ الْعَقْلِ الْاعْتِبارُ، وَافْضَلُ الْحَزْمِ الْاسْتِظْهارُ، وَاكْبَرُ الْحُمْقِ الْاغْتِرارُ «1».
برترين عقل عبرتگيرى، و بهترين دورانديشى بىگدار به آب نزدن، و بزرگترين حماقت غرور و فريب خوردن از دنياست.
اميرالمؤمنين عليه السلام به بىخبران، و اهل گناه، و ستمگران و زورگويان هشدار مىدهد كه از حوادث گذشته عبرت بگيريد:
انَّ لَكُمْ فِى الْقُرونِ السّالِفَةِ لَعِبْرَةً، ايْنَ الْعَمالِقَةُ وَابْناءُ الْعَمالِقَةِ؟ ايْنَ الْفَراعِنَةُ وَابْناءُ الْفَراعِنَة؟ ايْنَ اصْحابُ مَدائِنِ الرَّسِّ الَّذينَ قَتَلُوا النَّبِيِّينَ، وَاطْفَأُوا سُنَنَ الْمُرْسَلينَ، وَاحْيُوا سُنَنَ الْجَبّارينَ «2»؟!
براى شما در زمانهاى گذشته عبرت وجود دارد، عمالقه و فرزندانشان كجايند؟
فراعنه و اولادشان كجايند؟ مردم شهرهاى رس كه انبيا را كشتند، و چراغ سنن انبيا را خاموش كردند، و روشهاى ستمگران را زنده كردند كجايند و چه شدند؟!
خير
قرآن مجيد و روايات به سلسله امورى كه مثبت و با منفعت و سودمند براى دنيا و آخرت انسان هستند خير اطلاق مىكنند.
خير به زبان قرآن عبارت از ثواب آخرت، رحمت الهى، مال حلال، نماز جمعه، آخرت، ايمان، عمل به موعظه، توبه، تقوى و امثال اين امور است.
از بهترين راههاى اصلاح ظاهر و باطن آراسته شدن به اينگونه حقايق است.
______________________________
(1)- غرر الحكم: 52، أفضل العقل و كماله، حديث 374؛ تفسير معين: 545.
(2)- نهج البلاغه: 415، خطبهى 181، الوصية بالتقوى؛ بحار الأنوار: 34/ 124، باب 31؛ شرح نهج البلاغه: 10/ 92.
رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم مىفرمايند:
ارْبَعٌ مَنْ اعْطَيهُنَّ فَقَدْ اعْطِىَ خَيْرَ الدُّنْيا وَالْآخِرَةِ: بَدَناً صابِراً، وَلِساناً ذاكِراً، وَقَلْباً شاكِراً، وَزَوْجَةً صالِحَةً «1».
چهار چيز است، كسى كه به او داده شود خير دنيا و آخرت به او عطا شده:
بدنى كه در برابر آفات و بلاها و مصائب و سختىها شكيبا باشد، زبانى كه به ذكر خدا مترنم است، قلبى كه شكرگزار حق است و همسرى كه شايسته است.
امام على عليه السلام فرمودند:
جُمِعَ الْخَيْرُ كُلُّهُ فِى ثَلاثِ خِصالٍ: النَّظَرِ وَالسُّكوتِ وَالْكَلامِ، فَكُلُّ نَظَرٍ لَيْسَ فِيهِ اعْتِبارٌ فَهُوَ سَهْوٌ، وَكُلَّ سُكوتٍ لَيْسَ فيهِ فِكْرٌ فَهُوَ غَفْلَةٌ، وَكُلُّ كَلامٍ لَيْسَ فِيهِ ذِكْرٌ فَهُوَ لَغْوٌ «2».
خير در سه خصلت جمع شده: نگاه، سكوت، گفتن، هر نظر و نگاهى كه در آن عبرت نيست غفلت است، هر سكوتى كه در آن انديشه نيست بىخبرى است و هر سخنى كه در آن يادآورى واقعيات نيست بيهوده است.
English