فارسی
يكشنبه 31 تير 1403 - الاحد 13 محرم 1446
قرآن کریم مفاتیح الجنان نهج البلاغه صحیفه سجادیه

0
نفر 0

نمونه‏اى از زمان پيامبر صلى الله عليه وآله

 

 منتقل كننده اسرار در زمان پيغمبر اكرم صلى الله عليه وآله بى دين نبود ، ولى در بندگى خدا سست بود ؛ يعنى بنده همه جانبه نبود . نمازش را با پيغمبر اكرم صلى الله عليه وآله مى خواند ، در جنگ ها نيز شركت داشت ، اما در جلسه خصوصى پيغمبر اكرم صلى الله عليه وآله نقشه رفتن به مكه را طرح كردند و به اين افراد جلسه تأكيد كردند كه اين مسأله از اين اتاق بيرون نرود . چون طرح ما ناكار آمد مى شود . ما مى خواهيم بدون جنگ و بى خبر اهل مكه ، وارد مكه شويم . نمى خواهيم در حرم امن خدا درگيرى و خونريزى شود .

 اما در مكه رفيق داشت ، با اين ها روابط اقتصادى داشت . آنجا خانه و انبار داشت ، براى اين كه انبار و خانه اش حفظ شود ، يعنى ابزار مربوط به شكم حفظ شود ، نامه نوشت كه طرح ريخته شده و به همين زودى مى آييم ، خانه و انبار ما را مواظب باشيد كه ما وقتى به آنجا رسيديم ، جنس هاى ما به خودمان برگردد . نامه را به خانم پنجاه ساله اى داد ، گفت : به تو پول مى دهم ، اين نامه را به رفيقانم برسان .

 خداوند به وسيله جبرييل خبر داد كه سرّ جلسه با نامه به وسيله پيرزن به مكه مى رود . حضرت دو چهره معروف را جداگانه فرستاد ، آنان گفتند : آقا ! پيرزن ساده ، نامه كه نزد او نيست . كسى نبود به اين دو نفر بگويد  : پيرزن راست مى گويد ، يا خدا ؟

 هنوز به اين نقطه نرسيده بودند كه حرف خدا را باور كنند ؟ حضرت فرمود: دل شما بى خودى نسوزد و تحت تأثير وسوسه اين زن قرار نگيريد . به اميرالمؤمنين عليه السلام فرمود : على جان ! تو برو و نامه را بياور .

 آن پيرزن چند منزل را طى كرده بود . حضرت به سرعت آمد و به او رسيد و فرمود : نامه را بده . گفت : من نامه اى ندارم . فرمود : من سر تو را قطع مى كنم و نامه را در مى آورم . پيرزن گفت : نامه را مى دهم . حضرت گرفت.

 رسول خدا صلى الله عليه وآله به مسجد آمدند و مردم را جمع كردند و روى منبر نشستند و فرمودند : مطلبى بود كه در اين نامه داشت به مكه مى رفت . خداى من، به من خبر داد ، من نامه را گرفتم . نويسنده نامه بلند شود و بايستد ، چون جاسوسى كرده و جاسوسى كار بدى است .

 او نيز آدم بى دينى نبود ، ولى خدا نكند كه شهوت و شكم به كسى مسلط شود . در تسلط غير خدا و هر چيزى كه بر مشاعر انسان حاكم شود ، گناه قطعى است . خدا بر آدم مسلط باشد ، عبادت ، كامل و قطعى است .

 بالاخره سرش را پايين انداخت و آهسته بين خود و خدا گفت : اشتباه كردم ، بار دوم پيغمبر اسلام صلى الله عليه وآله فرمود : بلند شو ! وگرنه اسم مى برم . بار سوم نيز اعلام كردند . جبرييل نازل شد و گفت : خدا مى فرمايد : من از او گذشت كردم ، ديگر اصرار نكنيد .

 نمى شود گفت هر جاسوسى ، بى دين و منافق است . بعضى وقت ها ايمان كمى سست است ، انسان را وادار مى كند كه به اميرالمؤمنين عليه السلام اقتدا كند ، آن مقدارى كه ايمان خالى است ، او را به اين سمت مى كشد كه غذاى معاويه را بخورد .

 خدا بنده واقعى مى خواهد كه فقط حرف او را گوش بدهد . دو خدا بودن و سه خدا بودن ، يا به تعبير قرآن : دو معبود و سه معبود بودن كسى را نمى گذارد كه رشد كند .

  » لَوْ كانَ فيهِما آلِهَةٌ إِلاَّ اللَّهُ لَفَسَدَتا فَسُبْحانَ اللَّهِ رَبِّ الْعَرْشِ عَمَّا يَصِفُونَ «

 

 


منبع : پایگاه عرفان
0
0% (نفر 0)
 
نظر شما در مورد این مطلب ؟
 
امتیاز شما به این مطلب ؟
اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی:

آخرین مطالب

اطاعت از اولیای دین و تقسمات دین
مصالح بهشت و جهنم
توبه جوان گناهکار
اميرالمؤمنين (ع) و فتح خيبر
اثرناپذيرى بى‏تقوايان از قرآن
سبب قرار گرفتن مقام خلافت در انسان‏
زينت دادن خدا به زن و بچه و پول
مقام حضرت زينب (س)
آثار مثبت عمل - جلسه پنجم - (متن کامل + عناوین)
3- راه فريب‏كارى

بیشترین بازدید این مجموعه

لزوم برخورد يكسان قاضى با طرفين دعوا
گريه شيخ عباس تربتى
زينت دادن خدا به زن و بچه و پول
چه بايد كرد؟
عقل: محرم راز ملكوت - جلسه دوم - (متن کامل + عناوین)
قدرتمند عدالت محور
اشاره به موجودات ذره‏بينى در اسلام
نبود ترس در زندگي مؤمنان
قم حرم حضرت معصومه(س) دههٔ دوم رجب 1396 سخنرانی دوم
شیعه بودن، ارزشمندترین نعمت الهی

 
نظرات کاربر

پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز



گزارش خطا  

^