مرگ و عالم آخرت - جلسه پنجم (1) - (متن کامل + عناوین)
جلسه پنجم - ارزش اذكار
ارزش اذكار
ارتباط با خدا از راه ذكر
تهران، مسجد حضرت امير رمضان 1383
الحمدلله رب العالمين و صلّى الله على جميع الانبياء والمرسلين و صلّ على محمد و آله الطاهرين.
آيات و روايات همه اهل ايمان را دعوت مىكنند كه در همه احوالات و برنامههاى زندگى به ذكرهايى متوسل شوند كه به نتايج و محصولات مطلوبى در دنيا و آخرت برسند . به خصوص در ماه مبارك رمضان كه بهترين موقعيت است ، اين سفارش را بيشتر تأكيد مىكنند .
از ميان اذكار ، يكى »بسم الله الرحمن الرحيم « است ، كه صد و چهارده بار در قرآن كريم آمده و يكى هم »الحمدلله رب العالمين « كه مسأله حمد در آيات متعددى ذكر شده است .
يا ذكر »استغفر الله و أتوب إليه « است كه در دعاها و روايات زياد آمده است و وجود مبارك رسول خدا صلى الله عليه وآله با اين كه عيبى و نقصى نداشتند ، اما شبانه روز هفتاد بار به ذكر »استغفر الله « متوسل مىشدند ؛ يعنى با همه وجود ، بدون داشتن عيب و نقصى در اعمال و عبادات ، از خداوند مهربان طلب مغفرت مىكردند .(102)
حتى در قرآن مجيد به حضرت واجب مىكند كه با زبان خود اين ذكر را به نيابت از امت نيز بگو و براى همه امت از من طلب مغفرت و آمرزش كن :
» وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ «(103)
اين امر خدا است . معلوم مىشود از نظر معنوى اين ذكر حدّ بالايى دارد كه حتى افراد بىعيب و نقص مانند حضرت نيز وظيفه داشتند كه به اين ذكر متوسل شوند .
ذكر ديگر :
» إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّآ إِلَيْهِ رَ جِعُونَ «(104)
كه يكبار در قرآن ، در سوره بقره آمده است ، كه تعليم اين ذكر به اين خاطر بوده كه حادثه ديدگان قدرت ، صولت و حمله، پنج حادثه سنگين را ، با توسل به اين ذكر بشكنند كه مبادا صولت و حمله آن حوادث بندگان مؤمن را از پروردگار عزيز عالم و فيوضات حضرت حق دور كند و براى آنها كمر شكن باشد .
از نيرو و توانى كه در اين ذكر است ، بهره بگيرند تا در برابر آن پنج حادثه شكست نخورند و براى خدا بمانند . شيطان آنها را از خدا نگيرد و آنها را فرارى ندهد . كم حوصلگى ، عجز و ناتوانى بر آنها مسلّط نشود .
ذكر ديگر :
» لا حول و لا قوة الا بالله العلى العظيم «
است كه در دعاها و روايات فراوانى آمده است و ذكر ديگر :
» لا اله الا الله «
است كه يكبار در قرآن آمده است .
چگونگى توسل به اذكار
اما به اين اذكار بايد چگونه متوسل شد ؟ اين را ما از آيات ، روايات و تجربه سالكان اين راه مىتوانيم استفاده كنيم كه كيفيت ارتباط با اين اذكار بايد چگونه باشد . هم ارتباط بدن ، هم قلب ، هم زبان و هم باطن .
براى اين كه تا حدى كيفيت ارتباط با اين اذكار روشن شود ، مقدمهاى را با كمك گرفتن از آيات اوايل سوره مباركه »و الليل « لازم است عنايت كنيد و دقت بفرماييد .
اين سوره مباركه با سه قسم شروع شده است :
» وَ الَّيْلِ إِذَا يَغْشَى «(105)
قسم به شب ، هنگامى كه نيم كره را در تاريكى مىپوشاند :
» وَ النَّهَارِ إِذَا تَجَلَّى «(106)
قسم به روز ، هنگامى كه خود را آشكار مىكند و آفتاب را طلوع مىدهد .
» وَ مَا خَلَقَ الذَّكَرَ وَ الْأُنثَى «(107)
قسم به آن خداى بزرگ و قدرتمندى كه همه گياهان ، حيوانات و انسانها را از نر و ماده آفريد .
مطالعه و تفكر در خلقت
اگر كسى بخواهد پديد آمدن شب و روز و منافع و ضرر آنها و اين كه اگر در زمين هميشه شب يا هميشه روز بود را پيگيرى كند ، بحث فوق العاده گسترده و مفصلى است .
همچنين اگر كسى بخواهد نر و ماده بودن گياهان ، حيوانات و انسانها را پيگيرى كند ، به عمر روزگار نيز كفاف نمىدهد ، اما به هر مقدارى كه پيگيرى كند ، در ساختمان وجود، نر و ماده ، خدا و قدرت ، حكمت ، حسابگرى و عظمت پروردگار مهربان عالم را مىبيند .
به خصوص تعليمات شگفتانگيز غريزهاى را كه خدا به نر و ماده عنايت كرده است و ارتباط نر و ماده گياهان كه دنياى اعجاب انگيزى است . گاهى گياه ماده در منطقهاى است ، اما نر آن گياه در منطقه ديگر ، ولى خداوند متعال باد را مأمور مىكند كه ماده نرينه گياه نر را به ماده مادينه گياه ماده برساند ، تا انسان در كره زمين گرسنه نماند . اين انتقال گردهها به وسيله باد چقدر منظم است كه در مسير باد ، موادّ از بين نمىروند ، پراكنده نمىشوند و جاى ديگرى نمىروند .(108)
بعد از اين سه قسم ، مىفرمايد :
» إِنَّ سَعْيَكُمْ لَشَتَّى «(109)
اعمال ، روش ، منش ، حركات و كارهاى شما يكسان و يك كيفيت نيست ، بلكه گوناگون است . در چه مرحلهاى ؟ در مرحله جهتگيرى و به نتيجه رسيدن .
اعمال گروهى از شما پاك ، صحيح و مثبت است و جهتگيرى آن نيز به طرف پروردگار و اين جهتگيرى اعمال ، شما را به نتايج مثبت دنيايى و آخرتى مىرساند .
اعمال عدهاى از شما نيز منفى است ؛ يعنى در عين اين كه به وجود آوردن عمل زحمت دارد ، اما چون جهتگيرى آن صحيح نيست ، به طرف هواى نفس ، شيطان يا بتهاى جاندار و بيجان است و در نهايت حاصلش بر باد رفته و نابود شدنى است . بعد پروردگار توضيح مىدهد و ارزيابى مىكند .
بررسى شأن نزول سوره »و الليل«
كتاب با عظمت »مجمع البيان « طبرسى ، از ابن عباس ، دانشمند امت اسلام ، شأن نزولى را براى سوره »و الليل « ذكر مىكند(110) كه چه چيزى باعث شد تا اين سوره مباركه با اين محتواى عظيم ، طبيعى و معنوى ، بر پيغمبر صلى الله عليه وآله نازل شود .
ايشان نقل مىكند : شخص ثروتمندى در مدينه زندگى مىكرد . در كنار خانه اين ثروتمند ، همسايه عيالوار فقيرى زندگى مىكرد كه به زحمت زندگى مادى خود را اداره مىكرد . ميان خانه آن ثروتمند و اين فقير چند درخت خرما بود كه يكى از اين درختهاى خرما ، نزديك ديوار خانه شخص فقير بود ، به حدّى كه يكى چند شاخه اين درخت ، بالاى حيات آن فقير بود و بر خانه او سايه مىانداخت .
وقتى اين ثروتمند مىرفت كه خرما بچيند ، گاهى چند عدد خرما درون حيات همسايه فقير مىافتاد و فرزندان همسايه فقير با شوق مىدويدند و اين خرماها را جمع مىكردند ، اما آن ثروتمند با سرعت از درخت پايين مىآمد ، به حيات آنها مىرفت و خرماها را پس مىگرفت و حتى اگر خرمايى در دهان بچهها بود ، انگشت خود را درون دهان بچهها فرو مىكرد و خرما را بيرون مىكشيد .
اين جريان مدتى در فصل خرماپزان ادامه پيدا كرد . شخص فقير عمل زشت اين ثروتمند و محروميت بچهها از خرما را مىديد ، آزرده مىشد و دلش مىسوخت . با خود گفت : براى رسيدگى به كار من ، هيچ قاضيى حكيمتر ، عالمتر ، دلسوزتر و در كار سريعتر از وجود مبارك رسول خدا صلى الله عليه وآله نيست .
جايگاه خطير قاضى
در روايات دارد كه تمام قاضىها جايى نشستهاند كه يا جاى پيغمبران است ، يا جاى اوصياى آنان . اما جاى رئيس جمهور ، وكلا ، وزرا ، معاونين ، استانداران و فرمانداران ، جايگاه انبيا و ائمه عليهم السلام نيست . جايگاه آنها ، جايگاه عدل است . اگر ظلم كنند ، اهل جهنم هستند ، اما جايى كه قاضى نشسته است ، جاى انبيا و ائمه عليهم السلام است و لذا اميرالمؤمنين عليه السلام مىفرمايد :
از روز اولى كه قاضى وارد كار مىشود ، بر لبه جهنم نشسته است . بايد مواظب باشد كه پول ، پارتى ، فشار از پشت پرده و هواى نفس او را درون جهنّم نياندازد .(111)
وساطت پيامبر صلى الله عليه وآله براى حل امور
نزد پيغمبر صلى الله عليه وآله رفت و داستان را گفت . حضرت خيلى آزرده شد و دل ايشان از دل پدر بچهها بيشتر سوخت . شديداً رنجيده خاطر شدند و به او فرمودند : من امروز برنامه شما را پيگيرى مىكنم .
يعنى در جايى كه مسائل و دلايل روشن است ، بيّنات معلوم و مظلوميت مظلوم ثابت است ، نگذاريد حلّ مشكلش به غروب آفتاب بكشد . همان روز مشكل را حل كنيد . ما وقتى آيات و روايات را مىبينيم ، مىفهميم كه هنوز با اسلام خيلى فاصله داريم .
پيغمبر صلى الله عليه وآله به شخصى فرمودند : بعد از اين كه مرد فقير رفت ، برو و به آن ثروتمند بگو كه به مسجد بيايد . شخص ثروتمند به محضر پيغمبر شريف اسلام صلى الله عليه وآله آمد ، فرمود : آن درختى كه در خانه آن فقير است را به من بفروش ، من در مقابل نخل خرمايى در بهشت براى تو ضمانت مىكنم كه نه خشك مىشود ، نه از بين مىرود و نه بىمحصول مىماند . در قيامت كنار آن درخت بنشين و تا ابد از ميوه آن درخت استفاده كن .
بىادبى و بخل در برابر پيامبر صلى الله عليه وآله
به پيغمبر صلى الله عليه وآله عرض كرد : من در حياط و بيرون نخل فراوان دارم ، ولى در مجموعه درختان من ، ميوه هيچ كدام از اين درخت بهتر نيست و من با تو معامله نمىكنم . آن درخت خرماى بهشت را نمىخواهم .
كمال بىادبى ، پستى ، بىمعرفتى و نامردى را به پيغمبر صلى الله عليه وآله نشان داد ؛ چون حضرت پول نداشتند كه درخت را بخرند . اگر پول داشتند ، معامله آخرتى نمىكردند . چرا خدا تمام معادن طلا و نقره آن روزگار را در اختيار پيغمبر صلى الله عليه وآله نگذاشت ؟ گذاشت ، ولى وقتى جبرئيل عرض كرد : خدا مىگويد كليد گنجهاى جهان را قبول كن ، بدون اين كه ذرهاى از مقام آخرتى تو كم شود ، پيغمبر اكرم صلى الله عليه وآله فرمود : من خدا را مىخواهم ، نه فلز زرد و سفيد . من فقر را دوست دارم .
اگر بخواهم عمل مثبتى انجام دهم ، پول نباشد ، با زبان يا با كمك مردم انجام مىدهم . پول داشتن امتياز نيست و نداشتن نيز عار نيست . انسان بودن ، ادب ، كرامت و شرف امتياز است .
پی نوشت ها:
102) الكافى: 438/2، باب الاستغفار من الذنب، حديث 4؛ »عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عليه السلام قَالَ كَانَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه وآله يَتُوبُ إِلَى اللَّهِ U فِي كُلِّ يَوْمٍ سَبْعِينَ مَرَّةً فَقُلْتُ أَ كَانَ يَقُولُ أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ وَ أَتُوبُ إِلَيْهِ قَالَ لَا وَ لَكِنْ كَانَ يَقُولُ أَتُوبُ إِلَى اللَّهِ قُلْتُ إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ صلى الله عليه وآله كَانَ يَتُوبُ وَ لَا يَعُودُ وَ نَحْنُ نَتُوبُ وَ نَعُودُ فَقَالَ اللَّهُ الْمُسْتَعَانُ.«
تهذيب الأحكام: 130/2، باب 8، حديث 269؛ »عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ قُلْتُ لَهُ الْمُسْتَغْفِرِينَ بِالْأَسْحارِ فَقَالَ اسْتَغْفَرَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه وآله فِي وَتْرِهِ سَبْعِينَ مَرَّةً.«
103) نساء (64 : (4؛ »و پيامبر هم براى آنان طلب آمرزش مىكرد .«
104) بقره (156 : (2؛ »ما مملوك خداييم و يقيناً به سوى او بازمىگرديم .«
105) ليل (1 : (92؛ »سوگند به شب هنگامى كه فرو پوشد .«
106) ليل (2 : (92؛ »و به روز هنگامى كه آشكار شود .«
107) ليل (3 : (92؛ »و به آنكه نر و ماده آفريد .«
108) ترجمه مجمع البيان في تفسير القرآن: 189/22؛ » »وَ الَّذِي خَلَقَ الْأَزْواجَ كُلَّها« يعنى جفتهايى از حيوانات از نر و ماده، و بعضى گفتهاند يعنى: خداوند شكلهاى گوناگون را از حيوانات و جمادات آفريد، از حيوان نر و ماده آفريد، و تر و خشك و چيزهاى ديگر.
در توضيح اين آيه و آيات ديگرى مانند آيه 49 از سوره ذاريات »وَ مِنْ كُلِّ شَيْءٍ خَلَقْنا زَوْجَيْنِ« اشاره بزوجيت عناصر و اشياء عالم شده است گياهان نر و ماده دارند، الكتريسته منفى و مثبت دارد و تا چند قرن پيش بشر جز درباره انسان و حيوانات قائل بزوجيت نبود، تا اينكه گياه شناس معروف سوئدى )لينه - 1707 - 1778) پس از تحقيقات دامنه دارى در اواسط قرن هيجدهم ميلادى قانون زوجيت را در گياهان كشف كرد، و گفت: در گياهان نيز جنس نر و ماده موجود است.
اين موضوع در اروپا دستگاه مذهبى مسيحيت را بشدّت خشمگين ساخت بطورى كه چندين سال كتب لينه در اروپا جزء كتب ضلال بشمار ميرفت.
امّا بنازم عظمت قرآن مجيد را كه در آن عصر كه از علم و دانش خبرى نبود قرنها پيش از كشفيات جديد با صراحت تمام قانون زوجيت را در؛ »تمامى اشياء از حيوان و گياه و جماد ثابت دانسته است، تا جايى كه ميبينيم امروزه پس از گذشت قرنها دانشمندان ميگويند هيچكدام از عناصر طبيعى در طبيعت بنحو منفرد يافت نمىشود.«
مجمع البيان في تفسير القرآن: 9/242؛ » »وَ مِنْ كُلِّ شَيْءٍ خَلَقْنا زَوْجَيْنِ« أي و خلقنا من كل شيء صنفين مثل الليل و النهار و الأرض و السماء و الشمس و القمر و الجن و الإنس و البر و البحر و النور و الظلمة عن الحسن و مجاهد و قيل الزوجين الذكر و الأنثى عن ابن زيد »لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ« أي لكي تعلموا أن خالق الأزواج واحد فرد لا يشبهه شيء.«
109) ليل (4 : (92؛ »همانا تلاشتان گوناگون و پراكنده است .«
110) القرآن: 760 - 759/10؛ »عن ابن عباس أن رجلا كانت له نخلة فرعها في دار رجل فقير ذي عيال و كان الرجل إذا جاء فدخل الدار و صعد النخلة ليأخذ منها التمر فربما سقطت التمرة فيأخذها صبيان الفقير فينزل الرجل من النخلة حتى يأخذ التمر من أيديهم فإن وجدها في أحدهم أدخل إصبعه حتى يأخذ التمرة من فيه فشكا ذلك الرجل إلى النبي صلى الله عليه وآله و أخبره بما يلقى من صاحب النخلة فقال له النبي صلى الله عليه وآله اذهب و لقي رسول الله صلى الله عليه وآله صاحب النخلة فقال تعطيني نخلتك المائلة التي فرعها في دار فلان و لك بها نخلة في الجنة فقال له الرجل إن لي نخلا كثيرا و ما فيه نخلة أعجب إلي تمرة منها قال ثم ذهب الرجل فقال رجل كان يسمع الكلام من رسول الله صلى الله عليه وآله يا رسول الله أ تعطيني ما أعطيت الرجل نخلة في الجنة إن أنا أخذتها قال نعم فذهب الرجل و لقي صاحب النخلة فساومها منه فقال له أ شعرت أن محمدا أعطاني بها نخلة في الجنة فقلت له يعجبني تمرتها و إن لي نخلا كثيرا فما فيه نخلة أعجب إلي تمرة منها فقال له الآخر أ تريد بيعها فقال لا إلا أن أعطى ما لا أظنه أعطى قال فما مناك قال أربعون نخلة فقال الرجل جئت بعظيم تطلب بنخلتك المائلة أربعين نخلة ثم سكت عنه فقال له أنا أعطيك أربعين نخلة فقال له اشهد إن كنت صادقا فمر إلى أناس فدعاهم فأشهد له بأربعين نخلة ثم ذهب إلى النبي صلى الله عليه وآله فقال يا رسول الله إن النخلة قد صارت في ملكي فهي لك فذهب رسول الله صلى الله عليه وآله إلى صاحب الدار فقال له النخلة لك و لعيالك فأنزل الله تعالى »وَ اللَّيْلِ إِذا يَغْشى« «
111) الكافى: 407/7، بَابُ أَصْنَافِ الْقُضَاةِ، حديث 1؛ »عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عليه السلام قَالَ الْقُضَاةُ أَرْبَعَةٌ ثَلَاثَةٌ فِي النَّارِ وَ وَاحِدٌ فِي الْجَنَّةِ رَجُلٌ قَضَى بِجَوْرٍ وَ هُوَ يَعْلَمُ فَهُوَ فِي النَّارِ وَ رَجُلٌ قَضَى بِجَوْرٍ وَ هُوَ لَا يَعْلَمُ فَهُوَ فِي النَّارِ وَ رَجُلٌ قَضَى بِالْحَقِّ وَ هُوَ لَا يَعْلَمُ فَهُوَ فِي النَّارِ وَ رَجُلٌ قَضَى بِالْحَقِّ وَ هُوَ يَعْلَمُ فَهُوَ فِي الْجَنَّةِ وَ قَالَالْحُكْمُ حُكْمَانِ حُكْمُ اللَّهِ وَ حُكْمُ الْجَاهِلِيَّةِ فَمَنْ أَخْطَأَ حُكْمَ اللَّهِ حَكَمَ بِحُكْمِ الْجَاهِلِيَّةِ.«
تهذيب الأحكام: 292/6، باب 92 حديث 15؛ »عَنِ النَّبِيِّ صلى الله عليه وآله قَالَ لِسَانُ الْقَاضِي بَيْنَ جَمْرَتَيْنِ مِنْ نَارٍ حَتَّى يَقْضِيَ بَيْنَ النَّاسِ فَإِمَّا إِلَى الْجَنَّةِ وَ إِمَّا إِلَى النَّارِ.«
ادامه دارد . . .
English