نقش دوست در سرنوشت انسان
سوره مباركه يوسف، دوستان حقيقى و دشمنان واقعى را به انسان شناسانده است. اگر زلف زندگى انسان، به دوستان واقعى او گره بخورد، رابطهاى ميان او و منابع خير كامل ايجاد مىشود كه باعث انتقال خير و نيكى و احسان خاص ايشان به انسان مىگردد. در سايه اين انتقال است كه انسان خاكنشين، به انسان عرشى و ملكوتى تبديل مىشود ؛ اما اگر زلف حيات انسان، به دشمنان او گره بخورد، ميان او و منابع شر، گره خورده است و باعث اخلال در حالات روان انسان مىشود، انسان را به منبع شر تبديل مىكند و او را به بىنهايت زير صفر مىكشاند :
« ثُمَّ رَدَدْنَاهُ أَسْفَلَ سَافِلِينَ »
أسفل أفعل تفضيل است ؛ مانند خوب و خوبتر، كه خوبتر أفعل تفضيل است ؛ مثلاً خداوند درباره پاداش اعمال مىفرمايد :
« بِأَحْسَنِ مَا كَانُواْ يَعْمَلُونَ »
نماز هشتاد سال نماز را به اندازه بهترين نماز او مىدهيم. ملاك، بهترين عمل است.
English