فارسی
يكشنبه 27 خرداد 1403 - الاحد 8 ذي الحجة 1445
قرآن کریم مفاتیح الجنان نهج البلاغه صحیفه سجادیه
0
نفر 0

وسائل هدايت - جلسه یازدهم (2) - (متن کامل + عناوین)

مراعات ادب در برابر پدر و مادر

« و لا ترفع صوتك فوق اصواتهما » در مقابل آن دو نفر صدايت را بلند نكن « و لا يدك فوق أيديهما » وقتى با آنها حرف مى زنى، دست خود را بى ادبانه تكان نده، آرام، باادب. در مقابل آنها با دست حالت نگير.

« و لا تقدم قدامهما »(1) هر جا نشستند، جلوتر از آنها منشين، هر جا خواستند راه بروند، جلوتر از آنها راه نرو. اين يك آيه.

البته در اين آيه شريفه، خداوند « وَ بِالْوَ لِدَيْنِ إِحْسَانًا » را كنار عبادت خودش گذاشته است، اول آيه فرمود:


1 ـ الكافى: 2/157، حديث 1؛ «عَنْ أَبِي وَلاَّدٍ الْحَنَّاطِ قَالَ سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ عليه السلام عَنْ قَوْلِ اللَّهِ وَ بِالْوالِدَيْنِ إِحْساناً مَا هَذَا الاْءِحْسَانُ فَقَالَ الاْءِحْسَانُ أَنْ تُحْسِنَ صُحْبَتَهُمَا وَ أَنْ لاَ تُكَلِّفَهُمَا أَنْ يَسْأَلاَكَ شَيْئاً مِمَّا يَحْتَاجَانِ إِلَيْهِ وَ إِنْ كَانَا مُسْتَغْنِيَيْنِ أَ لَيْسَ يَقُولُ اللَّهُ لَنْ تَنالُوا الْبِرَّ حَتّى تُنْفِقُوا مِمّا تُحِبُّونَ قَالَ ثُمَّ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ عليه السلام وَ أَمَّا قَوْلُ اللَّهِ إِمّا يَبْلُغَنَّ عِنْدَكَ الْكِبَرَ أَحَدُهُما أَوْ كِلاهُما فَلا تَقُلْ لَهُما أُفٍّ وَ لا تَنْهَرْهُما قَالَ إِنْ أَضْجَرَاكَ فَلاَ تَقُلْ لَهُمَا أُفٍّ وَ لاَ تَنْهَرْهُمَا إِنْ ضَرَبَاكَ قَالَ وَ قُلْ لَهُما قَوْلاً كَرِيماً قَالَ إِنْ ضَرَبَاكَ فَقُلْ لَهُمَا غَفَرَ اللَّهُ لَكُمَا فَذَلِكَ مِنْكَ قَوْلٌ كَرِيمٌ قَالَ وَ اخْفِضْ لَهُما جَناحَ الذُّلِّ مِنَ الرَّحْمَةِ قَالَ لاَ تَمْلاَءُ عَيْنَيْكَ مِنَ النَّظَرِ إِلَيْهِمَا إِلاَّ بِرَحْمَةٍ وَ رِقَّةٍ وَ لاَ تَرْفَعْ صَوْتَكَ فَوْقَ أَصْوَاتِهِمَا وَ لاَ يَدَكَ فَوْقَ أَيْدِيهِمَا وَ لاَ تَقَدَّمْ قُدَّامَهُمَا.»

 

« وَ قَضَى رَبُّكَ أَلاَّ تَعْبُدُوآاْ إِلاَّآ إِيَّاهُ وَبِالْوَ لِدَيْنِ إِحْسَـنًا »(1)

در « وَبِالْوَ لِدَيْنِ » قيد ايمان ندارد، خدا مى گويد: بعد از عبادت من، احسان به پدر و مادر باشد، هر چند كافر، مشرك، يهودى، مسيحى، يا مؤمن باشند، منِ خدا به دينِ پدر و مادرت كار ندارم، فقط به پدر و مادر بودنشان كار دارم.

كلمه احسان نكره است، و معنى آن مطلق است؛ هر نوع احسانى، به خصوص وقتى پير و شكسته باشند، يا وقتى روى تخت افتاده و ديگر قدرت حركت نداشته باشند.

در اين موارد بايد طورى با آنها برخورد كنى كه تا از دنيا مى روند، اصلاً احساس نكنند كه تو از دست آنها خسته شده اى، و الا به حقشان تجاوز كرده اى.

آن دو آيه سوره نور را يادتان باشد كه حكم خدا را فقط مؤمن واقعى تحمل مى كند. اين حكم خدا است.(2)

 

امتياز ويژه از طرف خدا به مادر

خدا در سوره لقمان مى فرمايد:

« وَ وَصَّيْنَا الاْءِنسَـنَ بِوَ لِدَيْهِ حُسْنًا »

من تمام انسانها را نسبت به پدر و مادر سفارش كردم، اما يك امتياز به مادر مى دهم:

« حَمَلَتْهُ أُمُّهُ وَهْنًا عَلَى وَهْنٍ »


1 ـ اسراء (17) : 23؛ «و پروردگارت فرمان قاطع داده است كه جز او را نپرستيد ، و به پدر و مادر نيكى كنيد.»

2 ـ نور (24) : 51 ـ 52؛ « إِنَّما كانَ قَوْلَ الْمُوءْمِنينَ إِذا دُعُوا إِلَى اللّهِ وَ رَسُولِهِ لِيَحْكُمَ بَيْنَهُمْ أَنْ يَقُولُوا سَمِعْنا وَ أَطَعْنا وَ أُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ * وَ مَنْ يُطِعِ اللّهَ وَ رَسُولَهُ وَ يَخْشَ اللّهَ وَ يَتَّقْهِ فَأُولئِكَ هُمُ الْفائِزُونَ »

 

يك ماه به يك ماه كه تو در شكم مادرت بزرگ تر مى شدى، مادرت ضعف بيشترى مى گرفت، چون تو از شيره وجود او مى كشيدى، ويتامين هاى بدن او كم مى شد، چند ماه كه حالت استفراغ شديد، چند ماه بى حالى، وقت زاييدن هم كه تا كنار ملك الموت آمد و برگشت، بعضى از آنها هم كه مردند.

« وَ فِصَــلُهُ فِى عَامَيْنِ أَنِ اشْكُرْ لِى وَ لِوَ لِدَيْكَ إِلَىَّ الْمَصِيرُ »(1)

دو سال هم كه به تو شير داد. از منِ خدا كه به تو پدر و مادر دادم، تشكر كن! و به اندازه اى كه از من تشكر مى كنى، از آن دو هم تشكر كن! يعنى آن دو را هم كنار من بگذار.

اى فرزند! در قيامت به دادگاه من برمى گردى، اگر از پدر و مادرت كم بگذارى، از همه اعمالت در قيامت كم مى گذارم.

 

مرز اطاعت از پدر و مادر

خدايا! حالا من يك پدر و مادرى دارم كه اصرار دارند كه نماز نخوان، با خدا كارى نداشته باش، جلسات مذهبى و معارف الهى نرو.

يك وقت يك جلسه اى است كه از اول تا آخر فقط گريه و مصيبت و ناله است، اگر تو را منع كنند، شركت در آن حرام است، ولو پدر و مادر بى دين باشند.(2)

 


1 ـ لقمان (31): 14؛ «و انسان را درباره پدر و مادرش سفارش كرديم ، مادرش به او حامله شد [ در حالى كه ] سستى به روى سستى [ به او دست مى داد ] و باز گرفتنش [ از شير ] در دو سال است [ و سفارش كرديم ] كه براى من و پدر و مادرت سپاس گزارى كن ؛ بازگشت [ همه ] فقط به سوى من است .»

2 ـ الكافى: 2/162، حديث 14 ـ 15؛ «عَنْ جَابِرٍ قَالَ سَمِعْتُ رَجُلاً يَقُولُ لاِءَبِي عَبْدِ اللَّهِ عليه السلام إِنَّ لِي أَبَوَيْنِ مُخَالِفَيْنِ فَقَالَ بَرَّهُمَا كَمَا تَبَرُّ الْمُسْلِمِينَ مِمَّنْ يَتَوَلاَّنَا.»

«عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ عليه السلام قَالَ ثَلاَثٌ لَمْ يَجْعَلِ اللَّهُ لاِءَحَدٍ فِيهِنَّ رُخْصَةً أَدَاءُ الاْءَمَانَةِ إِلَى الْبَرِّ وَ الْفَاجِرِ وَ الْوَفَاءُ بِالْعَهْدِ لِلْبَرِّ وَ الْفَاجِرِ وَ بِرُّ الْوَالِدَيْنِ بَرَّيْنِ كَانَا أَوْ فَاجِرَيْنِ.»

 

اما يك جلسه اى است كه مسأله و رساله و حلال و حرام را مى گويند، خدايا! مى گويند نرو، روزه نگير، چادر سرت نكن، مشروب مى گذارند و مى گويند: بخور، با اين پدر و مادر چه كار كنم؟

خدا مى فرمايد: مسأله آن را هم برايت حل مى كنم:

« وَ إِن جَـهَدَاكَ عَلَىآ أَن تُشْرِكَ بِى مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ فَلاَ تُطِعْهُمَا »

آنچه كه ضد من است، گوش نده، اما:

« وَ صَاحِبْهُمَا فِى الدُّنْيَا مَعْرُوفًا »

به عالى ترين وجه با اين پدر و مادرِ مخالف من و بى دين همنشين باش، با پدر و مادرت كه دشمن من هستند؛ ديدنشان برو، آنها را نوازش كن، با پدر و مادرى كه مى گويند نماز نخوان و سراغ خدا و رساله نرو، شراب بخور، حجابت را بردار، فقط اين ها را گوش نده، ولى معاشرت تو با آنها بايد به نحو عالى باشد.

« وَ اتَّبِعْ سَبِيلَ مَنْ أَنَابَ إِلَىَّ ثُمَّ إِلَىَّ مَرْجِعُكُمْ فَأُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ »(1)

راه انبيا را طى كن، بدان كه بعد از مرگت، تمام برنامه هاى تو نسبت به پدر و مادرت را محاسبه خواهم كرد.

اگر چه پدر و مادرت بى دين باشند، ولى تو آمدى با من آشتى كردى، من خدايى


1 ـ لقمان (31) : 15؛ «و اگر آن دو نفر تلاش كنند تا بر پايه جهالت و نادانى [ و بدون معرفت و دانش كه روشنگر حقايق است ] چيزى را شريك من قرار دهى ، از آنان اطاعت مكن ؛ ولى در دنيا با آن دو نفر به شيوه اى پسنديده معاشرت كن و راه كسى را پيروى كن كه [ با توبه و ايمان و اخلاص ] به من بازگشته است ؛ سپس بازگشت شما فقط به سوى من است ، پس شما را از آنچه انجام مى داديد ، آگاه مى كنم .»

 

نيستم كه بگويم: برو در گوش پدر و مادر بى دينت بزن.

 

موسى عليه السلام و مراعات حال فرعون

من وقتى موسى عليه السلام را به پيغمبرى برگزيدم، سومين پيغمبر اولواالعزم من بود، به او گفتم: با فرعون كه روبرو شدى، بلند بلند با او صحبت نكن.

گفت: خدايا! شكم ها را پاره كرده، سرها را بريده، بچه هاى بى گناه را كشته، ممكن است در برخورد كار به داد و بيداد و فرياد برسد.

خطاب رسيد: اصلاً اجازه نمى دهم، چون وقتى تو كوچك بودى، مادرت تو را داخل جعبه گذاشت و به آب انداخت، جعبه را خود من تا دربار فرعون هدايت كردم. محبت تو را به دل فرعون و زنش انداختم، آنها به عنوان يك پدر و مادر تو را از آب گرفتند، پانزده سال زحمت بزرگ كردن تو را كشيدند، چون حق پدرى به تو دارد، بلند بلند با او صحبت نكن.(1)

 

شيخ انصارى و نگهدارى مادر

مادر شيخ انصارى از پا افتاده بود، نمى توانست راحت راه برود، هفته اى دو بار هم بايد حمام مى رفت، دويست سال پيش بيشتر خانه ها حمام نداشت، نزديك صد ميليون نفر در كل دنيا مقلد شيخ انصارى بودند، مرجع بود، هزار نفر مجتهد پاى درسش بودند. اما روزى كه مادر او مى خواست حمام برود، شيخ از درس مى آمد، مادرش را روى دوش خود مى گذاشت، به حمام زنانه مى آورد، دست زن


1 ـ تفسير كنز الدقائق و بحر الغرائب: 8/315 [سورة طه (20) : آيات 41 الى 59]؛ «فَقُولا لَهُ قَوْلاً لَيِّناً- [مثل:] هَلْ لَكَ إِلى أَنْ تَزَكَّى وَ أَهْدِيَكَ إِلى رَبِّكَ فَتَخْشى، فإنّه دعوة في صورة عرض و مشورة- حذرا أن يحمله الحماقة على أن يسطو عليكما، أو احتراما لما له من حقّ التّربية عليك.»

 

حمامى مى داد و مى گفت: من در كوچه قدم مى زنم، وقتى او را شستيد و تمام شد، به من خبر بدهيد، بيايم او را ببرم.

 

علت يتيمى پيامبر صلى الله عليه و آله

خدا به پيغمبر صلى الله عليه و آله مى گويد:(1)

« أَلَمْ يَجِدْكَ يَتِيمًا فَـءَاوَى »(2)

مى دانى چرا قبل از تولد، پدرت را از دنيا بردم؟ پدرت كه جوان و قوى بود، اما چرا مرگ او را رساندم؟ وقتى به دنيا آمدى، چرا مادرت را نگذاشتم كه شير به تو بدهد؟ تو را به يك زن روستايى دادم كه او مواظبت باشد، و پيش مادرت نباشى؟ شش ساله نشده بودى كه به ملك الموت گفتم: برو، آمنه را هم بياور؟ چون در چهل سالگى مى خواستم تو را مبعوث به رسالت كنم. اگر آن دو زنده بودند، بار رسالت و حق پدر و مادر، كمر تو را دو تا مى كرد، من اين بارها را كم كردم.

 

افضل اعمال نزد خدا

اين روايت در كتاب شريف كافى است. به امام صادق عليه السلام گفتند: بالاترين عمل پيش خدا چيست؟ « أىّ الأعمال أفضل؟ »

امام صادق عليه السلام فرمود: سه عمل؛ « الصلاة لوقتها » نماز سر وقت « و برّ الوالدين »


1 ـ المناقب: 3/99؛ «قال ابن عباس في قوله أَ لَمْ يَجِدْكَ يَتِيماً عند أبي طالب فَآوى إلى أبي طالب يحفظك و يربيك و وجدك في قوم ضلال فهداهم بك إلى التوحيد وَ وَجَدَكَ عائِلاً فَأَغْنى بمال خديجة فَأَمَّا الْيَتِيمَ فَلا تَقْهَرْ وَ أَمَّا السّائِلَ فَلا تَنْهَرْ وَ أَمّا بِنِعْمَةِ رَبِّكَ فَحَدِّثْ أظهر القرآن و حدثهم بما أنعم الله به عليك.»

2 ـ ضحى (93) : 6؛ «آيا تو را يتيم نيافت ، پس پناه داد ؟»

 

نيكى به پدر و مادر « و الجهاد فى سبيل الله »(1) جهاد در راه خدا.

امام صادق عليه السلام مى فرمايد:

« ما يمنع الرجل منكم أن يبرّ والديه حيّين أو ميّتين »

چه چيزى باعث مى شود كه شما به پدر و مادر خود، چه زنده باشند، چه مرده خوبى نكنيد؟

 

ادامه دارد ...


منبع : پایگاه عرفان
0
0% (نفر 0)
 
نظر شما در مورد این مطلب ؟
 
امتیاز شما به این مطلب ؟
اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی:

آخرین مطالب

روايات بسيار مهم باب دختر دارى‏
6- تحمل رنج عبادت‏
نگاه انسان متواضع به مردم‏
بازخورد پروردگار به بندۀ عاشق
غناى نفس
چگونگى توسل به اذكار
اخلاص اميرالمؤمنين عليه السلام در مبارزه با عمرو ...
بهره خدايى جوان متدين‏
شناخت خدا به وجود علي (علیه السلام)
قلب: فرعون وجود يا يوسف مصر؟

بیشترین بازدید این مجموعه

عزیمت حضرت مسلم ابن عقیل به شهر کوفه و شهادت ایشان
ارزش عمل صالح در زندگى‏
قلب: فرعون وجود يا يوسف مصر؟
حقيقت دوم: واعظ درون‏
غنيمت شمردن فرصت قبل از مرگ
تلاش چهارصد ساله غرب براى استعمار
گناه و سبب آن - جلسه بیست و دوم – (متن کامل + عناوین)
تأمل در خلقت حیوانات
شخصيت زن در قرآن‏
خدای پیدا و چشم نابینای ما

 
نظرات کاربر

پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز



گزارش خطا  

^