ايمان و آثار آن - جلسه یازدهم (1) - (متن کامل + عناوین)
شيعه واقعى
بسم الله الرحمن الرحيم
الحمد لله رب العالمين و الصلا و السلام على محمّد و اهلبيته الطاهرين صلوات الله عليهم اجمعين....
قرآن مجيد بيان مىكند اعتقاد به پروردگار بزرگ عالم، به تنهايى براى انسان سعادت نمىسازد، و اين كه بشر در اين اعتقاد، تنها نيست؛ بلكه تمام موجودات عالم با زبانى كه در ذات آنها وجود دارد، نه با زبانى كه براى آنها زبان گويا قرار داده شده، با ذات مقدس احديت ارتباط دارند. هيچ موجودى در محدوده عالم خلقت، نمىتواند جدا از پروردگار باشد؛ چون اگر بخواهد جدا باشد، هستى ندارد و وجودش در خطّ عالم، غير ممكن است؛ به خاطر همين جهت، قرآن مجيد از اين اتصال و رابطه به تنهايى ياد نمىكند تا اين كه بشر با آن مانند حيوانات نباشد؛ بلكه از ابتدا، امر اعتقاد و ايمان را مىگويد و به دنباله آن، برنامههايى را پيشنهاد مىنمايد كه مجموعه آن برنامهها عبارت است از به صورت خارجى درآمدن ايمان بشر به عنوان عمل صالح و شايسته در ظرف بيرون از خودش. قرآن مجيد اين بيان را به طور مفصّل دارد.
معناى ايمان
در كتاب عيون اخبار الرضا عليه السلام، صدوق رحم الله عليه از قول حضرت على بن موسى الرضا عليه السلام نقل مىكند كه حضرت فرمود: ايمان عبارت است از اعتقاد قلبى، اقرار به زبان و عمل به اعضا و جوارح. «1» اگر هر كدام از اين سه جنبه از ايمان در وجود انسان نباشد، ايمان او ايمان كاملى نيست و او از اسلام ناب فاصله دارد.
اقسام حيات
برداشت نورانى و اصيلى از زندگى مقدس امام سوم حضرت سيدالشهداء عليه السلام شده و درباره اين زندگى سرافرازانه گفتهاند: «انَّ الْحَيَاهَ عَقِيدَهٌ وَ جَهَادٌ.» «2»: زندگانى امام حسين عليه السلام، سرتاسر جهاد بوده است. در تفسير اين تعبير بايد گفت، حيات بر چهار قسم است:
قسم اول آن، حيات جمادى است؛ مانند حيات سنگها، كوهها، درياها، كهكشانها، كرات آسمانى؛
قسم دومش، حيات نباتى مىباشد؛ مانند حيات انواع مختلف گياهان؛
قسم سوم هم حيات حيوانى است؛ مانند حيات درندگان و چرندگان. در اين حيات، در محدوده خوردن، آشاميدن، اعمال شهوت و گذراندن عمر تا مردن، بشر با حيوانات ديگر شريك است؛
چهارمين قسم هم حيات انسانى مىباشد.
اين وطن مصر و عراق و شام نيست اين وطن جايى است كان را نام نيست «3»
شيخ بهايى
______________________________
(1) پىنوشت
1. عيون أخبار الرضا عليه السلام، ج 2، 124- 122، باب ما كتبه الرضا عليه السلام للمأمون فى محض الإسلام و شرائع: وَ الْإِيمَانُ هُوَ أَدَاءُ الْأَمَانَهِ وَ اجْتِنَابُ جَمِيعِ الْكَبَائِرِ وَ هُوَ مَعْرِفَهٌ بِالْقَلْبِ وَ إِقْرَارٌ بِاللِّسَانِ وَ عَمَلٌ بِالْأَرْكَانِ ....
(2) 2. شيخ شريفى، كلمات الإمام الحسين عليه السلام، ص 10:
بعض العبارات المنسوبه للامام عليه السلام على الرغم من اشتهارها و مضامينها الساميه، لمنجدها فى المصادر التى بحثنا فيها، من جمله ذلك: «ان الحياه عقيده و جهاد.»
(3) 3. شيخ بهايى، مثنوى نان وحلوا، فى تأويل قول النبى صلّى الله عليه و آله و سلّم.
حيات انسانى
منظور از اين حياتى كه در تعبير مزبور از زندگانى امام حسين عليه السلام شده، فقط حيات انسانى است؛ آن حياتى كه در خطّ انسان بودن است، و صفت رذيلهاى هم در آن ديده نمىشود، و در چهره آن، تمام صفات عالى انسانى منعكس مىباشد.
سعدى چنين حياتى را اين گونه توصيف مى كند:
تن آدمى شريف است به جان آدميت نه همين لباس زيباست نشان آدميت
اگر آدمى به چشم است و دهان و گوش و بينى چه ميان نقش ديوار و ميان آدميت «1»
بشر گداترين موجود عالم
هيچ حيوانى در عالم، اعم از حيوانات دريايىها، صحرايىها و هوايىها، براى گذراندن ادار امور زندگى به هيچ آدميزادى احتياج ندارد، ولى آدميزاد از هيچ چيزى در اين عالم بىنياز نيست. بنابراين مىشود گفت، گداترين موجود عالم، بشر بوده و بقيه موجودات هم هيچ احتياجى به بشر ندارند. اين تن با همه حيثيتش گدا است، گداى موجودات عالم، علاوه بر اين، در جهان مقامى به اين تن داده نشده است.
رابطه تن با روح و روان
اين تن مَركَب براى روان است، روانى كه اول دارد، ولى آخر ندارد، و براى عقلى كه اول دارد، ولى آخر ندارد. عقل و روح، مَركَبى كه لازم داشتند، به آنها عنايت كردند. بنا بر اين، بايد هميشه در انتخاب تمام برنامهها، عقل و روان حكومت كنند. ذليل و بيچاره ملتى كه عقل و روانشان نوكر چشم و شهوت شده، و عزيز، آن مردان و زنانى كه بدن را خدمتگزار عقل و روان قرار دادهاند.
قرآن مجيد مىفرمايد: خدا زن حضرت نوح پيغمبر عليه السلام و زن حضرت لوط پيغمبر عليه السلام را لعنت كند و از رحمت دور نمايد؛ چون هر دوى آنها خاين بودند. «2» عقل و روح در وجود آن دو موجود، ذليل و بيچاره بودند و اسير شكم و شهوت.
خداوند بر عكس آنها، چهره ديگرى را در عالىترين قله انسانيت نشان مىدهد كه آن مقام و شخصيت حضرت
______________________________
(1) 4. سعدى، مواعظ، غزليات، شماره 16.
(2) 5. اشاره به آى دهم سوره تحريم: «ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا لِلَّذينَ كَفَرُوا امْرَأَتَ نُوحٍ وَ امْرَأَتَ لُوطٍ كانَتا تَحْتَ عَبْدَيْنِ مِنْ عِبادِنا صالِحَيْنِ فَخانَتاهُما فَلَمْ يُغْنِيا عَنْهُما مِنَ اللَّهِ شَيْئاً وَ قيلَ ادْخُلَا النَّارَ مَعَ الدَّاخِلينَ.»
آسيه «1» همسر فرعون ملعون است. «2» او زنى بود كه بدن را خدمتگزار عقل و روان قرار داد؛ ولى آن دو زن با اين كه در خانه دو پيغمبر بودند، بدن را در اختيار روان و عقل قرار ندادند. در هر صورت، انسانيت و حيات، با انواع واقعيتها همراه هست. حقيقتها، درستىها، فضيلتها، صفات حسنه و آراستگىها، منظور از حياتى كه در توصيف زندگى وجود مقدس أبىعبدالله عليه السلام آمده، حيات انسانيت است.
اگر آدمى به چشم است و دهان و گوش و بينى چه ميان نقش ديوار و ميان آدميت
خور و خواب و خشم و شهوت شغبست و جهل و ظلمت حيوان خبر ندارد ز جهان آدميت «3»
وجود غريزه حيوانى در حيات انسانى
انسانيت در حيات حيوانيت پيدا نمىشود، ولى حيات حيوانيت در حيات انسانيت به كمال مىرسد. همه اشتباهات ادوار تاريخ در برنامههاى انسانها و اقوام، همين يك جمله بوده است كه آنها نتواستند حيات حيوانى را در حيات انسانى تكامل بدهند. عقل بايد هميشه مسايلى را كه در عالم حقيقت و واقعيت دارد، بدرقه كند و از توهمات، تصورات و پندارها بپرهيزد. در اين زمينه، قرآن مجيد كسانى را كه محكوم به حيات حيوانيت هستند، مثال مىزند به اين كه مانند آن مسافرى مىمانند كه تشنگى بر او غلبه كرده باشد. او در جاده حركت مىكند و از دور آب مىبيند. خيال مىكند رودخانهاى از شمال خيابانى به سمت جنوب آن در حركت است. مىدود و به آن نقطه معينى كه او انتخاب كرده، مىرسد، ولى جز بيابان چيز ديگرى را مشاهده نمىكند:
وَ الَّذينَ كَفَرُوا أَعْمالُهُمْ كَسَرابٍ بِقيعَهٍ يَحْسَبُهُ الظَّمْآنُ ماءً حَتَّى إِذا جاءَهُ لَمْ يَجِدْهُ شَيْئاً وَ وَجَدَ اللَّهَ عِنْدَهِ. «4»
______________________________
(1) 6. شيخ على النمازى، مستدرك سفينه البحار، ج 1، ص 138:
وأما امرأه فرعون آسيه، فكانت من بنى إسرائيل وكانت مؤمنه مخلصه، وكانت تعبد الله سرا، وكانت على ذلك إلى أن قتل فرعون امرأه حزبيل، فعاينت حينئذ الملائكه يعرجون بروحها لما أراد الله تعالى بها من الخير فزادت يقينا وإخلاصا وتصديقا.
(2) 7. اشاره به آى يازده سور تحريم: «وَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا لِلَّذينَ آمَنُوا امْرَأَتَ فِرْعَوْنَ إِذْ قالَتْ رَبِّ ابْنِ لى عِنْدَكَ بَيْتاً فِى الْجَنَّهِ وَ نَجِّنى مِنْ فِرْعَوْنَ وَ عَمَلِهِ وَ نَجِّنى مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمينَ.»
(3) 8. سعدى، مواعظ، غزليات، شماره 16.
(4) 9. نور: 39: و كافران اعمالشان مانند سرابى در بيابانى مسطّح و صاف است كه تشنه آن را [از دور] آب مىپندارد، تا وقتى كه به آن رسد آن را چيزى نيابد، و خدا را نزد اعمالش مىيابد كه حسابش را كامل و تمام مىدهد، و خدا حسابرسى سريع است.
اين تصوير، تصوير زندگى پندارى و وهمى است كه با حقيقت همراه نيست.
در ظرف حيات حيوانى، انسانيت را نمىتوان جستجو كرد. آن جا ظرف درندگى، تجاوز، بىتكليفى، قانونشكنى، حمله، اضطراب، هلاكت و نابودى است.
عالىترين كلاسِايجاد استقامت، صبر، حوصله، بزرگوارى و انسانيت
اين كلاس از عالىترين كلاسهاى ايجاد استقامت، صبر، حوصله، بزرگوارى و انسانيت در وجود انسان است. وقتى عليعليه السلام در انبار آمد و درب را باز كرد، نگاهى به انبار طلا كرد. اولين بار كه طلاها در چشم على عليه السلام برق زدند و درخشيدند، على عليه السلام هم گفت: «غُرّى غَيْرِى.»
برو اين دام بر مرغ دگر نه كه عنقا را بلند است آشيانه
من آن قدر آقايى و شجاعت دارم كه در مقابل دريا درياى تو، به هيچ عنوان شكست نمىخورم.
ادامه دارد . . .
English