يارىگر ورود و خروج از دروازه صدق
پروردگار عالم به اولين شخص عالم امكان و نخبه همه موجودات عالم هستى، اعلام مىكند كه با تمام وجودت از من كمك بگير. معلوم مىشود مسأله، خيلى مهم و عظيم است كه به ايشان، اين امر را واجب مىكند كه براى پرورش دهندگى و مربىگرى مرا به كمك بگير، براى اين كه از دروازه صدق وارد زندگى شوى و از دروازه صدق نيز خارج شوى.
علاوه بر اين، از من بخواه كه در اين زمينه قدرت يارى دهندهاى را كمك تو قرار دهم، يعنى دست تو در دست دو چيز باشد؛ يكى خدا و ديگرى قدرت بالاى يارى دهنده. اين كه مىگويم قدرت بالا، چون كلمه سلطان به معناى قدرت در آيه بدون «الف و لام» آمده است و از نظر ادبيات عرب، بر عظمت و بزرگى آن قدرت يارى دهنده دلالت دارد. قدرت خالص و پاك كه تمام وجودش براى يارى تو و اين كار عظيم بىنظير الهى است. مىخواهد يارى بدهد، و هيچ نيت ديگرى ندارد.
متن آيه اين است:
«وَ قُل رَّبّ أَدْخِلْنِى مُدْخَلَ صِدْقٍ»
اين «قل» امر به واجب است؛ به پيغمبر صلى الله عليه و آله واجب مىكند. خطاب آيه هم به پيغمبر صلى الله عليه و آله است و من نمونه اين آيه را در رابطه با حدود بيست و پنج پيغمبرى كه در قرآن ذكر كرده است، نديدم. اين آيه خاص ايشان است و علت خاص بودن آن هم، خاص بودن پيغمبر صلى الله عليه و آله، دين او و آن قدرت كنار خدا است، كه با كلمه نكره ذكر مىكند، كه بر عظمت آن قدرت دلالت دارد و اين قدرت در همه وجودش متمركز و «خالصاً لوجه اللّه» است. پيغمبر صلى الله عليه و آله نبوتش را يارى بدهد كه هم ورود او به دايره حيات و نبوت، ورود صدق باشد و هم روز خروج او از دنيا، خروج صدق باشد.
«وَ قُل رَّبّ أَدْخِلْنِى» يعنى تو اى ربّ، مالك، پرورش دهنده و اى مقام ربوبيت كه ربوبيت تو در تمام آفرينش سريان دارد؛ «الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبّ الْعلَمِينَ» اين ربّ اغلب در قرآن مجيد با كلمه «عالمين» همراه است؛ اى ربّى كه ربوبيت تو در تمام ذرّات عالم هستى كار مىكند، كه اگر كار نمىكرد، رشدى در اين عالم تحقق نداشت.
اگر او فقط نگاه الهيت به موجودات داشت، موجودات در همان نقطه اول وجود معطّل مىشدند. يعنى تمام دانهها، دانه و تمام آفرينش هم به صورت گاز بود. هيچ تحوّلى انجام نمىگرفت. اگر با رحمانيّتش هم نگاه مىكرد، فقط ظهور تحقق پيدا مىكرد و رشدى نداشت. اگر با رحيميتش هم نگاه مىكرد، فقط پوشيدن لباسِ وجود تحقق پيدا مىكرد و رشدى نداشت.
اگر شما مىبينيد كه يك دانه كوچك داخل سيب را، در زمينهاى مستعدى مىكارند، بعد از مدتى تبديل به يك درخت مىشود و سيب مىدهد، چون آن دانه در اتصال به ربوبيّت تبديل به يك درخت و اين همه ميوه مىشود. نظر ربوبى است كه موجودات بعد از پوشيدن لباس هستى، كه كمال اول آنها است، به كمال دوم مىرسند.
English