هنرمندى پيامبران
در قرآن وقتى كه سخن از ادريس به ميان مىآورد، مىفرمايد:
«عَلَّمْناهُ صَنْعَةَ لَبُوسٍ»
معلوم مىشود هنر خياطى قبل از اين پيامبر نبوده است، صنعت «لَبُوسٍ» در ارتباط با سوزن، نخ، پارچه و طراحى لباس است، قبل از حضرت ادريس عليه السلام مردم سوزن، نخ و پارچه را نمىشناختند، به هنر خيّاطى و مد لباس آشنا نبودند، پوست حيوانات را به صورت يك لنگ به خود مىبستند و به صورت يك روپوش روى دوش مىانداختند، مجموع لباس انسان اين گونه بوده است كه در قرآن اشاره مىكند كه شما بشرها از پوست حيوانات، براى خود خانه، چادر، خيمه و لباس درست مىكنيد. هنر بافندگى كه امروز به صورت يك صنعت بسيار مهم در جهان مطرح است، ريشه از يك پيغمبر الهى دارد.
هنر شكل دادن به آهن براى ابزار مبارزه و دفع ظلم دشمن، اين هنر حضرت داود عليه السلام بوده است كه در قرآن مطرح است، هنر سدّ سازى صنعتى، نه اينكه فقط يك مقدار خاك را جلوى يك رودخانه بريزند تا پشت آن آب جمع شود، بلكه سدّى كه فلز آب كرده در آن به كار رفته است و بين دو كوه عظيم اين سدّ زده شده، خراب هم نشد، فشار حوادث هم نتوانسته آن را خراب كند، اين هنر را خداوند در قرآن به ذوالقرنين نسبت مىدهد. قبل از حضرت نوح عليه السلام سفر آبى وجود نداشت، مردم در خشكىها زندگى مىكردند، خداوند در قرآن مىفرمايد: به نوح دستور داديم:
«وَ اصْنَعِ الْفُلْكَ بِأَعْيُنِنا»
ما به تو آموزش مىدهيم كه زير نظر ما كشتى درست كنى، مردم كشتى نديده بودند، همه سفرهاى دريايى و كشتىهاى عظيم، ريشه از نبوت يك پيامبر مىگيرد، كلًا تمدّن جهان برگرفته شده از انبيا است و انسانها هم نمك به حرامترين موجودات نسبت به انبيا هستند.
اگر تخته و چوب لياقت ذاتى نداشت، نجّارى در جهان به وجود نمىآمد، درب، پنجره و صندلى پيدا نمىشد، اگر چوب را خدا براى شكلگيرى لياقت ذاتى نمىداد، مردم چگونه در خانهها و پنجرههاى خود را درست مىكردند.
خداوند همه را به خود نسبت مىدهد، خداوند مىفرمايد: اين حيوانات حلال گوشت، مرغ، خروس، حيواناتى كه در زندگى شما نقش مهمى را بر عهده دارند، از آنها تعبير مىكند به «ذَلُولٌ»، رام بودنى كه در اوج رامى مىباشند.
شتر با اين هيكل قوى اگر رام بشر نبود، چه كسى مىتوانست ميليونها سال در اين كويرهاى بىدر و پيكر بار جابجا كند. به قدرى شتر رام است كه اگر به يك موش ياد بدهند كه از كاشان تا كرمان اين كوير را بايد طى كرد، مهار شتر را به موش بدهند و بگويند با دهان خود اين نخِ ابريشمى كه بسته به افسار شتر بگير، يك تكان بده، شتر با تكان دادن دهان موش بلند مىشود و دنبال موش راه مىافتد و تا كرمان مىرود، لكن اگر اين حيوان، رام نبود با آن هيكل قوى اولين انسانى كه مىخواست مهارش را بگيرد او را پاره پاره مىكرد.
گاو رام انسان است با اينكه شاخ دارد. الاغ رام است با اينكه قوىّ است، مرغ و خروس رام هستند با اينكه پر قوى دارند. والّا اگر رام نبودند، تمام اين مرغدارىهاى صنعتى بايد مرغها را با هزار ترفند اسير مىكردند كه به ملت بدهند.
همه حيوانات قابل خوردن و قابل باربرى، رام بشر هستند، خداوند مىفرمايد:
رام شما قرار دادم ولى قدر نشناسترين موجود آفرينش نسبت به خدا همين بشر است.
English